هفت تیر

اخبار هفت تیر

عضویت در هفت تیر

نوشته‌های تازه

  • آغاز به کار مجدد سایت هفت تیر از اول مهر
  • دادستان زنجان رسما اعلام کرد : مددی و دختر مورد تعرض ، صیغه بوده اند
  • آیا قطبی بخاطر همسرش پرسپولیس را در گرمای ۵۰ درجه به امارات برد ؟
  • تجارت پرسود خرافات در تهران : پیلم بده تا فالت بگیرم
  • گروگان گیری ۱۶ نظامی ایران و قتل ۶ نفر از گروگان ها توسط جندالله
  • آیا احمدی نژاد شلوار ش را خیس کرده ؟
  • روزی که خانه ما دزد زد و خاطره من از آگاهی و دادگاه
  • نشستن خانم های مانتویی در ردیف های اول تالار وحدت ممنوع شد
  • مددی آزاد شد و دانشجویانی که او را رسوا کردند همچنان در زندان به سر می برند
  • تصویری از یک جراحی عجیب : پیوند دست به پا
  • گران ترین های لیگ برتر
  • وام ۶۵ میلیون دلاری ایران برای توسعه برق رسانی در سری لانکا
  • احمدی نژاد : اطلاع دقیق دارم که همه سربازان و نیروهای نظامی آمریکا با ما هستند.
  • دانلود فرم جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوار برای دریافت نقدی یارانه
  • فیلم شلیک سرباز اسرائیلی به پای یک مبارز دستگیر شده فلسطینی

آخرين مطالب مورد بحث

  • masood: در اختراع یک سوئدی برای جلوگیری از تجاوز به زنان
  • masood: در اختراع یک سوئدی برای جلوگیری از تجاوز به زنان
  • مهدیه....قائمشهر: در sms اس ام اس رایگان ایرانسل
  • نیما: در ۱۶ دختر یک مدرسه در آمریکا از یک جوان خیابان خواب حامله شدند
  • غریبه: در عجیب ترین ساختمان ها و خانه های دنیا
  • غریبه: در عجیب ترین ساختمان ها و خانه های دنیا
  • Martin- ارمنستان: در عکس بوسیدن دست احمدی نژاد
  • کامران ازساری: در فیلم پشت صحنه مصاحبه ساختگی صدا و سیما
  • امید: در آیا احمدی نژاد شلوار ش را خیس کرده ؟
  • i_i: در آغاز به کار مجدد سایت هفت تیر از اول مهر
  • شهرام: در کلیپ اعدام ۵ مرد متجاوز به دختر ایرانی که به اشتباه گفته می شد افغانی هستند
  • اسیه: در عجیب ترین ساختمان ها و خانه های دنیا
  • سونیا: در sms اس ام اس رایگان ایرانسل
  • jalal: در عکسی متفاوت از رضا عطاران و خاطره حاتمی
  • علیرضا شه منظری - در آیا احمدی نژاد شلوار ش را خیس کرده ؟


  • خانه
  • ابر برچسبها
  • آیین نامه نظرات
  • << سفارش تبلیغات >>
  • درباره ما
مرداد ۰۸

دادستان زنجان رسما اعلام کرد : مددی و دختر مورد تعرض ، صیغه بوده اند

اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار دانشگاه, اخبار سياسي, حقوقی, داغ, طنز و سرگرمی ۱,۶۸۴ نظر »

http://zanjan.isna.ir/images/19048_1306_Golmohammadi2.JPG

هفت تیر ۷tir.com 
: به اطلاع خوانندگان محترم میرسانیم به گفته دادستان زنجان  یک مشکل مهم دیگر مملکت حل شد و تمام جنجالهای چند ماه اخیر سایت هفت تیر و سایر سایتها در مورد ماجرای دانشگاه زنجان در واقع بر سر لحاف ملا بوده است .
بر اساس این گزارش دکتر مددی با دختری که قرار بود به او تعرض کند قبل از فیلمی که ملاحظه کردید صیغه خوانده اند که چون صیغه در فیلم نیامده موجب سو تفاهم مردم و سو استفاده بعضی سایتهای معلوم الحال از جمله هفت تیر شده است .
دادستان زنجان در مورد  این مسائله که برای صیغه دختر باکره  نیاز به اجازه پدر وجود دارد چیزی نگفت اما تاکید کرد اگر آقای مددی و دختر فوقالذکر  روزی بخواهند ازدواج کننند حتما اجازه پدر لازم است .
دادستان زنجان که متوجه شده بود موضوع بازداشت مددی و دختر جوان با این قضیه که این دو صیغه بوده اند تناسبی ندارد و خیلی بد است که قوه قضاییه دو زوج جوان را به دلیل رابطه داشتن بازداشت کند گفت : البته یک سری چیزهای دیگر در پرونده بوده است که نمی توانم بگویم و  با این جمله کارشاسی مشکل بازداشت چند ماه این دو نفر نیز حل شد .
دادستان زنجان اشاره ای نکرد که چرا جناب مددی بیش از یک ماه دختر مورد علاقه اش را تحت فشار قرار داده و حتی به خوابگاه او مراجعه کرده و او را بارها تهدید به اخراج کرده است و البته می توان حدس زد که همه این حرکات از عشق زیاد جناب مددی ناشی شده است که البته دادستان زنجان و مسئولان عالیه نظام از آن رو که با اینگونه عشق ها به خوبی آشنایی دارد جناب مددی را به خوبی درک می کنند .
دادستان زنجان همچنین توضیح نداد که چرا دختر مورد نظر در قضیه دانشگاه زنجان با پسرهای دانشگاه هماهنگ کرد که در زمانی که ایشان می خواهند با شوهرش روابط زناشویی انجام دهند ، بریزند و شوهر بیچاره را خفت کنند . که البته این جور اختلاف ها همیشه بین زوج ها جوان پیش میاد و زیاد مهم نیست .
امیدوارم دختران و زنان ما در سایر نهادها و ادارات و دانشگاه ها از این ماجرا درس خوبی گرفته باشند . دختران ایران باید بدانند که همه مقاماتی که به ایشان نظر دارند مثل شوهر ایشان آنهم از نوع صیغه ای می مانند و بهتر است قبل از اینکه به زندان بیافتند و در زندان به صیغه شدن اعتراف کنند و موجب ماهها تشویش اذهان عمومی شوند با همان پیشنهاد اول ، مراسم کوتاه و مختصر صیغه را به جا بیاورند و هرگز سعی نکنند ماجرا را طوری دیگر وانمود کنند ( به قول معروف این جور فیلم ها واسه فاطی تمبون نمیشه )
به جواب رد به مسئول محترم یا افشا فشارهای او نیز اصلا فکر نکنید که موجب اخراج شما از نهادی که در آن مشغولید می شود پس حال که در صیغه به روی همه باز است و جدیدا نیاز به اجازه پدر نیز ندارد با زبان خوش استقبال کنید .
در پایان سایت هفت تیر پیشنهاد می کند برای اینکه از آقای دکتر مددی اعاده حیثت شود و حقانیت ایشان ثابت شود جناب مددی در مقام بالاتری در همان دانشگاه مشغول به فعالیت شوند و منتظر استقبال  باشکوه دانشجویان باشند .
.
مددی آزاد شد و دانشجویانی که او را رسوا کردند همچنان در زندان به سر می برند
 فیلم دانشگاه زنجان
شرح دقیق اقدامات دکتر مددی برای تحت فشار قرار دادن دختر دانشجو

.
دکتر مددی - صیغه - دانشگاه زنجان - صیغه نامه - مددی - نام دختر دانشجو دانشگاه زنجان - فیلم دانشگاه زنجان 

مرداد ۰۷

گروگان گیری ۱۶ نظامی ایران و قتل ۶ نفر از گروگان ها توسط جندالله

اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, حوادث, داغ ۳۲۹ نظر »

جندالله پاسگاه سروان عکسهای گروگان ها عبدالمالک ریگی
گروگان های ایرانی سروان جندالله
هفت تیر  ۷tir.com  
: به گزارش تلویزیون العربیه گروه شورشی جندالله می گوید دو عضو دیگر از گروهی ۱۶ نفری از اعضای نیروی انتظامی ایران که ماه پیش گروگان گرفت را به قتل رسانده است.

  به این ترتیب شمار سربازانی که جندالله “قتل” آنها را اعلام کرده است به شش نفر می رسد. با این حال مقام های ایرانی نسبت به ادعاهای قبلی این گروه در مورد قتل گروگان ها ابراز تردید کرده و آن را عباراتی چون “جنگ روانی” و “شایعه” توصیف کرده اند.

تلویزیون العربیه که در دوبی مستقر است روز شنبه گزارش داد جندالله که در جنوب شرق ایران فعالیت می کند با این کانال تماس گرفته تا خبر اعدام دو سرباز دیگر را اعلام کند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه در تصاویر العربیه مردان مسلح و نقاب زده جندالله برای قتل دو سرباز دیگر که چشمان آنها با پارچه بسته شده بود آماده می شدند.

سخنگوی جندالله تهدید کرد تا زمانی که ایران با درخواست این گروه بلوچ برای آزادی ۲۰۰ تن از اعضای آن موافقت نکند هر هفته دو گروگان را خواهد کشت.

این گروه شورشی ماه پیش شانزده  افسر و سرباز ایرانی را در سراوان در نزدیکی مرز پاکستان از درون یک پاسگاه مجهز مرزی ربود که ظاهرا آنها را به پاکستان برده است.

جندالله ابتدا یک هفته پس از گروگان گیری در روز۳۱ خرداد- از قتل دو تن از سربازان خبر داد و هفته بعد اعلام کرد به دلیل برآورده نشدن خواسته هایش دو نفر دیگر از آنها را کشته است.

با این حال به نظر می رسد جمهوری اسلامی  ایران در برابر  ادعاها و اخطارهای این گروه که تا به حال چندین نفر از نیروهای نظامی ایران را به گروگان گرفته و کشته اند ، ناتوان است .

غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات ایران روز یکشنبه هفته گذشته تازه ترین مقامی بود که قتل گروگان ها را به عنوان “شایعه” رد کرد. وی گفت: “انشاء الله همه این افراد سالم هستند و خبرهایی که در مورد شهادت برخی آنها گفته شده تأیید نشده است.”

با این حال او گفت “رایزنی ها و تلاش ها برای آزادی این گروگان ها ادامه دارد و امیدواریم این افراد به زودی آزاد شوند.”

گروگانگیری پاسگاه سروان و ۱۶ نیروی پرسنل  این پاسگاه مرزی ایرانی تقریبا همزمان با تحویل عبدالحمید ریگی برادر عبدالمالک ریگی، رهبر گروه جندالله روی داد. عبدالحمید ریگی پس از حدود یک سال بازداشت در پاکستان به ایران تحویل داده می شد.

گروه جندالله که نام خود را جنبش مقاومت مردمی ایران گذاشته است ،  هدف خود را احقاق حقوق قومی و مذهبی اقلیت بلوچ در ایران و مبارزه با ظلم های حکومت ایران به بلوچ های سنی  عنوان می کند اما جمهوری اسلامی ایران این گروه را تروریستی می داند .  تاکنون ده ها نظامی ،  مقام دولتی و غیرنظامی در عملیات خشونت بار این گروه کشته شده اند.
.

فرمانده پاسگاه سروان جندالله گروگانگیری سروان
عکس فرمانده قرارگاه سروان علی محمدی و معاونش که در حال حاضر در دست جندالله اسیر هستند .
جندالله تهدید کرده است که در صورتی که نیروهای زندانی های این گروه در ایران آزاد نشوند گروگان ها را می کشد اما وزیر اطلاعات ایران گفته است هیچگونه مذاکره و معامله ای با گروگان گیران انجام نخواهد شد .
.
بخشی از عملیات های گروه جند الله تا به امروز :

. عملیات تاسوکی در ۲۵ اسفند ۱۳۸۴ و کشته شدن ۲۲ نفر در ده کیلومتری پاسگاه تاسوکی - در این عملیات جند الله به کاروان عبوری که گویا شامل استاندار و فرماندار میشد حمله کرد که استاندار کشته نشد

ترور چهار مأمور نیروی انتظامی در بهمن ماه ۱۳۸۵ در خیابان بزرگمهر شهرستان زاهدان که از خیابان‌های اصلی این شهر است.
.
انفجار اتوبوس کارکنان نیروی زمینی سپاه در ۲۵ بهمن ۱۳۸۵ که تنها چند روز پس از ترور سرهنگ شیبک و سه همکار وی در زاهدان رخ داد و طی آن با انفجار بمبی که در سر راه اتوبوس کارکنان سپاه منفجر شد، ۱۳ تن از نیروهای تیپ ۱۱۰ سلمان فارسی نیروی زمینی سپاه به شهادت رسیدند و قریب بیست نفر نیز زخمی شدند.
.
در پنجشنبه ۲۸ تیر
۱۳۸۶ در منطقه کورین اطراف زاهدان در طی کمین تروریست‌ها ۱۱ نفر از نیروهای بسیجی، سربازان وظیفه و سپاهی کشته شدند و ۹ تن نیز با زخم‌هایی بر پیکر راهی بیمارستان شدند. این حادثه لحظاتی پس از پایان سفر فرمانده کل سپاه به استان سیستان و بلوچستان رخ داد.
.
دو عملیات گروگان گیری در سروان بار اول یازده نفر از نیروهای انتظامی و این بار ۱۶ نفر از پرسنل پاسگاه سروان به گروگان گرفته شدند .

.
برچسبها : عبدالمالک ریگی - جندالله - پاسگاه سروان - گروگان گیری - عکس گروگان ها -  تصاویر گروگان های جندالله پاسگاه سروان - تصاویر عملیات سروان - تاسوکی - عکس
- فیلم اعدام - فیلم ترور - پاسدار - فرمانده پاسگاه سروان - علی محمدی

مرداد ۰۶

مددی آزاد شد و دانشجویانی که او را رسوا کردند همچنان در زندان به سر می برند

اخبار داغ, اخبار دانشگاه, اخبار سياسي, داغ, مقالات سياسي ۳۶۱ نظر »

عکس دکتر مددی دانشگاه زنجان
هفت تیر ۷tir.com  به قلم علی افشاری :  مددی ، معاون خطاکار دانشجویی زنجان از زندان آزاد شد و بدینگونه مقامات قضایی مهر خاتمت بر رسوایی حادثه زنجان زدند. اما از سرنوشت دختر مظلوم و بی پناه خبری نیست و سه دانشجوی دانشگاه زنجان نیز مدتی است در حبس به سر می برند و وضعیت نامعلوم آنها باعث نگرانی جامعه دانشجویی کشور شده است . اگر رفتار هوسبازانه مددی در کشور های آزاد و مدرن دنیا که داعیه رسالت اخلاقی و انسان سازانه هم ندارند، رخ داده بود، نامبرده از هستی اجتماعی ساقط شده بود. بلافاصله پس از محرز شدن جرم از دانشگاه اخراج می شد و تا پایان عمر امکان کار در موسسات عمومی را پیدا نمی کرد واز همه مهمتر در زیر آوار برخورد طرد کننده افکار عمومی خرد می شد.

ولی در جمهوری اسلامی ابتدا شاکی تخطئه می شود، پرونده با جابجایی شاکی و متشاکی وارونه می گردد و سپس سوء استفاده فردی ضعیف النفس از موقعیت اداری خودش برای تحمیل خواست نامشروعش از دختری بی پناه، به توطئه ای از سوی بیگانگان تعبیر می گردد که با همکاری دانشجویان دامی اخلاقی برای وی پهن کرده اند تا فضاهای دانشگاهی را بحرانی نمایند! و در نهایت نیز دانشجویان متهم می شوند که با گرفتن مچ مجرم و دفاع از حریم نظام اخلاقی آکادمیک، اشاعه فحشا کرده اند!!!

آخر از این کاراگاه های نابغه باید پرسید، واقعا بحران سازی نیاز به چنین حربه هایی دارد؟ سوء تدبیر ها وبی لیاقتی مدیران انتصابی وزارت علوم به اندازه کافی بحران ساز هست که نیازی به تحریک هوای نفس برخی از مدعیان اصول گرایی نیست.

یا سردار رادان مرد روزهای وحشت پاسخ دهد که وقتی چنین تخلفات آشکاری با سهل انگاری مواجه می شود، چه جای لشگر کشی به خیابان ها و اماکن عمومی در پوشش حراست از امنیت اخلاقی جامعه و تعرض به جوانان به دلیل گناه نکرده است؟

این ظلم و اجحاف آشکار همراه با سرهم بندی کردن پرونده سردار زارعی بار دیگر تایید کننده برخورد ابزاری با مقوله اخلاق از سوی حکومت است. از یک طرف زنان ایرانی بر اساس تفاسیر غیر منطقی، مطلق انگارانه و یکسویه از پاکدامنی و عفاف با ده ها محدودیت نابجا دست و پنجه نرم می کنند. از آزادی برخوردار نیستند تا نوع پوشش و سبک فرهنگی دلخواه خود را انتخاب کنند و به بهانه طرح های امنیت اخلاقی واجتماعی، در خیابان ها مورد اذیت و آزار قرار گرفته و کرامت انسانی آنها پایمال می گردد، اما از طرف دیگر به سادگی از تخلفات بارز و آلودگی وابستگان حکومت به فساد اخلاقی با اغماض و چشم پوشی عبور می شود!

این تناقضات سئوال جدی را به اذهان متبادر می کند که چرا تریبون های حکومتی که هر اتهام ناروا و تهمت آشکاری را نثار زنان و مردانی می کنندکه سلیقه فرهنگی و نظام اخلاقی متفاوتی از آنها دارند ا جایی که به خلاف های آشکار خودی ها می رسند، ناگهان گاردی خطاپوشانه می گیرند و مانند وزیر علوم حضور دختری بی حجاب در اطاقی در بسته با معاون دانشجویی دانشگاه زنجان را بی اشکال می پندارند؟!. حال اگر مورد مشابهی برای یک فرد مستقل و یا متعلق به جریان مخالف اتفاق بیفتد، فریاد واسلامای حضرات گوش فلک را کر می کند، ده ها تجمع زنجیره ای برگزار می شود و از هیچ اقدامی برای ریختن آبروی آن فرد فروگذار نمی گردد.

به عنوان نمونه امام جمعه مشهد که علی القاعده باید پاسدار حقوق افراد و آبروی مومنان باشد، بی پروا زنانی که به دنبال احقاق حقوق انسانی تضییع شده خودشان و رفع قوانین تبعیض آمیز جنسیتی هستند را ” هرزه” می خواند.  اقدام هتاکانه وی ضمن آنکه بنا به موازین فقهی مستلزم جاری شدن حد است، خود مصداق بارزی از “هرزگی کلامی” را نشان می دهد.

تجربه حوادث پس از انقلاب به خوبی بطلان ادعای نادرست حکومت در مساوی قرار دادن بی حجابی با بی بند وباری اخلاقی را نشان می دهد. به عبارت دیگر حجاب اجباری نقشی بازدارنده در اعمال منافی عفت ندارد. بلکه بر عکس اعمال نقش قیم مآبی در عرصه فرهنگ واخلاق وتحمیل الگوهای فرهنگی وسبک های پوشش دستوری، وضعیت نابهنجاری را در جامعه پدید آورده است. بررسی آمار بزهکاری های اجتماعی نشان می دهد که متاسفانه تخلفات اخلاقی در شهر های مذهبی که سخت گیری های ببشتری اعمال شده وفضای اجتماعی بسته تری وجود دارد به طور نسبی بیشتر است.

البته باور ها و احکام مذهبی اگر با رضایت قلبی و اعتقاد درونی و بدور از خرافه گرایی از سوی افراد پذیرفته و اجرا شوند، تاثیراتی مثبت در تعالی اخلاقی و رفتاری افراد دارند. منتها در نگرش اخلاقی، ارزش وفضیلتی برای یک نظام اخلاقی خاص وجود ندارد. نظام های اخلاقی عرفی نیز به همین میزان کارآمد هستند. یعنی چون انسان ها با هم تفاوت دارند و به نظام های ارزشی مختلف پایبند هستند، لذا ناگزیر از الگوهای اخلاقی متفاوتی تبعیت می کنند که در عین تکثر مسیری متفاوت را برای تحقق آرمان های اخلاقی و اصول انسانی طی می نمایند. معیار ها و ملاک های اعلام شده و رسمی برای نوع پوشش و رفتار اخلاقی مجاز ضمن آنکه ناقض حقوق شهروندی وسلب کننده آزادی های اجتماعی هستند، فقط یک سلیقه خاص فرهنگی را نشان می دهند و تخطی از آنها لزوما به معنای جرم و فعل غیر اخلاقی نیست.

اما اتفاقات اخیر نشان داد که انگیزه اصلی اولیای امور در چنین تفاسیر مضیق و یکسویه از اخلاق و عفاف زنان، اهداف سیاسی و معادلات قدرت است. اگرچه در ظاهر بر تلقی اسلام فقاهتی از اخلاق و ارزش های انسانی تکیه دارد.

در اصل محدودیت ها و سختگیری ها، وسیله ای برای تثبیت سرمشق های مورد نظر حکومت در جامعه است. رواج بی حجابی و الگوهای دگر خواهانه سبک زندگی در اجتماع، تزلزل و سستی پایگاه اجتماعی و مشروعیت نظام سیاسی را نمایش می دهد و همانگونه که اخیرا یکی از روحانیون گفته است : بد حجابی عملی برخلاف نظام و انقلاب است!
تحمیل مناسبات فرهنگی مورد نظر حکومت، فضای مشارکت و تحرک سیاسی و اجتماعی برای افرادی که نگرش اخلاقی و ارزشی متفاوت با سنت گرایی دارند، را تنگ می کند. خیل وسیعی از نیروهای مدرن و بخصوص زنان بی حجاب به راحتی با توسل به این ملاک های غیر منطقی و مغایر با حقوق بشر از ورود به نمایندگی مجلس، پست های ارشد اداری و مدیریت های بالا در سطوح مختلف جامعه محروم می شوند.
به لحاظ تاریخی هم حجاب اجباری در مراکز عمومی، مقدمه محرومیت اقشار مدرن از مشارکت در حیات سیاسی جامعه در سال های نخستین پس از انقلاب بود.

بنابراین آگاهی نسبت به این برخورد ابزار انگارانه از مقوله اخلاق، دلیل بی اعتنایی برخی از دست اندرکاران امور به نسبت به حفظ سلامت اخلاقی و پارسایی اجتماعی است.

همچنین بی پروایی و جسارت برخی از کارگزاران حکومتی و آلودگی جمعی از آنان به نمونه های حاد و نادر فساد اخلاقی نفوذ این معضل در ساختار نظام را آشکار می سازد که، باعث می شود آنها جرات ارتکاب این اعمال شنیع را پیدا کنند وترسی از مجازات هم نداشته باشند.

از سویی دیگر نظام بسته، نبود سازو کار های موثر نظارت عمومی و وجود حس عدم پاسخگویی وفعال مطلق بودن در عناصر حکومتی و بخصوص نیروهای امنیتی، مستعد رشد چنین ناهنجاری هایی است.

در این میان، گرایش های افراطی تر که بیشتر بر برخورد های اقتدار گرایانه در حوزه اخلاق تاکید می کنند و می خواهند همه را به شکل ارزشی مورد نظر خودشان در بیاورند، به طور نسبی از آلودگی بیشتری نیز برخوردار هستند. مشاهده آمار تخلفات منصوبین دولت اصول گرای احمدی نژاد بخصوص در دانشگاه ها، کارنامه بد تری را در قیاس با دولت ها ی قبلی منعکس می سازد.

البته لازم به ذکر است که نیروهای سالم و پاکدامن نیز در نظام سیاسی وجود دارند و دامان اکثریت بدنه نظام از این اتهامات پاک است به عبارت دیگر نمی توان لزوما قبول مسئولیت در جمهوری اسلامی را به منزله آلودگی اخلاقی در نظر گرفت. ولی شرایط و مناسبات بگونه ای است که آنها توان بازدارندگی ندارند.

تجربه پرونده های اخیر که در گزارش هیئت تحقیق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضائیه نیز به تفصیل ذکر شده بود، نشان می دهد که دستگاه قضایی در مجازات خاطیان و جلوگیری از این مفاسد ناتوان است و حتی بخشی از آن نیز آلوده به این معضل است.

تاثیرات متقابل فساد اقتصادی، فرهنگ نوکیسه گی و غارت اموال عمومی نیز به نوبه خود نقش عمده ای در گسترش ناهنجاری های اخلاقی در برخی مسئولین دارد که خود بحث جداگانه مفصلی را می طلبد.

بنابراین با توجه به مباحث فوق، استفاده ابزاری از مفاهیم اخلاقی و مقدسات و سیطره مناسبات اخلاق –قدرت در حکومت همراه با ریاکاری و ترویر بخشی از نیروها و هوادران آن، عامل عمده بیماری کنونی جامعه در ابتلا به ناهنجاری ها و نابسامانی های اخلاقی و اجتماعی است و همچنین با لوث کردن اصل” ارزشمداری اخلاقی”، بی هنجاری ونهیلیسم اخلاقی را ترویج می کند.

در شرایطی که دوران گذار اجتماعی در ایران بواسطه هژمونیک نشدن ارزش های جدید پس از فروپاشی نظام کهن اخلاقی، طولانی شده است، بهره برداری سیاسی از فضیلت های انسانی و اخلاقی و وجود دوگانگی در عمل و ادعا، جامعه را به لحاظ ابتلا به ناهنجاری ها، آسیب پذیر تر می کند.

رها کردن امثال مددی و باز گذاشتن دست آنها در تعرض به نوامیس مردم، اسباب جری تر شدن متجاوزین به حریم باور های اخلاقی را فراهم می کند و با تضییع حقوق مردم و ارزش های انسانی، بیش از پیش اعتماد عمومی نسبت به نفس اصول اخلاقی را متزلزل می کند.

این بی عدالتی ها علاوه بر آنکه کارنامه اخلاقی جمهوری اسلامی را سیاه تر می کند، هزینه سنگینی را نیز نثار جامعه متلاطم کنونی ایران می کند که تابو ها و خطوط قرمز در محدوده “اخلاق اجتماعی و جنسی” در معرض طوفان های ویرانگر شک و تردید قرار گرفته اند.
.
قبلی  : دختر دانشجو زنجانی که حاضر به رابطه نامشروع با معاون دانشگاه نشده بود ، بازداشت شد
. شرح دقیق اقدامات دکتر مددی برای تحت فشار قرار دادن دختر دانشجو
. فیلم دستگیری دکتر مددی

.
دکتر مددی - دانشگاه زنجان - عکس دکتر مددی - عکس مددی -عکس مددی - رسوایی اخلاقی دانشگاه زنجان - معاون دانشگاه زنجان

مرداد ۰۵

وام ۶۵ میلیون دلاری ایران برای توسعه برق رسانی در سری لانکا

اخبار داغ, اخبار اقتصادی, اخبار ايران, اخبار جهان, اخبار سياسي, داغ ۲۷۳ نظر »

احمدی نژاد سری لانکا
احمدی نژاد سری لانکا
عکسهایی از دیدار احمدی نژاد از سریلانکا

هفت تیر ۷tir.com   :   به دنبال سفر چند ماه قبل احمدی نژاد به سری لانکا ، وزارت نیرو و انرژی سری لانکا اعلام کرد ایران برای برق رسانی به مناطق دوردست روستایی در سری لانکا ۶۵ میلیون دلار وام در اختیار این کشور قرار می دهد.


به گزارش هفت تیر  به نقل از دیلی میرور، وزارت نیرو و انرژی سری لانکا با انتشار بیانیه ای اعلام کرد ایران ۶۵ میلیون دلار وام در اختیار این کشور قرار می دهد.
این وام برای برق رسانی به مناطق دوردست روستایی در سری لانکا مصرف خواهد شد.
بر اساس این بیانیه یک کمیته ای در سطح عالی تشکیل شده است تا بر چگونگی اجرای طرح برق رسانی به مناطق روستایی نظارت داشته باشد.
سفیر ایران در سری لانکا نیز گفت وام اعطائی ایران با دوره بازپرداخت طولانی مدت و بر پایه روابط دوستانه میان دو کشور در اختیار دولت سری لانکا قرار داده می شود .
.
قبلی :  برداشت از صندوق ذخیره ارزی برای حل مشکلات نیکاراگوئه
.

سری لانکا  - سری لانکا - صادرات برق - وام - سریلانکا - احمدی نژاد 

مرداد ۰۵

احمدی نژاد : اطلاع دقیق دارم که همه سربازان و نیروهای نظامی آمریکا با ما هستند.

اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, داغ, روانشناسي ۳۳۰ نظر »

محمود احمدی نژاد
سرباز آمریکایی در عراق در حال پنچرگیری پنچر گیری
هفت تیر ۷tir.com   :   احمدی نژاد روز پنجشنبه در دیدار با روحانیون و علمای استان کهگیلویه و بویر احمد، از شواهدی خبر داد که بنا بر آنها دنیا عوض شده است . او در این سخنرانی به سه نکته بسیار مهم اشاره می کند . از همان نکته هایی که هیچوقت اسم سوژه در آن برده نمی شود و همیشه چند ماه بعد از ماجرا توسط رئیس جمهور روایت می شود . اولین نکته این بود آقای احمدی نژاد اطلاع دقیق یافته اند که سربازان آمریکایی با جمهوری اسلامی هستند و به همین دلیل آمریکا جرات حمله به ایران را ندارد . دوم اینکه ایشان ادعا کردند که با یکی از نامزد های انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مذاکره کرده اند و نامزد ریاست جمهوری آمریکا به احمدی نژاد گفته است که او قصد دارد نظریات  و حرفها احمدی نژاد را در آمریکا جلو ببرد و جالب است که خبر به این مهمی را بعد از ماها اعلام کردند و نام شخصی که نامزد ریاست جمهوری آمریکاست و احمدی نژاد با او مذاکره کرده را نیز نیاورده اند . سومین نکته که گویا این هم خیلی اهمیت دارد این است که راننده هیات آمریکایی با اشاره انگشت به سبک صمد آقا به هیات ایرانی فهمانده که او هم با جمهوری اسلامی است و گویا دیگر در آمریکا کسی که طرفدار جمهوری اسلامی نباشد باقی نمانده است .

به گزارش رسیده از  یاسوج، در این دیدار دکتر محمود احمدی نژاد با بیان رسالتهای حساسی که امروزه به عهده روحانیون گذاشته شده، گفت: نقش علما باید بیشتر شود و حوزه های علمیه هم بحمدالله روز به روز در حال پیشرفت و ترقی هستند.

احمدی نژاد ادامه داد: در حال حاضر گرایش انسانها به سمت عدالت و ارزشهاست و این همان دورانی است که ما چشم انتظار ان هستیم. بگذارید چند تا از نشانه هایش را برای شما بگویم :

بیرون از ایران در همه جای دنیا حتی در خود امریکا ما نشانه های این بازگشت را می بینیم
سال گذشته که به نیویورک رفته بودم یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری امریکا گفت : فلانی ! همین حرفهایی را که تو می زنی ، من می خواهم اینها را در اینجا جلو ببرم . گفتم: چرا اینجور میگی ؟  گفت مردم اینجا این حرفها را می پسندند. این حرفها در اینجا خریدار دارد و مردم اینها را می خرند.

امروزقلب همه دنیا با ماست. ایرانی هر کجای دنیا که می رود عزیز است . من در عراق یک پیامی به  آمریکا دادم گفتم شما با چه چیزی ایران را تهدید می کنید؟ من دیده ام و اطلاع دقیق دارم که همین سربازان و نیروهای نظامی آمریکا با ما هستند .
در همین سفری که اخیرا آقای جلیلی، این جوان مومن رفت و در برابر هفت هشت تا از آدمهای مارخورده که هر کدام با هواپیماهای اختصاصی و با متن از پیش نوشته شده و… آمده بودند، نشست، راننده همان طرف مقابل وقتی جلیلی را می بیند، با انگشت به آقای جلیلی اشاره می کند و می گوید: ما با شما هستیم .

و همه جای دنیا همینطور است .
احمدی نژاد
ما به عنوان یک مسلمان در مقابل دین مسیح نیستیم. در مقابل دین یهود نیستیم، به روسای کلیساهای آمریکا گفتم، همین الان اگر حضرت عیسی تشریف بیاورند، هر دستوری به من بدهند، اطاعت می کنم که آنها تعجب کردند . پیامبر ما نقطه کمال را آورد نه نقطه نقابل را. دین فقط یکی است و همه یک چیز می گفتند .اسلام کمال یهودیت و کمال مسیحیت است .

وی با اشاره به شیوه تبلیغ و دعوت به اسلام گفت: همه اینها وقتی نتیجه می دهد که بالاخره یک حرکتی به وجود بیاید. تا یک حرکتی اتفاق نیفتد، کسی به دنبال حقیقت نخواهد رفت .
اگر در عمل دنیا دید ملت ایران پای پاکی و عدالت ایستاده است، دنیا فوج فوج به طرف ما خواهد آمد .امام زمان عصاره همه خوبیها و عدالت است و ما ماموریت داریم جهان را به انسان کامل دعوت کنیم. هرچه قدر هم این دعوت قوی تر باشد، اثرگذاری هم قوی تر است و کسی نمی تواند جبهه گیری کند. نظام ولایی اصلا یعنی فریاد بلند دعوت به امام و همه شان و ماندگاری نظام به خاطر همین است .

رییس جمهور افزود: خدا شاهد است من نامه ای را که برای بوش نوشتم، با وضو نوشتم و وقتی خواستم امضا کنم گفتم: ای خدای بزرگ، در این نامه هدایت قرار بده و اگر لجاجت کرد و مقاومت کرد، حیثیتش را ببر . این وظیفه ماست . خدا خودش می گوید می گوید: «اذهب الی فرعون انه طغی ….» حالا ما می خواهیم جهان را به عصاره همه خوبیها و زیبائیها همه عشقها و واسطه فیض دعوت کنیم این خیلی جاذبه دارد و عامل وحدت است .
قابل توجه است احمدی نژاد چندی پیش در سخنرانی دیگری ادعا کرده بود که یکی فرماندههان نیروهای آمریکایی در عراق با او عکس گرفته است و به او اظهار ارادت کرده است که بعدا مسئولان عراقی افشا کردند شخصی که با احمدی نژاد عکس گرفته نظامی نبوده بلکه مترجم یکی از فرماندهان آمریکایی بود که خود آن مترجم اصلا آمریکایی نبود و عرب بوده است .
.
قبلی : نگاهی به ادعای عجیب احمدی نژاد در مورد قصد آمریکایی ها مبنی بر دزدیدن او
.

برچسبها : عکس - محمود احمدی نژاد -آمریکا - عراق - سربازان آمریکایی در عراق - عکس گرفتن فرمانده آمریکایی با احمدی نژاد - ادعای عجیب احمدی نژاد - مشنگ - 

مرداد ۰۳

نامه آیت الله منتظری به آیت الله خمینی تاییدی بر تجاوز به دخترهای باکره در زندان ها

اخبار داغ, اخبار سياسي, از كتاب خاطرات, داغ, مذهبي ۴۰۴ نظر »

http://www.amontazeri.com/farsi/albom/68/8(68).jpg
هفت تیر   ۷tir.com 
:  چند روز پیش خاطره ای مبنی بر تجاوز به دختران باکره قبل از اعدام در اول انقلاب  ، در سایت هفت تیر قرار گرفت . بعضی از خوانندگان که اطلاعات کمی در مورد  برخورد های سالهای اول انقلاب با زندانیان و خاطرات مفصل روایت شده در این مورد داشتند با دیده شک و تردید به این مطلب نگریستند و در اصل موضوع تردید وارد کردند . امروز سند غیر قابل ردی از نامه قائم مقام رهبری به رهبر انقلاب در سال ۶۷ به دست من رسید که به وضوح به این موضوع اشاره می کند و تجاوز به دختران باکره در زندان های جمهوری اسلامی را تایید می کند . در این نامه که از سوی آیت الله منتظری در حول و حوش ماجراهای سال ۶۷ و کشتن بیش از ۴ هزار نفر از زندانیان  سیاسی ،  خطاب به آیت الله خمینی رهبر وقت انقلاب نوشته شد  .  آیت الله منتظری در قسمتهایی از نامه اینگونه می نویسند :

”  آیا میدانید که جنایاتى در زندانهاى جمهورى اسلامى بنام اسلام در حال وقوعند که شبیه آن در رژیم منحوس شاه هرگز دیده نشد؟ آیا میدانید که تعداد زیادى از زندانیها تحت شکنجه توسط بازجویانشان کشته شده اند؟ آیا میدانید که در زندان (شهر) مشهد, حدود ۲۵ دختر بخاطر آنچه بر آنها رفته بود … مجبور به درآوردن تخمدان یا رحم شدند؟ آیا می دانید که در برخى زندانهاى جمهورى اسلامى دختران جوان به زور مورد تجاوز قرار میگیرند …  “

در سندیت این نامه که در کتاب خاطرات آیت الله منتظری نیز آمده است هیچگونه شک و تردیدی وجود ندارد . آیت الله منتظری چندی بعد از این نامه و پس از ماجرای اعدام غیر قانونی هزاران زندانی سیاسی در زندان های جمهوری اسلامی  از جانشینی آیت الله خمینی برای رهبری نظامی جمهوری اسلامی استعفا دادند و چند ماه بعد پس از فوت آیت الله خمینی آیت الله خامنه ای به رهبری نظام انتخاب شدند .
مطلب هفت تیر در مورد تجاوز به دختران باکره ای که محکوم به اعدام شده بودند : دخترتون دیشب عروس شده اینهم مهریه اش

مرداد ۰۱

نامه فرزاد کمانگر ، معلمی که در زندان سنندج و زندان اوین به شدت شکنجه شد

اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, داغ, سرمقاله, مقالات سياسي ۳۴۶ نظر »

http://www.rojhelat.nu/files/data/upimages/a-farzad-kamangar.jpg
http://www.psk2006.org/Members/psk/shaknje.jpg
هفت تیر ۷tir.com
: چندی پیش خبر حکم اعدام یک معلم سنندجی را در سایت منتشر کردیم . متنی که در ادامه می خوانید نامه ایست که فرزاد کمانگر از زندان رجایی شهر کرج ارسال کرده است و در آن نوشته است که چگونه در طول ما ها شکنجه شدید و حیوانی از او ده ها صفحه اعتراف گرفته اند . فرزاد کمانگر یکی از معلمان شهر کامیاران و از فعالین حقوق بشر در ایران بود که به دلیل فعالیت های سیاسیش بازداشت شد و سپس با وجود تاکید قانون اساسی مبنی بر اینکه محاکمه فعالین سیاسی باید در دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه مردمی باشد ، در یک دادگاه غیر علنی و بدون هیات منصفه محاکمه و به اعدام محکوم شد . فرزاد کمانگر پس از ماهها حضور در سلول انفرادی ، سرانجام پس از انتقال به زندان رجایی شهر کرج فرصتی می یابد تا شرح حال خود را بنویسد و به خارج از زندان منتقل کند .

با کپی این مطلب در سایت و وبلاگ های دیگر سعی کنیم مانع از اعدام او شویم :
عکس فرزاد کمانگر
متن نامه فرزاد کمانگر خطاب به ملت ایران : اینجانب فرزاد کمانگر معروف به سیامند معلم آموزش وپرورش شهرستان کامیاران با ۱۲ سال سابقه تدریس که یکسال قبل از دستگیری در هنرستان کارودانش مشغول به تدریس بودم و عضو هیئت مدیره انجمن صنفی معلمان شهرستان کامیاران شاخه کردستان بودم و تا زمان فعالیت این انجمن و قبل از اعلام ممنوعیت فعالیتهای آن مسئول روابط عمومی این انجمن بودم . همچنین عضو شورای نویسندگان ماهنامه فرهنگی - آموزشی رویان (نشریه آموزش و پرورش کامیاران) بودم که بعدها بوسیله حراست آموزش و پرورش این نشریه نیز تعطیل شد . مدتی نیز عضو هیئت مدیره انجمن زیست محیطی کامیاران (ئاسک) بوده ام و از سال ۱۳۸۴ نیز با آغاز فعالیت مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به عضویت آن درآمدم . در مرداد ۱۳۸۵ برای پیگیری مسئله درمان بیماری برادرم که از فعالین سیاسی کردستان می باشد به تهران آمدم و دستگیر شدم . در همان روز به مکان نامعلومی انتقال داده شدم. زیرزمینی بدون هواکش ، تنگ و تاریک بردند ، سلولها خالی بود نه زیرانداز نه پتو و نه هیچ شی دیگری آنجا نبود . آنجا بسیار تاریک بود مرا به اتاق دیگری بردند . هنگامی که مشخصات مرا می نوشتند از قومیتم می پرسیدند و تا می گفتم <کرد> هستم بوسیله شلاق شلنگ مانندی تمام بدنم را شلاق میزدند . به خاطر مذهب نیز مورد فحاشی ، توهین و کتک کاری قرار میدادند . بخاطر موسیقی کردی که روی گوشیم موبایلم بود تا می توانستند شلاقم میزدند . دست هایم را می بستند و روی صندلی مینشاندند و به جاهای حساس بدنم … فشار وارد می کردند و لباسهایم را از تنم به طور کامل خارج می کردند و با تهدید به تجاوز جنسی با چوب و باتوم آزارم می دادند .

پای چپ من در این مکان بشدت آسیب دید و بعلت ضربه های همزمان به سرم و شوک الکتریکی بیهوش شدم و از هنگامی که به هوش آمدم . تاکنون تعادل بدنم را از دست داده ام و بی اختیار می لرزم ، پاهایم را زنجیر می کردند و بوسیله شوک الکتریکی که دستگاهی کوچک و کمری بود به جاهای مختلف و حساس بدنم شوک می زدند که درد بسیار زیاد و وحشتناکی داشت بعدها به بازداشتگاه ۲۰۹ در زندان اوین منتقل شدم . از لحظه ورود به چشمانم چشم بند زدند و در همان راهروی ورودی (همکف - دست چپ بالاتر از اتاق اجرای احکام) مرا به اتاق کوچکی بردند که در آنجا نیز مرا مورد ضرب و شتم (مشت و لگد) قرار دادند . روز بعد به سنندج منتقل شدم تا برادرم را دستگیر کنند . در آنجا از لحظه ی ورود به بازداشتگاه با توهین و فحاشی کردن و کتک کاری روبه رو شدم . مرا به صندلی بستند و در اتاق بهداری از ساعت ۷ صبح تا روز بعد همانگونه گذاشتند . حتی اجازه ی دستشوئی رفتن نیز نداشتم . به گونه ای که مجبور شدم خودم را خیس کنم . بعد از آزار و اذیت بسیار دوباره مرا به بازداشتگاه ۲۰۹ منتقل کردند . در اتاقهای طبقه ای اول (اطاقهای سبز بازجویی) مورد بازجویی و کتک و آزار و اذیت قرار دادند .

در ۵ شهریور ماه ۱۳۸۵ بعلت شکنجه های بسیار ناچاراً مرا به پزشک بردند که در طبقه اول و در مجاورت اتاق های بازجویی قرارداشت که پزشک آثار کبودی و شکنجه و شلاق زدن ها را ثبت کرد که آثار آن در کمر ، گردن ، سر ، پشت ، ران ، پاها کاملاً مشهود بود . مدت دوماه شهریور و مهرماه در سلول انفرادی شماره ۴۳ بودم . که چون شدت شکنجه ها واذیت و آزار خارج از تصور و بسیار زیاد بود مجبور شدم ۳۳ روز اعتصاب غذانمایم و هنگامی که خانواده ام را تهدید و احضار می کردند برای رهایی از شکنجه و اعتراض به اذیت و فشار بر خانواده ام خودم را از پله های طبقه ی اول پرت کردم تا خودکشی نمایم . مدت نزدیک به یکماه نیز در سلول انفرادی کوچک و بدبویی در انتهای طبقه اول (۱۱۳) حبس بودم . که در این مدت اجازه ی ملاقات و تلفن با خانواده را نداشتم . در مدت ۳ ماه انفرادی اجازه هواخوری را هم نداشتم و سپس به سلول چند نفره شماره ۱۰ (راهرو) منتقل شدم و ۲ ماه نیز در آنجا بودم . اجازه ملاقات با وکیل یا خانواده را نیز نداشتم . در اواسط دیماه از ۲۰۹ تهران به بازداشتگاه اطلاعات کرمانشاه واقع در میدان نفت انتقال داده شدم در حالیکه نه اتهامی داشتم و نه تفهیم اتهام شدم . بازداشتگاهی تنگ و تاریک که هرگونه جنایتی در آن میشد .
همه لباسهایم را در اتاق بیرون آوردند و بعد از ضرب و شتم لباسی کثیف و بدبو به من دادند و با ضرب و شتم مرا از راهرو و بازداشتگاه به اتاق افسر نگهبانی و از آنجا به راهرو دیگری که از در کوچکی وارد می شد بردند . سلول بسیار کوچکی که در واقع از همه کس مخفی بود و صدایم به جایی نمی رسید . سلول تقریباً یک متر و شصت سانتیمتر در نیم متر بود . دو لامپ کوچک از سقف آویزان بود . هواکش نداشت . آن سلول قبلاً دستشوئی بود و بسیار بدبو و سرد . یکعدد پتوی کثیف در سلول بود . هنگام بیدارشدن بی اختیار سرت به دیوار می خورد . اتاق سرد بود . برای نفس کشیدن مجبور بودم صورتم را روی زمین بگذارم و دهانم را به زیر در نزدیک بکنم تا نفس بکشم . و هنگام خواب یا استراحت هر ساعت چند بار با صدای بلند در را می زدند تا از استراحت جلوگیری کنند و یا لامپ های کوچک را خاموش می کردند . دو روز بعد از ورود مرا به اتاق بازجویی بردند و بدون هیچ سئوالی مرا زیر ضربات مشت و لگد گرفتند و توهین و فحاشی کردند . دوباره مرا به سلول بردند صدای رادیویی را تا آخر باز می گذاشتند تا قدرت استراحت و تفکر را از من بگیرند در ۲۴ ساعت ۲ بار اجازه دستشویی رفتن داشتم . ماهی بکبار نیز اجازه استحمام چند دقیقه ای داشتم . شکنجه هایی که در آنجا می شدم مثل :

۱-بازی فوتبال : این اصطلاحی بود که بازجوها به کار می بردند ، لباسهایم را از تنم در می آوردند و چهار -پنج نفر مرا دوره می کردند و با ضربات مشت و لگد به همدیگر پاس میدادند . هنگام افتادن من روی زمین می خندیدند و با فحاشی کتکم می زدند.
۲-
ساعتها روی یک پا مرا نگه می داشتند و دستهایم را مجبور بودم بالا نگه دارم هرگاه خسته می شدم دوباره کتکم می زدند . چون می دانستند که پای چپم آسیب دیده بیشتر روی پای چپم فشار می آوردند . صدای قرآن را از ضبط صوت پخش می کردند تا کسی صدایم را نشنود .
۳-
در هنگام بازجویی صورتم را زیر مشت و سیلی می گرفتند ،
۴-
زیر زمین بازداشتگاه که از راهروی اصلی به طرف در هواخوری پله های آن با زباله و ریزه های نان پوشانده می شد برای اینکه کسی متوجه آن نشود ، اتاق شکنجه دیگری بود که شبها مرا به آنجا می بردند ، دستها و پاهایم را به تختی می بستند و بوسیله ی شلاقی که آنرآ “ذوالفقار” می نامیدند به زیر پاهایم ، ساق پا ، ران و کمرم می زدند . درد بسیار زیادی داشت و تا روزها نمی توانستم حتی راه بروم .
۵-چون هوا سرد بود و فصل زمستان ، اتاق سردی داشتند که معمولاً به بهانه بازجویی از صبح تا غروب مرا در آن حبس می کردند و بازجویی هم در کار نبود.
۶-در کرمانشاه نیز از شوکهای الکتریکی استفاده میکردند و به جاهای حساس بدنم شوک وارد میکردند.

۷-اجازه استفاده از خمیردندان و مسواک را هم نداشتم ، غذای مانده و کم و بدبویی به من میدادند که قابل خوردن نبود.


در اینجا نیز برای فشار وارد کردن به من اجازه ملاقات ندادند و حتی دختر مورد علاقه ام را نیز دستگیر کردند . برای برادرهایم مشکل ایجاد میکردند و آنها را بازداشت می کردند . بعلت سلول و پتو و لباسهای غیر بهداشتی کثیف و بدبو . دچار ناراحتی پوستی (قارچ) شدم و حتی اجازه دیدن پزشک را هم نداشتم . بعلت فشار شکنجه ها مجبور شدم . که ۱۲ روز اعتصاب غذا نمایم . ۱۵ روز آخر بازداشتم سلولم را عوض کردند و به سلول بدبوتر و کثیف تری که هیچگونه وسیله گرمایی نداشت انتقال دادند . هر روز مورد فحاشی و هتاکی قرار می گرفتم حتی یکبار بعلت ضربه هایی که به بیضه هایم زدند بیهوش شدم . شبی نیز لباسهایم را در همان شکنجه گاه (زیرزمین) در آوردند و به تجاوز جنسی تهدیدم نمودند و.. برای رهایی از شکنجه چند بار مجبور شدم . که سرم را به دیوار بکوبم . مرا وادار به اعتراف به مسائل عاطفی و روابط و.. وادار میکردند . صدای آه و ناله سلول های دیگر مرتب شنیده میشد وحتی گاهاً بعضی اقدام به خودکشی مینمودند .
۲۸ اسفندماه به تهران بازداشتگاه ۲۰۹ منتقل شدم و هر چند به سلول جمعی ۱۲۱ منتقل شدم ولی باز اجازه‌ی ملاقات نداشتم.
هنوز فشارهای روحی - روانی مانند بازداشت خانواده و جلوگیری از ارتباط با آنها فحاشی ، هتاکی و… بر من وارد میکردند.

پرونده ام بعد از ماهها بلاتکلیفی خردادماه ۸۶ به دادگاه انقلاب شعبه ۳۰ فرستاده شد . بازجوها تهدید میکردند که نهایت سعی آنها گرفتن حکم اعدام یا زندانی درازمدت می باشد . و در صورت اثبات بی گناهیم در دادگاه و آزادی در بیرون از زندان تلافی !؟ می کنند . نفرت عجیبی که از من به عنوان یک کرد ، ژورنالیست و فعال حقوق بشر داشتند . با وجود همه ی فشارها از شکنجه دست بردار نبودند .

دادگاه عدم صلاحیت رسیدگی به پرونده را در تهران اعلام نمود . و رسیدگی پرونده را به سنندج واگذار نمود . با هر بار حمایت مردمی و سازمانهای حقوق بشراز من و اعتراض به بازداشت و شکنجه های قانونی آنها عصبانی تر میشدند و فشارها را بیشتر می کردند . در شهریور ماه ۸۶ به بازداشتگاه سنندج منتقل شدم جایی که برایم <کابوس وحشتناکی> شده که هیچگاه از ذهنم و زندگیم خارج نخواهد شد . در حالیکه طبق قانون خودشان من اتهام جدیدی نداشتم . از همان لحظه ورود کتک کاری و آزار و اذیت جسمی و روانی ام آغاز شد .

بازداشتگاه ستاد خبری سنندج یک راهرو اصلی و ۵ راهرو مجزا داشت که در آخرین راهرو و آخرین سلول مرا جای دادند . جایم را مرتب عوض میکردند تا روزی رئیس بازداشتگاه همراه چند نفر دیگر مرا بدون دلیل ضرب و شتم نمودند و از سلول خارج نمودند روی پله هایی که ۱۸ پله بود به زیرزمین و اتاقهای بازجویی منتهی میشد با ضربه ای که بر بالای پله ها از پشت به سرم وارد نمودند به زمین افتادم و چشمانم سیاهی رفت با همان حالت مرا از پله ها به پائین کشیده بودند ، نمی دانم چگونه ۱۸ پله مرا به پائین آورده بودند . چشمانم را باز کردم . درد شدیدی در سر وصورت ، پهلویم احساس میکردم با بهوش آمدنم دوباره مرا زیر ضربات مشت و لگد گرفتند و بعد از یک ساعت کتک کاری دوباره مرا کشان کشان از پله ها بالا کشیدند و به راهروی دوم و سلول کوچکی بردند و به داخل آن پرت کردند . و ۲ نفر باز هم مرا زدند تا مجدداً بیهوش شدم . هنگامی که به هوش آمدم که صدای اذان عصر را می شنیدم . صورت و لباسهایم خونی بود . صورتم متورم شده بود . تمام بدنم سیاه و کبود شده بود . قدرت حرکت کردن نداشتم بعد از چند ساعت بزور مرا به حمامی انداختند تا صورت خونین و لباسهایم را تمیز کنم .
لباسهای خیسم را تنم کردند و به علت وخامت جسمیم ساعت ۱۲ شب چند نفر از روسای اطلاعات در حالیکه چشمانم را بسته بودند وضیعت وخیم جسمی ام را دیدند .و فردای آن روز مجبور شدند مرا به پزشکی خارج از بازداشتگاه و مستقر در زندان مرکزی نشان دهند . بعلت آسیب دیدگی دندان ها و فکم تا چند روز قدرت غذا خوردن هم نداشتم . شبها پنجره سلول را باز میکردند تا سرما اذیتم کند . به من پتو نمیدادند بناچار مجبور بودم موکت را دور خود بپیچم . اجازه هواخوری ، ملاقات و تلفن نداشتم و بارها و بارها در اتاقهای بازجویی واقع در زیرزمین مورد ضرب و شتم قرار می گرفتم . مجبور شدم ۵ روز اعتصاب غذا نمایم . بارها سرم را به دیوارهای زیرزمین می کوبیدند . و از زیر زمین تا سلول با ضربات مشت و لگد می بردند . هیچ اتهامی نداشتم نه درکرمانشاه و نه در سنندج
شکنجه مشهور <جوجه کباب> اصطلاحی بود که رئیس بازداشتگاه اطلاعات سنندج به کار میبرد و اکثر شبهایی که خودش آنجا بود انجام میداد . دست و پا را می بست و کف زمین می انداخت و شلاق میزد .
صدای گریه ها و ناله های زندانیان دیگر که اکثراً دختر بودند شنیده میشد و روح هر انسانی را آزار میداد . شبها پنجره ها را باز میگذاشتند ، لباسهایم را در دستشویی که در زیرزمین بود بعد از کتک کاری خیس میکردند و به همان صورت مرا به سلول میبردند ، بعلت سردی هوا مجبور بودم خودم را لای پتوی کثیف سلول بپیچانم.
نزدیک به ۲ ماه نیز در انفرادی های سنندج بودم ، پرونده ام در سنندج نیز عدم صلاحیت رسیدگی گرفت و دوباره به تهران منتقل شدم . نزدیک به ۸ ماه انفرادی آزارهای جسمی و روحی در این مدت . وی جسم و اعصاب و روانم تاثیر بسیار بدی گذاشته . بعد از یک شب بازداشت در ۲۰۹ به اندرزگاه ۷ زندان اوین در جایی که مواد مخدر سرگرمی زندانیان محسوب میشود منتقل شدم و از ۲۷ آابان به زندان رجایی شهر زندانی که در طبقه بندی سازمان زندانها متعلق به زندانیان خطرناکی چون قتل ، آدم ربایی و سرقت مسلحانه و… منتقل شده ام .
.
گزارش تصویری از تجمع مردم کردستان در حمایت از فرزاد کمانگر و اعتراض به حکم اعدام او :

عکس تجمع مردم سنندج در حمایت از فرزاد کامنگر

معلم زندانی کرد

معلم زندانی کرد عکس تجمع مردم سنندج در حمایت از فرزاد کامنگر

شکنجه فرزاد کمانگر رنجنامه

رنجنامه فرزاد کمانگر از زندان سنندج
.


رنجنامه فرزاد کانگر - نامه - زندان رجایی شهر - زندان اوین - ۲۰۹ - زندان سنندج - بازداشتگاه وزارت اطلاعات - اطلاعات سنندج- شرح شکنجه فرزاد کمانگر - معلم زندانی محکوم به اعدام - کانونصنفی معلمان - شهرستان کامیاران

مرداد ۰۱

حکم خامنه ای خلاف قانون اساسی و به نفع احمدی نژاد

اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, حقوقی, داغ ۱۸۸ نظر »

بوسیدن دست خامنه ای ، احمدی نژاد
هفت تیر ۷tir.com
: در حالی که در روزهای اخیر ادامه کار صمصامی به عنوان سرپرست وزارت اقتصاد غیر قانونی  بود و حتی ‏نمایندگان اصولگرا خواستار دخالت قوه قضاییه و شورای نگهبان در این زمینه شده بودند، احمدی‌نژاد با دریافت ‏حکمی که در هیچ قانونی وجود آن تعریف نشده است از رهبر جمهوری اسلامی، توانست مهلت قید شده در قانون اساسی را زیر پا بگذارد و سرپرستی ‏صمصامی را به طور نامحدود تمدید کند.‏

این موضوع را رحیمی، معاون حقوقی و پارلمانی احمدی نژاد صبح دیروز در مصاحبه با “پایگاه اطلاع‌رسانی ‏دولت” اعلام کرد. به گفته وی، احمدی‌ نژاد “با نوشتن نامه به محضر مقام معظم رهبری از ایشان خواستند با توجه ‏به اینکه مهلت قانونی سرپرستی صمصامی در این وزارتخانه به پایان رسیده و از طرفی نمایندگان مجلس در ‏تعصیلات تابستانی به سر می برند،‌ وی تا شروع به کار مجلس همچنان در پست سرپرستی به کار ادامه دهد… ‏مقام معظم رهبری اجازه دادند تا زمان شروع به کار مجلس، صمصامی کماکان به انجام وظایف خود بپردازد.”‏

باهنر نایب‌رئیس مجلس دیروز از احمدی‌ نژاد “گلایه” کرد که: “رئیس‌جمهور انجام کار به این مهمی را به آخرین ‏لحظات منتقل می‌کند و با مشکلاتی از این دست مواجه می‌شود.” وی همچنین با رد توضیحات دولت، تصریح ‏کرد: “فرصت رئیس‌ جمهور برای معرفی کاندیدای خود در وزارت امور اقتصادی و دارایی سه روز پیش تمام ‏شده بود و رئیس‌ جمهور و هیچ کس دیگر قانوناً نمی‌توانسته وزارت دارایی را اداره کند.”‏

سخنگوی شورای نگهبان نیز که در مصاحبه مطبوعاتی روز قبل در خصوص امکان قانونی ادامه کار سرپرست ‏وزارت اقتصاد از سوی خبرنگاران سؤال‌ پیچ شده بود، با غیرقانونی دانستن این موضوع، ابراز امیدواری کرده ‏بود که: “رئیس جمهور بامعرفی هر چه سریعتر وزیر پیشنهادی به این گمانه زنی ها و شایعات پایان دهد.”‏

‎‎نقض قانون اساسی‎‎

در سه ماه گذشته، احمدی‌نژاد بدون هیچ توضیح و توجیهی از معرفی گزینه پیشنهادی خود برای وزارت اقتصاد ‏خودداری کرده و با بی‌اعتنایی به اعتراضات مجلس، تنها به بیان این جمله بسنده کرده است که: “هر وقت زمانش ‏برسد، وزیر اقتصاد را به مجلس معرفی می‌کنم.”‏

بی‌توجهی احمدی‌ نژاد به مهلت قانونی در حالی است که اصل ۱۳۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی، که بر اساس ‏همین قانون، احمدی‌نژاد اکنون وظیفه اجرای آن را برعهده دارد، تصریح می‌کند که مدت انتصاب سرپرست برای ‏یک وزارتخانه بدون وزیر، سه ماه است و این مدت قابل تمدید نیست.‏

همچنین طبق اعلام رسانه‌ها، شورای نگهبان نیز که مرجع رسمی تفسیر قانون اساسی است، در سال‌های گذشته به ‏درخواست رئیس مجلس هفتم، در تفسیر این اصل گفته بود که در مدت سه ماه رئیس‌جمهوری می‌تواند ‏سرپرست‌های متعددی را منصوب کند، اما کل مهلت سه ماهه به هیچ وجه قابل تمدید و افزایش نیست.‏

با این وجود، احمدی‌نژاد و خامنه ای هر دو به این اصل قانون اساسی و تفسیر آن آشکارا بی‌توجهی کرده است. این موضوع در دو ‏هفته اخیر باعث اعتراضات مکرر نمایندگان شد، به طوری که در روزهای اخیر یکی از اعضای هیات رئیسه به ‏صراحت احمدی‌نژاد را به نقض قانون اساسی متهم کرد و یکی دیگر از نمایندگان شاخص اصولگرا در نامه‌ای به ‏رئیس دیوان عدالت اداری، خواستار برخورد قانونی با امضاهای حسین صصمامی، سرپرست منصوب ‏احمدی‌نژاد در وزارت اقتصاد، در روزهای پس از پایان مهلت قانون شد.‏

در این حال، اکنون طبق اعلام مقامات دولتی مشخص شده است که احمدی‌ نژاد در واکنش به این اعتراضات، دست ‏به دامن رهبر نظام اسلامی شده و خواستار حکم حکومتی وی برای دور زدن قانون اساسی و تمدید مهلت ‏سرپرستی صمصامی شده است .‏ در واقع می توان گفت آیت الله خامنه ای با این حکم بر فرا قانونی بودن خود تاکید کرده است . طبق متن حکمی که چند ساعت بعد از حکم خامنه ای در رسانه‌ها منتشر ‏شد، احمدی‌ نژاد سرپرستی صمصامی را برای مدت نامحدود یعنی “تا رای اعتماد مجلس محترم شورای اسلامی ‏به وزیر جدید” تمدید کرد؛ حال آنکه این “وزیر جدید” هنوز هم به مجلس معرفی نشده است.‏

جبران کاستی‌های احمدی‌نژاد‎‎

لازم به ذکر است این اولین باری نیست که احمدی‌نژاد برای حل مشکلاتش با مجلس، دست به دامن رهبر می‌شود ‏و حکمی تحت عنوان حکم حکومتی دریافت می‌کند. وی هفته پیش در یک مصاحبه مطبوعاتی فاش کرد که در اسفند ماه گذشته پس از ‏مخالفت مجلس با لایحه دوفوریتی برداشت ۱۲۰۰ میلیاردی از حساب ذخیره ارزی برای واردات، موضوع را با ‏رهبری مطرح کرده و خواستار اجازه وی برای این کار به‌رغم نظر مجلس شده است.‏

آیت‌الله خامنه‌ای هم در این مورد طرف دولت را گرفته و در برابر منتقدان، از احمدی‌ نژاد حمایت کرده ‏است .‏
آیت الله خامنه ای یک بار نیز در زمان مجلس ششم از چنین حکمی که در قانون اساسی پیش بینی نشده است استفاده کرد و مانع از تصویب طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس ششم شد و عملا خود را مقابل خاصت نمایندگان اصلاح طلب قرار داد . طرح اصلاح قانون مطبوعات اگر در مجلس ششم به تصویب می رسید آزادی های بیشتری به روزنامه ها می داد و مانع از تعطیلی پیش از دادگاه روزنامه ها می شد .با تصویب نشدن آن طرح دست سعید مرتضوی دادستان مورد علاقه رهبر انقلاب در قوه قضاییه برای تعطیل کردن نشریات بدون برگزاری دادگاه همچنان باز ماند .
.
قبلی : احمدی نژاد : خامنه ای تصور می کند من رئیس جمهور او هستم . من رئیس جمهور امام زمانم

.
احمدی نژاد - خامنه ای - احمدی نژاد - حکم حکومتی خامنه ای - خلاف قانون اساسی - آیت الله خامنه ای - مجلس - سرپرست وزارت اقتصاد و دارایی - صمصامی

تیر ۳۱

بالاترین سطح دست دادن بین ایران و آمریکا بعد از ۲۹ سال و اولتیماتوم دو هفته ای

اخبار داغ, اخبار جهان, اخبار سياسي, داغ ۴۳ نظر »

http://www.aftabnews.ir/images/docs/n00077942-b.jpg
هفت تیر ۷tir.com
  :   یک میز بیضی شکل، لبخند های رسمی، تا دلت بخواهد آب معدنی و دست هایی که به طرف هم دراز شدند بی آنکه ‏کسی آن را ببیند. بالاترین سطح دیدار بین ایران و آمریکا طی ۲۹ سال گذشته، ساعت ۱۱ روز گذشته همزمان با ورود ‏ویلیام برنز مرد شماره سه وزارت امور خارجه آمریکا به سالن “آلاباما” جایی که در سال ۱۸۶۴، اولین رونوشت ‏کنوانسیون ژنو درباره حقوق بشر در زمان جنگ نوشته شد، آغاز شد. برنز که کراواتی به رنگ خاکستری تیره زده ‏بود پشت سر خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، وارد شد و طبق توافق قبلی در زمینه رعایت سلسله ‏مراتب، به فاصله دو صندلی درسمت راست، پشت میز بیضی شکل نشست. ده نفر دور میز نشسته بودند که روبروی ‏سولانا نماینده ایران، سعید جلیلی، که به سبک ایرانی لباس پوشیده بود، قرار گرفت و جلوی همه بطری آب معدنی ‏گذاشته شد. سولانا و جلیلی آب معدنی نوشیدند و برنز حتی به بطری دست نزد.‏

سولانا با معرفی بسته جدید پیشنهادی جلسه را آغاز کرد. برنز و جلیلی درحالی که سعی می کردند چشمشان به هم نیفتد ‏به صحبت های سولانا گوش دادند. هر دو نفر همه چیز را درباره دیگری می دانستند. طرف ایرانی می دانست که ‏مردی که روبرویش نشسته است همان کسی است که در سال ۲۰۰۳ قذافی را با زبان عربی که در عمان فرا گرفته بود، ‏متقاعد کرد تا دست از برنامه های اتمی اش بردارد و همچنین توانست به تنش های بوجود آمده با ولادیمیر پوتین در ‏سال ۲۰۰۷ بر سر سلاح های ضد موشک پایان بدهد و اینکه علامت ماه تولد او حمل است ونام همسرش لیزاست و دو ‏فرزند دختر دارد. آنچه برای طرف آمریکایی اهمیت دارد این نیست که جلیلی دوست دوران کودکی رئیس جمهور ‏احمدی نژاد است، بلکه همه ذهنش متوجه نامه ای است که احمدی نژاد در سال ۲۰۰۵ به جورج بوش نوشت و از او ‏خواست که به دین اسلام در بیاید [؟]‏

زمانی که توضیحات سولانا درباره بسته پیشنهادی که پر بود از مشوق های اقتصادی و تعلیق موقت و همزمان غنی ‏سازی اورانیوم و تحریم های شورای امنیت سازمان ملل به پایان رسید، برنز وارد بحث شد. او فقط چند کلمه صحبت ‏کرد: “ما کاملا از مواضع سازمان ملل پشتیبانی می کنیم”. جلیلی نگاهی به او انداخت لبخند رضایت آمیزی زد، اما رو ‏به سولانا کرد و گفت که زمان آن رسیده است مجامع بین المللی به پیشنهادی ایرانی بیندیشند. در تمام نیم ساعتی که ‏جلیلی صحبت می کرد، برنز دوبار دیگر صحبت کرد که فقط توانست دو جمله کوتاه بگوید: “ما به دنبال راه حل از ‏طریق مذاکره هستیم”، “ما باید تلاش کنیم که به توافق برسیم”. برنز درحالی که به جلیلی خیره شده بود و لبانش تقریبا ‏تمام مدت بسته بود، نقش محدودی را بازی می کرد: تاکید کردن بر این نکته که آمریکا پشت میز مذاکره نشسته است و ‏مصمم به ادامه این کار است. نماینده اتحادیه اروپا برای شکسته شدن یخ جلیلی، روی جملات کوتاه برنز حساب کرده ‏بود.‏

در ساعت ۱۳ نشست به پایان رسید و سولانا و جلیلی به سالن رستوران رفتند و بقیه هم که برنز جزو آنان بود در سالن ‏دیگری در همان مکان نهار صرف کردند. سولانا قصد داشت از دقایقی که صرف خوردن نهار می شد استفاده کند تا ‏پاسخی از سوی جلیلی برای مجامع بین المللی ببرد. اما جلیلی حتی یک میلی متر هم تغییر موضع نداد. در ساعت ۱۵ ‏همگی به سالن “آلاباما” بازگشتند و قرار بود تصمیم بگیرند که چگونه به یک نشست بی نتیجه پایان بدهند. تلاش سولانا ‏برای رو کردن ورق برنز برای ایجاد شکاف در اراده ایرانی ها، شکست خورد. فرستاده کاندولیزا رایس توانست به ‏لبخند هایی که گاهی بر لب های جلیلی نقش می بست، پاسخ بدهد. اما یخ بین دو طرف شکسته نشد. ایران قصد تعلیق ‏غنی سازی را حتی برای یک چند هفته، ندارد. سولانا برای اینکه گفتگو ها همچنان ادامه پیدا کند و وقفه ای در آن ایجاد ‏نشود، دو هفته دیگر را برای نشستی دیگر تعیین کرد.این حرکت مشخصی است که در دستورالعمل جنگ سرد نوشته ‏شده است و فایده اش این است دو طرف برای مذاکراتی که وجود ندارد منتظر می مانند. بازیگرانی که نتیجه نگرفته ‏بودند، از سر میز بیضی شکل برخاستند و سولانا به سوی جلیلی رفت و قبل اینکه بسوی دوربین هایی که در انتظار ‏بودند برود، با جلیلی دست داد .‏

اما کس دیگری هم با جلیلی دست داد و او کسی نبود جز برنز، اما هیچ یک در این باره صحبتی نکردند. افراد محلی که ‏در برگزاری نشست کمک کرده بودند، همان شب درباره این موضوع صحبت کردند و خاطر نشان کردند که این تنها ‏لحظه مهم آن روز بود .این دست دادن هرچند بالاترین دستهایی بود که دو مقام رسمی ایران و آمریکا بعد از ۲۹ سال به هم دادند ولی از طرف آمریکا معنی دیگری نیز داشت . آمریکا این دست دادن را به معنی آغاز اولتیماتوم دو هفته ای به ایران تلقی می کند . شنیده ها حاکی از آن است که در صورت عدم آغاز توقف غنی سازی بعد از دو هفته شش کشور پیش نویس تحریم های نفتی را در دستور کار خود قرار خواهند داد .
کیوان ایمانی، دست راست جلیلی و سفیر ایران در سوئیس با خونسردی درباره حضور برنز ‏در نشست، گفت: “او فقط یکی از اعضای هیئت اعزامی بود”.‏
.

عکس مذاکره ایران و آمریکا در ژنو - آمریکا - جلیلی - مذاکرات هسته ای - توقف غنی سازی - اولتیماتور آمریکا به ایران - عکس دست دادن جلیلی  و برنر - دست دادن ایران و آمریکا

تیر ۳۰

فیلم پشت صحنه مصاحبه ساختگی صدا و سیما

اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, داغ, فيلم ها و كليپ هاي ديدني ۳۸ نظر »

http://youtube.com/watch?v=gaIFSgvF_k8&url=www.tagarg.com
.
در این فیلم ملاحظه می کنید که چگونه گوینده صدا و سیما با یک شهروند قبل از مصاحبه هماهنگ می کند که چه بگوید و چگونه نفرتش از اسرائیل را اعلام کند .
.

قبلی : انفجار در شیراز و سانسور حیرت آور صدا و سیما

.
آدرس جدید هفت تیر :
۷tir.biz
.
پشت صحنه مصاحبه صدا و سیما - مصاحبه های ساختگی - سوتی صدا و سیما - تلویزیون در ایران - مصاحبه سا