من از نهایت شب حرف میزنم .. از نهایت تاریکی
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| .. | .. |
.![]() |
پريشا دخت شعر آدمی زادان فروغ فرخ زاد :ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد و این منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین و یأس ساده و غمناک اسمان و ناتوانی این دستهای سیمانی . زمان گذشت زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت ساعت چهار بار نواخت امروز روز اول دی ماه است من راز فصلها را میدانم و حرف لحظه ها را میفهمم نجات دهنده در گور خفته است و خاک ، خاک پذیرنده اشارتیست به آرامش . |

جوانی، دفترچه اشعار خود را که شامل شعرهايی از فروغ است در دست گرفته و بر سر مزار او با خود زمزمه می کند

دوستداران فروغ، برای تولد او کیک آورده اند، پسر جوانی، اشعار فروغ را بلند بلند می خواند.

رو به روی سنگ قبر، هر کس به کار خود مشغول است، یکی از “فروغ” با دوربین عکس می گیرد، کسی با موبایل تصویر برداری می کند، دیگری شعر می خواند.

تصویر نقاشی شده فروغ، بر بلندای آرامگاه کوچک اش

دختر سمت راست، سمت چپی را به خاطر آوازی که با شعر فروغ برای جمع زمزمه کرده است، تشويق می کند.

کارت تبريک تولد، بر سنگ مزار شاعر 72 ساله ، فروغ فرخ زاد

پسر جوان، شعری را که خود برای فروغ سروده است اجرا می کند.

کیک آناناس، برای کسی که از نهایت شب حرف می زند
کلیدی : گالری عکس فروغ فرخ زاد - عکسهای فروغ - گالری عکسهای فروغ فرخ زاد




































آخرين مطالب مورد بحث