هفت تیر

اخبار هفت تیر

عضویت در هفت تیر

نوشته‌های تازه

  • آغاز به کار مجدد سایت هفت تیر از اول مهر
  • دادستان زنجان رسما اعلام کرد : مددی و دختر مورد تعرض ، صیغه بوده اند
  • آیا قطبی بخاطر همسرش پرسپولیس را در گرمای ۵۰ درجه به امارات برد ؟
  • تجارت پرسود خرافات در تهران : پیلم بده تا فالت بگیرم
  • گروگان گیری ۱۶ نظامی ایران و قتل ۶ نفر از گروگان ها توسط جندالله
  • آیا احمدی نژاد شلوار ش را خیس کرده ؟
  • روزی که خانه ما دزد زد و خاطره من از آگاهی و دادگاه
  • نشستن خانم های مانتویی در ردیف های اول تالار وحدت ممنوع شد
  • مددی آزاد شد و دانشجویانی که او را رسوا کردند همچنان در زندان به سر می برند
  • تصویری از یک جراحی عجیب : پیوند دست به پا
  • گران ترین های لیگ برتر
  • وام ۶۵ میلیون دلاری ایران برای توسعه برق رسانی در سری لانکا
  • احمدی نژاد : اطلاع دقیق دارم که همه سربازان و نیروهای نظامی آمریکا با ما هستند.
  • دانلود فرم جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوار برای دریافت نقدی یارانه
  • فیلم شلیک سرباز اسرائیلی به پای یک مبارز دستگیر شده فلسطینی

آخرين مطالب مورد بحث

  • مهدیه....قائمشهر: در sms اس ام اس رایگان ایرانسل
  • نیما: در ۱۶ دختر یک مدرسه در آمریکا از یک جوان خیابان خواب حامله شدند
  • غریبه: در عجیب ترین ساختمان ها و خانه های دنیا
  • غریبه: در عجیب ترین ساختمان ها و خانه های دنیا
  • Martin- ارمنستان: در عکس بوسیدن دست احمدی نژاد
  • کامران ازساری: در فیلم پشت صحنه مصاحبه ساختگی صدا و سیما
  • امید: در آیا احمدی نژاد شلوار ش را خیس کرده ؟
  • i_i: در آغاز به کار مجدد سایت هفت تیر از اول مهر
  • شهرام: در کلیپ اعدام ۵ مرد متجاوز به دختر ایرانی که به اشتباه گفته می شد افغانی هستند
  • اسیه: در عجیب ترین ساختمان ها و خانه های دنیا
  • سونیا: در sms اس ام اس رایگان ایرانسل
  • jalal: در عکسی متفاوت از رضا عطاران و خاطره حاتمی
  • علیرضا شه منظری - در آیا احمدی نژاد شلوار ش را خیس کرده ؟
  • hantel: در به رسمیت شناختن اسرائیل در سایت هواپیمایی جمهوری اسلامی “هما”
  • خ ر ک ی ر: در آغاز به کار مجدد سایت هفت تیر از اول مهر


  • خانه
  • ابر برچسبها
  • آیین نامه نظرات
  • << سفارش تبلیغات >>
  • درباره ما
مرداد ۰۷

تجارت پرسود خرافات در تهران : پیلم بده تا فالت بگیرم

اخبار داغ, جامعه, داغ, روانشناسي, مذهبي, گزارش ۲۸۸ نظر »

فال طالع بینی
هفت تیر  ۷tir.com 
   تهیه گزارش از شیرین حوازاده :  وقتی به شوق دانستن از آینده نامعلوم و با باور درونی، سراغ مرجعی مثل یک فالگیر می روید، مسلم است که میزان قابل توجهی از حس «تلقین پذیری» را با خود حمل می کنید. پس «احتمالات» و «پیش بینی» های عوامانه، کلیشه یی و خام دستانه فالگیران را جدی می گیرید و کم کم، خیلی آرام و خاموش و گاه حتی ناخواسته، تبدیل می شوید به مشتری ثابت بساط رنگارنگ «خرافات». تجربه نشان داده که اگر «زن» باشید- به هزار و یک دلیل و از جمله به دلیل فرودستی تاریخی یا فرصت های نابرابر آموزشی - استعداد بیشتری از خودتان برای پذیرش خرافات و رفتن از پای بساط یک فالگیر به بساط فالگیر دیگر بروز خواهید داد. رمال ها و دعانویس ها هم اغلب خوب می دانند چگونه با مقتضیات زمان پیش بروند تا اعتماد شما را از دست ندهند. برای اثبات ادعاهای خود تفسیرهای علمی می تراشند و مثلاً مدعی می شوند که برخورد دهان انسان با فنجان قهوه DNA او را به فنجان منتقل می کند، اما واقعیت جایی بیرون از فنجان قهوه و تصاویر روی ورق هاست و شاید به همین دلیل است که جامعه شناسان از رشد تمایل مردم و به خصوص زنان به «خرافات» و « فالگیری » می هراسند. شاید به همین دلیل است که در قوانین جاری کشور هم سابقه جرم انگاری رمالی و فالگیری وجود دارد. در سال ۱۳۵۲ با تغییرات و اصلاحاتی در ماده سوم آیین نامه امور خلافی برای آنها که مبادرت به رمالی و فالگیری و امور مشابه می کنند جریمه نقدی تعیین شد. علاوه براین از آنجا که خرافه پروری و رمالی مصداق کلاهبرداری است، بنابر ماده ۱ قانون تشدید مجازات جرم محسوب شده و مرتکب به آن به حبس از دو تا ۱۰ سال و انفصال ابد از خدمات دولتی و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده، محکوم می شود. اما حتی با وجود این تصریح قانونی هم هنوز شهر پر است از خریداران «خدمات خرافی»؛ خریدارانی که حاضرند به قیمت های گزاف «خرافه» بخرند؛ خریدارانی که فراموش کرده اند که «از زندگی نباید ترسید، از دروغ باید ترسید.»
.

دوست دختر دوست پسر

اپیزود اول؛ دست های تو با من آشناست

- آی خانم خوشگل پیشانی بلند، دستت بده من ببینم.

دختر صدای بم فالگیر دوره گرد را می سپارد به همهمه شهر. میان چنارهای بلند خیابان ایتالیا قدم تند می کند که یعنی حوصله مزاحم ندارد. زن فالگیر اما چادرش را در قوس کمرش گره زده و ول کن نیست. عادت دارد به بی اعتنایی. پشت سر دختر راه افتاده و با لهجه یی که نمی شود به راحتی فهمید مال کجاست «دست» او را می خواهد.

- دستت بده. من فالت ببینم؛ نخواستی اصلاً هیچی بهم نده. من که می دونم بختت هم مثل پیشانی ات بلنده. می دونم دلخوری… بیا دستت بده. «خوشگ کارًتٍ بîسیٍاسٍ» (خواهرم کارت بسته است). دستت بده، گره از کارت باز کنم .

دختر اما رسیده به تقاطع بلوار کشاورز و خیلی زودتر از آنکه زن فالگیر به خودش بجنبد، بر صندلی جلو یک پراید مسافرکش نشسته است. ماشین گاز می دهد و می رود. فالگیر هم راه «پارک لاله» را پیش می گیرد. توی پارک شاید موردهای بهتری پیدا کند. می روم جلو.

- سلام خانم.

با تمام صورتش می خندد؛

- خانم شمایی. سلام. دستت بده ببینم پیشانی بلند.

- به شرطی که به سوال هایم جواب بدهی.

- هرچه می خوای بپرس که بختت بلنده. امروز می ری تا دو زمان بعد. بعد دو زمان مشکلت حل می شه.

- دو زمان یعنی کی؟ من که نگفتم مشکلی دارم.

- دو زمان می تونه دو روز باشه، دو هفته باشه، دو ماه باشه…

- دو سال باشه، دو قرن باشه،

هوشمندانه از این کنایه می گذرد .

- رازت پیش خودت بمانه. خیلی ساده یی. به همه حرف می زنی. به کسی نگو اگه برات خواستگار آمد.

- از کجا فهمیدی برام خواستگار میاد؟

- چرا نیاد خب؟ دختر به این خوبی؟ تا دو زمان دیگه میاد. دستت هم خیلی شلوغه. پر بار و بر می شی ان شاء الله.

خطوط کف دستم را با انگشت نشان می دهد؛ «ها، ببین. خط عمرت هم طولانیه.»

- روزی چقدر درمیاری؟

- زیاد نیست به خدا. چیزی نمی شه.

- حالا مثلاً؟

- یک روز ده تومن، یک روز شش تومن…چیزی نمی شه با پنج تا بچه.

- توی خیابان اذیت نمی شی؟ کسی کاری به کارت ندارد؟

- نه، مگر چه کار می کنم؟ خلاف که نکردم. دست مردم می خوانم.

- چرا همیشه سراغ زن ها می روی؟ دست مردها را نمی خوانی؟

- مردا را هم می خوانم. تو دست آنها هم نوشته. فرقی نمی کنه. یک بار دست یک آقایی را خواندم ۱۰ هزار تومان بهم داد.

- مگه چی بهش گفتی؟

- همه بود و نبودش را گفتم. گفتم داری با زنت می ری کانادا. زنت داره امتحان تافل می ده. خیلی هم موفق می شوید. مرده دهانش باز مانده بود. گفت خدا از دهانت بشنود. بعد هم دو تا ۵ هزار تومانی داد بهم.

- تو می دانی تافل چیست؟

- چرا ندانم؟ مگر خرم؟ زبان خارجی است دیگه.

- سواد داری؟

- تا کلاس پنجم خواندم.

- از کجا آمدی تهران؟

- اهواز.مادرم دعا می نوشت اما زود خدا خواستش.

- شوهر هم داری؟

- فکر کردی چی؟ پس پنج تا بچه را از تو تخم مرغ آوردم؟

- منظورم این است که الان شوهرت کجاست؟

- مرده. رفته گور مرگش را پیدا کنه… شما هم خانم ستاره اقبالت بلنده. تا دو زمان دیگه ثروتمند می شی. روزای یکشنبه و سه شنبه هم برات اومد نداره.

- این حرف ها را همین طوری می گویی دیگر. واقعاً مردم هم باورشان می شود؟

- همین طوری نمی گویم. تو دستت نوشته، رو پیشانی ات نوشته. می خوانم و می گم.

هوا عوض شده. رسیده ایم به پارک لاله. چشم های قهوه یی سوخته اش خیره شده به دختر و پسری که نشسته اند زیر سایه کوچک یک بید مجنون.

- درخت آن پسر بید است. بید یعنی مالیخولیا. دختر باید حواسش باشد. پولم بده بروم به دختر بگویم. دختره درخت ممرز است.

- من چه درختی هستم؟

- تو که خانم، زبان گنجشکی. خیلی هم کینه یی هستی. خدا نکنه با کسی بد بشی.

- اینها را هم توی سر و صورت آدم ها نوشته.

- آره دیگه. تو مال ماه فروردینی گمانم. فروردین هم زبان گنجشکه.

- دیدی اشتباه کردی؟ من متولد اسفندم.

- اتفاقاً اسفند و فروردین که پشت هم اند. اشتباه نیست.

- حالا چقدر باید بدهم؟

- هر قدر کرمت هست. خانم دکتر خوشگل خوب پول می ده.

- ۱۰۰۰ تومان خوبه؟

- ۱۰۰۰ تومن؟، ۱۰۰۰ تومن چیه؟ نیم ساعته دارم طالعت می گم. ۵ هزار تومن بده.

- ۵ هزار تومان؟ این طوری که درآمدت خیلی بیشتر از روزی ۱۰ تومان می شود؟

.
فال طالع بینی اخبار فال طالع بینی دعا نویسی
.
اپیزود دوم؛ ویزیت های ۶۵۰ هزار تومانی

در بسیاری از شهرهای ایران هنوز هم «دعانویسی» در میان مردم طرفداران و معتقدان بی شمار دارد. هنوز هم عده یی هستند که کتاب «جامع الدٌîعîواتٍ» را گذاشته اند جایی در گوشه و کنار اتاق نمور و نیمه تاریکشان و با دعانویسی و طلب شفا یا گشایش برای دیگران گذران زندگی می کنند. دعانویسان ایران را حدود ۱۰ هزار خانوار دانسته اند که در سراسر کشور پراکنده اند. بیشتر دعانویسان بی سوادند و عده کمی از آنها خواندن و نوشتن می دانند. گروه بزرگی از دعانویسان در حوالی شیراز یا گود عرب های تهران ساکن اند. در بعضی شهرها حتی خاندان هایی هستند که نسل اندر نسل به دعا نویسی شهره اند و پسر و پدر و پدر پدر را مردم به شفابخشی و مستجاب الدعوگی می شناسند. خاندان «قافله باشی» در قزوین یکی از نمونه های مشهور این قبیل خانواده ها هستند. اگر دردی داشته باشید و از پزشکی ناامید شده باشید، دعانویسان برایتان روی تکه کاغذی می نویسند؛

اخبار فال طالع بینی دعا نویسی« وî نïنîزًٌلï مًنî القïرآنٍ ما هïو شîفاءً و رîحمهï لًلٍمïومًنًینٍ و لا یîزیدï الظالمین الا خساراً برîحٍمتًکî یا اîرحم الراحًمینٍ» و از خداوند می خواهند تا به حق ۱۴ معصوم شما را شفا عنایت فرماید. دعایشان را با گلاب یا آب پاک درمیان ظرفی می شویند و آب یا گلاب را به شما می خورانند یا به سر و رویتان می پاشند. کاغذ دعانویسی ساده و بی خط است و باریک و دراز و اغلب در پارچه سبز رنگی پیچیده و به دست «دعا گیرنده» داده می شود.دعاباوران هم که اغلب از توده مردم هستند برای حل مشکلات کوچک و بزرگی مثل بسته شدن کار، محبت زن به شوهر، محبت شوهر به زن، محبت عاشق و معشوق به یکدیگر، سیاه بخت کردن زن نزد شوهر و شوهر نزد زن، ایجاد مهر و محبت میان زن و شوهری که از هم جدا شده اند، جن زدگی، دیوانگی، نازایی، بچه دار شدن و بسیاری دیگر از مسائل اینچنینی هیچ مرجعی را امن تر و مطمئن تر از دعانویسان نمی دانند. این طوری است که خانه دعانویسان همیشه شلوغ است و مشتاقان دیدارشان بی شمار و بی تاب. زنان زیادی از سراسر کشور آمده اند و در نوبت انتظار دیدار با دعانویس مشهور به گپ زدن با هم مشغول اند. زن کرد از دخترش می گوید که تا به حال دو بار خودکشی ناموفق داشته و آمده تا از دعانویس بخواهد طلسم بدبختی او را بشکند، می پرسم؛ «دخترتان را پیش روانپزشک برده اید؟»

- نه.

- چرا؟

- خب، دعانویس هم همان کار را می کند دیگر.

- چه کاری؟

- دعا می نویسد، می دهد تا طلسم این بچه شکسته شود و دست از این کارها بردارد.

- اما روانپزشک چنین کاری نمی کند. تازه از کجا مطمئنید که با دعا دخترتان خوب شود؟

- مطمئنم. همسایه هایمان قبلاً آمدند پیش حاج آقا. جواب گرفته اند.

- چقدر پول داده اند؟

- پول که نمی گیرد آقا.

- یعنی این همه آدم را روزانه مجانی می بیند؟

- نه. اما اسمش «پول » نیست.«نیاز » است.«نیاز » را هم قبل از نوشتن دعا می گیرند، وگرنه دعا تاثیر نمی کند،

زن دیگری به حرف می آید که؛ «خانم بگذار من بگویم بهت. زن برادرم با من دشمنی داشت و زندگی ام را طلسم کرده بود. بخت دخترم را بسته بود. اصلاً از اولش حسودی می کرد به اینکه اخلاق شوهر من خوب است. از چشم هاش که دیگر نگو. چشم زخمش زبانزد فامیل است. من آمدم پیش حاج آقا و او سحر این زن را برایم باطل کرد. من را از افسون زن برادرم خلاص کرد.»

- چطوری؟ اصلاً از کجا فهمید که چه کسی شما را افسون کرده؟

- این را که خودم می دانستم و بهش گفتم. او هم دعا نوشت، داد دستم. دعا را بردم گذاشتم زیر فرش آشپزخانه شان. یک قفل هم داد گذاشتم بالای سر دخترم. روی قفل عددهای باطل السحر نوشته بود. چند وقت بعد هم کلیدش را داد و یکی دو ماه بعد یک خواستگار خوب برای دخترم پیدا شد.

- دخترتان چند سال دارد؟

- ۲۰ سال. الان شش ماه است که عقد کرده.

- خب، سن زیادی نداشته و آمدن خواستگار در این سن هم اتفاق عجیبی نیست.

- شما حالیت نیست. ایمان نداری. می گویم دخترم را قفل کرده بود.

- خب پس حالا چرا دوباره اینجایی؟

- به خاطر شوهرم. من یک دعایی هم برای محبت بیشتر گرفته بودم که حاج آقا گفته بود بگذارم توی لباس شوهرم. چیزی نبود. دعا بود فقط. برای رفع چشم زخم و اینکه محبت مان بیشتر شود. اما وقتی که دید خیلی عصبانی شد. او هم مثل خودت ایمان درست و حسابی ندارد. حالا همه اش می گوید می ترسم چیزخورم کنی و به من بی اعتماد شده. آمدم تا حاج آقا کمکم کند.

- برای قفل و دعاهای قبلی چقدر پول دادید؟

- برای قفل ۶۵۰ هزار تومان. اما می ارزید، برای دعاها هم هر بار ۲۰ هزار تومان « نیاز » می دهم.
.

اخبار فال طالع بینی دعا نویسی

اپیزود سوم؛ تجارت تاروت با وقت قبلی

فرز و بامهارت «تاروت صغیر» و «تاروت کبیر» را روی میز می چیند. قبل از آن چند دقیقه یی هم به «برزدن » ورق ها گذشته. همین طور بی اعتنا به حضور جمع، کارت های مصورش را با حرکات موزون از این دست به آن دست می کند، درباره کارش هم توضیح می دهد؛ «این کار را اصلاً با رمالی و این حرف ها یکی نگیرید. تاروت یک هنر است. یک جور پیشگویی الهام بخش است…»

- یعنی شما تاروت را فال نمی دانید؟

- من؟ من که کاری با این حرف ها ندارم. به شما می گویم چون دارید می پرسید.

- می خواهم بدانم شما فالگیر هستید یا نه؟

- به چه دردت می خورد این سوال ها؟ سوال اصلی زندگی ات را از تاروت بپرس… اجداد من از کولی های اروپایی بودند که تاروت را از مصری ها یاد گرفتند. من هم دارم کار آنها را ادامه می دهم.

- یعنی شما از اروپا به ایران آمده اید؟

- بالاخره از یک جایی آمده ام دیگر. حالا اصلاً سوالی داری یا فقط آمده یی وقت تاروت را بگیری؟

- نه. اما خب برایم جالب است. این کارت ها، این فضا …

- این کارت ها را که می بینی با کلی بدبختی از اروپا آورده ام. کارت های ایرانی که به درد نمی خورد. یک مشت کارت به اسم کارت ایتالیایی می دهند توی بازار که همه شان هم سانسور شده. قطع اصلی تاروت را هم ندارد. اصلاً «آرکانای بزرگ» و «کوچکش» را که ببینی، نمی شناسی بس که بی کیفیت است…اگر رفتید جایی و دیدید طرف دارد با کارت های ایرانی تاروت می خواند، بدانید که هنوز خیلی تازه کار است و احترام تاروت سرش نمی شود… خب سوالت؟

- راستش دوستم سوال دارد…

موهای صاف رنگ شده اش را با دست کنار می زند؛

- ببین تو دیگر حتی اگر صد میلیون هم بدهی چون ایمان نداری، صمیمیت نداری برایت کارت نمی چینم. فهمیدی؟ می دانی چرا؟ برای اینکه جرات نداری از مشکلاتت حرف بزنی. جرات نداری از مشکلاتت سوال کنی. برای همین سوال های بی ربط می پرسی. من هم سرم خیلی شلوغ است. وقت برای این کارها ندارم.از پشت میز بلند می شود. دست هایش بزرگ و مردانه اند و به سیگار زنانه یی که با فندک اژدها نشان طلایی روشنش می کند، نمی آیند. بلند که می شود سر و صدای به هم خوردن زیورآلاتش می پاشد توی تاریکی اتاق زیرشیروانی . در و دیوار پر از طرح های نمادین و نقش های اسطوره یی است. با اشاره چشم و ابروی سیاهش از دوستم می خواهد که جای من، پشت میزگرد تاروت بنشیند. می پرسد؛ «چای یا قهوه؟» اینجا از مشتری هایش که پیش از آمدن باید تلفنی وقت بگیرند، پذیرایی مختصری هم می کند.

- خب سوالت را از تاروت بپرس. گفتی قبلاً هم آمده بودی؟

- بله. این سومین بار است که می آیم.

- هنوز هم نگران تمام شدن آن رابطه یی؟

- چه جالب،، یادتان است شما؟

برای اولین بار می خندد؛ «معلوم است که یادم هست.»

این بار یکی دو مرتبه که بر می زند به شیوه یی متفاوت کارت ها را روی میز می چیند. بعد شروع می کند به خواندن کارت ها. چند کارت را جابه جا می کند. تاکید می کند که کارت های سمت چپ مربوط به دوستم و کارت های سمت راست مربوط به طرف مورد نظر اوست. خطی به پیشانی «بوتاکس شده اش» می اندازد و می گوید؛ ای بابا….انگار نباید منتظر حل شدن سریع این موضوع باشی. کار بیخ پیدا کرده. طرفت کاملاً در فکر قطع رابطه است….اما شاید بشود یک کارهایی هم کرد…

سرعت و اعتماد به نفس و مهارت در چینش کارت ها مهم ترین ویژگی کار کسانی است که فال تاروت می گیرند. نزدیک ۵۰ سال باید داشته باشد اما جوان تر از سنش نشان می دهد. برای هر مشتری بیش از ۲۰ دقیقه وقت نمی گذارد. به هر حال همیشه دیگرانی هم هستند که از قبل وقت گرفته و روی صندلی های لهستانی کنار در به انتظار نشسته اند و بوی قهوه از فنجان شان می پیچد توی سکوت مرموز اتاق که با وجود پس زمینه موسیقی کولی های اروپا همچنان بر همه چیز غلبه دارد.

- همان قیمت دفعه پیش.

دوستم هفت اسکناس دوهزار تومانی از لای کتابش بیرون می آورد و می گذارد روی میز. زن سیگار دیگری آتش می کند؛

- به زودی سایت اینترنتی مان هم راه می افتد و راحت تر می توانید وقت بگیرید.

- چه خوب.

- راه که افتاد آدرسش را برای مشتری های ثابتم می فرستم. ضمناً اگر تا ماه دیگر وقت می خواهید همین الان به ماندانا بگویید. چون تا ۴۵ روز دیگر می روم تبت و مدتی نیستم.

دوستم می رود سراغ ماندانا تا وقت بعدی اش را بگیرد. ساعت ۶ بعدازظهر است و هر هشت صندلی لهستانی کنار در ورودی پر.

- تو بالاخره سوالت یادت نیامد؟ اگر خواستی دفعه بعد با دوستت بیا،

دارم به این فکر می کنم که حتی بدون سوال من هم درآمد همین چند ساعت اخیر کولی اروپایی، تنها در یک روز چیزی نزدیک به ۱۳۰ هزار تومان است؛ یعنی حدود یک سوم حقوق ۳۱ روز من،
.
فنجان قهوه فال قهوه اخبار فال طالع بینی دعا نویسی

اپیزود چهارم؛ زندگی یعنی قهوه کف فنجان

جمع شده ایم در اتاق پذیرایی. کلاغ های گرمازده در قاب بلند پنجره ها قارقار می کنند. «مادام» هنوز نیامده. قبلاً شرط کرده بود که نمی تواند وقتش را تلف کند. گفته بود اگر زیر ۱۰ نفر باشیم، نمی آید. یعنی برایش صرف نمی کند این همه راه بیاید چهار تا فال بگیرد و برود. مامان نازنین هم قول داده بود که ۱۰ نفر را حتماً جور کند. حالا ما ده نفریم؛ نشسته ایم توی اتاق پذیرایی روشن و دلباز مامان نازنین و کیک خانگی و چای تازه دم می خوریم که صدای زنگ در می پیچد توی سرمان. مادام به آژانس گفته برای دو ساعت دم در بایستد. خانم ها را یکی یکی به اتاق خواب نازنین دعوت می کند. به حریم خصوصی پایبند است و فال هر کس را فقط به خودش می گوید. تذکر می دهد که با خودمان قلم و کاغذ داشته باشیم تا پیشگویی ها و رهنمودهایش را یادداشت کنیم. نازنین نفر اول است. یک ربع بعد با کاغذی که ریزریز روی آن نوشته بیرون می آید. همه کنجکاوند که بدانند چه گفته و چه شنیده.

- خوب بود؟

- فوق العاده بود. گفت بچه ام پسر است. گفت ۶۵ تا ۹۵ درصد جنسیت بچه را درست می گوید.

- ۶۵ تا ۹۵ که خیلی فاصله دارد؟

- به هر حال درصدش یک اطمینانی بود. چند سال چین بوده. از روی یک جدول چینی جنس بچه را می گفت. ستاره دار یعنی پسر، بی ستاره یعنی دختر.

- فنجانت چی؟

- گفت زیادی ازش خوردم و ته مانده اش کافی نیست اما نعلبکی را روی فنجان گذاشتم و ۵ دقیقه بعد گفت در جهت عقربه های ساعت بچرخم و بعد فنجان و نعلبکی ام را خواند. گفت مسعود برایم می میرد. گفت بعد از زایمانم سفر می رویم؛ جایی که من دوست دارم. احتمالاً منظورش ترکیه بوده. یک چیز جالب هم گفت که دیگر کف کردم. گفت مسعود امنیت شغلی ندارد. راست می گفت. مسعود می خواهد کارش را عوض کند… خیلی وارد است بچه ها. این همه چیز می گوید فقط نفری ۱۵ تومان می گیرد.

صدای مادام می آید؛ «نفر بعد. زود باشین. معطلم نکنید دخترا.»

نازنین فوق لیسانس معماری است و مادرش معلم دبیرستان. مامانش می گوید؛ «ای بابا…اینها فقط جنبه تفریح دارند. می خواهیم دور هم جمع شویم. حالا چهار تا کلمه هم از یک فالگیر بشنویم،به اینکه نمی گویند خرافات.»

- یک ساعت گذشته و آژانس هنوز دم در است. مادام همه را ویزیت کرده. به نوشین گفته در فالت یک زن بانمک می بینم که به زندگی ات نظر دارد…»

- قبل از اینکه شال بلند قرمز رنگش را سر کند، اعلام می کند؛ «شماره موبایلم را که دارید. سه شنبه ها هم در آرایشگاه قهوه و ورق می گیرم. اگر مشکلی داشتید، بیایید. (می خندد) زندگی همین است دیگر…قهوه کف فنجان… بیایید. تازه قرار است آموزش «فنگ شویی» هم بگذارم.

فال ورق
اپیزود پنجم؛ تجارت پرسود خرافات

لازم نیست راه دور بروید. فال و «دعا» در خیابان های همین شهری که در آن زندگی می کنیم از ۲ هزار ریال تا دو میلیون تومان به فروش می رسد. از فال های حافظ در پاکت های کاهی گرفته تا کف بینی و چهره خوانی و آینه بینی و دعاهای گشایش طلسم. در این میان بعضی خدمات خرافی مثل «تسخیر جن» و «فروش موکل جن» هم مشتری های خاص خودش را دارد. مشتری هایی که اغلب پولدار و حتی تحصیلکرده اند و طیف متنوعی از زنان خانه دار تا خانم های استاد دانشگاه را دربرمی گیرند. عده یی از فالگیرهای تهرانی حتی با دریافت هزینه مکالمات تلفنی شان - البته به دلار- به مشتری های خارج از کشور هم خدمات خرافی می دهند. درآمد متوسط این گروه از فالگیرها گاه تا روزی یک میلیون تومان هم می رسد، این طوری است که خیلی از آنها در برج های شیک و مدرن پایتخت، دفتر کار و اغلب تنها به صورت سفارشی و با تعیین وقت قبلی، مشتاقان را می پذیرند. برخی از فالگیران برای گرفتن فال قهوه تا ۱۵۰ هزار تومان دستمزد می گیرند و زنانی هستند که تا ۵۰ هزار تومان هم برای احضار ارواح، فال ورق، یی چینگ، تعبیر خواب و فال شمع و تفاله چای پرداخته اند. از طرفی رمالی اینترنتی هم در سال های اخیر رشد عجیبی را به نمایش گذاشته است. براساس آخرین اطلاعات به دست آمده از موتورهای جست وجوگر اینترتی، در حال حاضر بیش از دو میلیون و ۱۷۰هزار صفحه وب در بخش فارسی خدمات فالگیری وجود دارد که اطلاعاتی درباره انواع فال در اختیار کاربران خود قرارمی دهند یا برای آنها به صورت اینترنتی فال می گیرند. بسیاری از این سایت ها کتاب های طالع بینی هندی، چینی و ژاپنی و انواع محصولات خرافی را معرفی کرده و با قیمت هایی بیش از قیمت پشت جلد کتاب می فروشند. فال های اینترنتی هم اغلب از دو،سه هزار تا ۳۰۰هزار تومان قیمت دارند که از طریق اعلام حساب های بانکی به دست فالگیرهای دنیای مجازی می رسد تا واقعیت هر روز بیش از دیروز در فنجان ها ته نشین شود.
.

فال - طالع بینی - گزاش اجتماعی - هفت تیر - www.7tir.biz - دعا نویسی - طالع بینی - فال ورق - کف بینی - زن فالگیر - دختر فالگیر - دعا نویس - تلفن دعا نویس

مرداد ۰۶

نشستن خانم های مانتویی در ردیف های اول تالار وحدت ممنوع شد

اخبار داغ, اخبار ايران, جامعه, داغ, زنان، دختران و خانواده, مذهبي ۲۳۷ نظر »

زن خانم تالار وحدت زنان مانتویی
هفت تیر  ۷tir.com 
  :  اصغر امیرنیا، مدیرعامل بنیاد رودکی، نشستن خانم‌های مانتویی را در ردیف‌های اول تالار وحدت ممنوع کرده است.

 خانم‌های مانتویی که به عنوان میهمان یا هر عنوان دیگری، بلیط‌ های ردیف اول را در دست داشته باشند، اجازه نشستن در سه ردیف اول را ندارند و به ردیف‌های آخر تالار راهنمایی می‌شوند.

بر این اساس همه خانم‌هایی که قصد نشستن در صندلی‌ های ردیف اول تا سوم را دارند، باید چادر به سر داشته باشند. این در حالی است که امیرنیا هنوز دستوری برای دادن چادر در ورودی تالار به میهمانان غیرچادری –مانند آنچه در امام‌ زاده‌ ها صورت می‌گیرد- صادر نکرده است.

 امیرنیا از بازرسان وزارت ارشاد بود که در دولت نهم از سوی صفار هرندی به عنوان مدیرکل اداره ارشاد استان تهران منصوب شد.

وی، بیست و هشتم فروردین ماه امسال با حکم صفار هرندی به عنوان مدیرعامل بنیاد رودکی منصوب شد. بنیاد رودکی دارای سه مجموعه فرهنگی شامل تالار وحدت، تالار فردوسی و مجموعه فرهنگی انقلاب اسلامی (زیرزمین برج آزادی) است.  

 اصغر امیرنیا سابقه فرهنگی و هنری ندارد و وزیر ارشاد هم در مراسم معارفه وی تنها به سوابق جبهه و جنگ وی اشاره کرد.

امیرنیا پس از منصوب شدن به عنوان مدیرعامل بنیاد رودکی، در اولین مصاحبه مطبوعاتی خود اعلام کرد که در این بنیاد هنر برای هنر تعریفی ندارد، بلکه هنر برای تمام اقشار مردم مورد توجه قرار می‌گیرد و این‌گونه است که اگر یک اثر هنری بتواند در جامعه تأثیرگذار باشد، شایسته حمایت خواهد بود، در غیراین‌صورت تولید آن اثر هنری تنها هدر رفتن بودجه است.
.
پاسخ به همه سوالات شما در تالار هفت تیر
در تالار هفت تیر عضو شوید

.

تالار وحدت - تالار رودکی - امیرنیا - وزارت ارشاد - ممنوع - خانم چادری - خانم های مانتویی - زنان مانتویی - ردیف جلو - بلیط

مرداد ۰۳

نامه آیت الله منتظری به آیت الله خمینی تاییدی بر تجاوز به دخترهای باکره در زندان ها

اخبار داغ, اخبار سياسي, از كتاب خاطرات, داغ, مذهبي ۴۰۴ نظر »

http://www.amontazeri.com/farsi/albom/68/8(68).jpg
هفت تیر   ۷tir.com 
:  چند روز پیش خاطره ای مبنی بر تجاوز به دختران باکره قبل از اعدام در اول انقلاب  ، در سایت هفت تیر قرار گرفت . بعضی از خوانندگان که اطلاعات کمی در مورد  برخورد های سالهای اول انقلاب با زندانیان و خاطرات مفصل روایت شده در این مورد داشتند با دیده شک و تردید به این مطلب نگریستند و در اصل موضوع تردید وارد کردند . امروز سند غیر قابل ردی از نامه قائم مقام رهبری به رهبر انقلاب در سال ۶۷ به دست من رسید که به وضوح به این موضوع اشاره می کند و تجاوز به دختران باکره در زندان های جمهوری اسلامی را تایید می کند . در این نامه که از سوی آیت الله منتظری در حول و حوش ماجراهای سال ۶۷ و کشتن بیش از ۴ هزار نفر از زندانیان  سیاسی ،  خطاب به آیت الله خمینی رهبر وقت انقلاب نوشته شد  .  آیت الله منتظری در قسمتهایی از نامه اینگونه می نویسند :

”  آیا میدانید که جنایاتى در زندانهاى جمهورى اسلامى بنام اسلام در حال وقوعند که شبیه آن در رژیم منحوس شاه هرگز دیده نشد؟ آیا میدانید که تعداد زیادى از زندانیها تحت شکنجه توسط بازجویانشان کشته شده اند؟ آیا میدانید که در زندان (شهر) مشهد, حدود ۲۵ دختر بخاطر آنچه بر آنها رفته بود … مجبور به درآوردن تخمدان یا رحم شدند؟ آیا می دانید که در برخى زندانهاى جمهورى اسلامى دختران جوان به زور مورد تجاوز قرار میگیرند …  “

در سندیت این نامه که در کتاب خاطرات آیت الله منتظری نیز آمده است هیچگونه شک و تردیدی وجود ندارد . آیت الله منتظری چندی بعد از این نامه و پس از ماجرای اعدام غیر قانونی هزاران زندانی سیاسی در زندان های جمهوری اسلامی  از جانشینی آیت الله خمینی برای رهبری نظامی جمهوری اسلامی استعفا دادند و چند ماه بعد پس از فوت آیت الله خمینی آیت الله خامنه ای به رهبری نظام انتخاب شدند .
مطلب هفت تیر در مورد تجاوز به دختران باکره ای که محکوم به اعدام شده بودند : دخترتون دیشب عروس شده اینهم مهریه اش

تیر ۲۹

دخترتون دیشب عروس شده اینهم مهریه اش

اخبار داغ, از كتاب خاطرات, داغ, مذهبي ۱۷۹ نظر »

پاسدار سپاهی انقلاب
عکس تزیینی است .

هفت تیر ۷tir.com  به قلم یک دوست وبلاگ نویس : خاطره ای از عموی پاسدار من
چند وقت قبل خاطره ای از عموی خودم شنیدم گفتم شاید بد نباشه اون را برای شما بنویسم . همه چیزه این خاطره واقعیه به جز اسامی . چون اصلا عموم اسمهای اصلی رو به من نگفت (فقط اسم لیلا واقعیه).عموی من الان سرهنگ سپاه پاسداران جمهوری اسلامیه و همسرش فوت شده، زمان جنگ ایران و عراق در زندان عادل شیراز خدمت میکرد.فکر میکنم اگه این خاطره رو از زبان خود عموم بنویسم بهتره…
فردا روزی بود که قرار بود من به همراه چندتا از بچه ها به جبهه اعزام بشیم . با اینکه خیلی دوست داشتم جنگ رو از نزدیک احساس کنم اما خیلی نگران بودم شاید به خاطر این بود که از مرگ میترسیدم . اتفاقا از بین زندانیها چندتا خانم بودن که قرار بود فردا صبح اعدام بشن . جرم اکثرشون سیاسی بود . و بعضی هاشون هم مجرد بودن (همینطور که میدونین اعدام خانمهای مجرد طبق قوانین نانوشته جمهوری اسلامی ایران ممنوعه) شب بعد از شام و خوندن دست جمعی دعای کمیل ، رئیس زندان همه بچه ها رو صدا کرد و گفت : برای برادرانی که فردا به سلامتی عازم جبهه هستند خبر خوبی دارم . امشب شبی هست که میتونن از بین زنان مجردی که قراره فردا اعدام بشن اونی رو که مایل هستن انتخاب کنن و حاج آقا رضایی هم تشریف آوردن تا هر زنی رو که خواستن امشب موقتا به عقد برادرا دربیارن و درواقع امشب زحمت خطبه عقد با حاج آقاست…حالا برای سلامتی امام و اسلام صلوات جمیع خطب کن و…برای یک لحظه هراس عجیبی تمام تنم رو فرا گرفت . اصلا فکر نمیکردم شبی که قرار بود شب اعزامم به جبهه باشه شب عروسی هم باشه . به سمت سالنی رفتیم که دختران زندانی اونجا به صف ایستاده بودند . جالب اینکه بعضی بچه ها که همراه من بودند مجرد نبودند اما حاظر بودند که این کار رو انجام بدند اما برخی ها با اینکه مجرد هم بودند نیامده بودند . با دیدن دخترها یک لحظه میخواستم برگردم . اما سهیل که یکی از دوستام بود و سه چهار سالی سنش از من بیشتر بود گفت کجا میری مجید. وبا خنده ادامه داد نکنه میخوای ناکام از دنیا بری؟!از این شوخیش اصلا خوشم نیومد اما هرچی بود وسوسه شدم که بمونم . در نهایت هر کدوم از بچه ها دختری رو انتخاب کرد و حاج آقا رضایی که روحانی زندان بود یکی یکی دخترا رو به عقد چند ساعته بچه ها در می آورد.یادمه بعضی از دخترا راضی به این کار نبودن اما چاره ای نبود. محال بود رئیس زندان اجازه بده دختری باکره اعدام بشه. تقریبا برای هر کدوم از ما یک دختر میرسید.نوبت من شد. دختری که انتخاب کرده بودم چهره معصومی داشت اسمش لیلا بود . حاج آقا رضایی صیغه عقد رو خوند و منو لیلا حالا زن و شوهر بودیم. اونم چه زن و شوهری…زنی که قرار بود فردا صبح اعدام بشه.
از لیلا پرسیدم به چه جرمی به اعدام محکوم شده ؟ گفت یک روز به همراه دوستش در یکی از جلسات حزب توده شرکت کرده و از بخت بد همون شب مامورها ریختن تو خونه و همشون رو گرفتن.میگفت که برای اولین بار بوده که تو جلسات سیاسی شرکت میکرده و فکر نمیکرده که روزی همچین اتفاقی براش بیفته.ازم خواست که کاری براش بکنم.اما من فقط یک مامور بودم .چه کاری میتونستم بکنم.کاری براش از دستم ساخته نبود.با خودم فکر میکردم لازمه امثال لیلا قربانی بشن تا اسلام پایدار بمونه.بهترین و سخت ترین شب زندگیم همون شبی بود که تو زندان با لیلا بودم.اون شب به سرعت گذشت . صبح لیلا رو بوسیدم و ازش خداحافظی کردم.گفتم حلالم کن شاید شهید بشم.لیلا سرشو پایین انداخت و هیچی نگفت.چند دقیقه بعد از پنجره میدیدمش که اونو همراه بقیه زنها به سمت اعدام میبرن.لیلا اولین دختری بود که باهش بودم بخاطر همینم برام خیلی سخت بود.اون روز عازم جبهه شدم.چند وقت بعد از بعضی بچه ها که تو زندان بودند شنیدم که وقتی پدر و مادر لیلا برای تحویل گرفتن جنازه اش اومده بودن ۱۳۰۰ تومن از طرف دولت بهشون میدادن و میگفتن دخترتون دیشب عروس شده اینهم مهریه اش…

. نامه آیت الله منتظری به آیت الله خمینی تاییدی بر تجاوز به دخترهای باکره در زندان ها

.
اعدام دختر باکره - تجاوز - عقد - صیغه - اعدام - دختر - ضد انقلاب - مجاهد - مجاهدین - پاسدار - کمیته - اول انقلاب

تیر ۲۹

شکنجه جانباز و بازداشت طلبه سیرجانی به دلیل اعتراض به زمین خواری مسئولان

اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, داغ, مذهبي, گزارش ۵۳ نظر »

 شکنجه بازداشت طلبه سیرجانی زمین خواری در سیرجان
هفت تیر ۷tir.com
: ماجرای که در زیر می خوانید در مورد اعتراض یک جانباز به نام حاجی مظفری به زمین خواری مسئولان شهر سیرجان است . او که جانباز ۶۸ درصد و شیمیایی است پس از اعتراضات بازداشت و شدیدا شکنجه شد .

جانباز حاجی مظفری در مورد اعتراضاتش می گوید : عمده اعتراضات من به دلیل تخلفات مسئولان است. در یک مورد زمین بولوار مالک ‌اشتر را با تک امضای آقای «خ» فروختند به ۸۰۰ میلیون تومان. در یک مورد دیگر زمینی در بولوار قاآنی بود که در تملک آقای «م» بود. قرار بود این زمین به «ش» که یکی از پولدارترین‌های جنوب شرق کشور است، واگذار شود.در یک مورد دیگر زمین مقابل مدرسه اصناف را که نزدیک به ۴۰۰ درخت داشت، قلع و قمع‌کردند . ظاهراً نیروی انتظامی برای متفرق کردن شهروندان از گاز اشک‌آور هم استفاده کرده بود. موارد مشابه اینها هم زیاد است.

اینها و اعتراضات من به فساد اخلاقی برخی‌ها. من به فساد اخلاقی یکی از مسئولان شهر و فرزندش معترض بودم. فسادهای مالی هم وجود داشت، از جمله یکی از مسئولان شهر در پروژه واگذاری زمین در بولوار مالک‌اشتر چه استفاده اقتصادی که نکرد و در اتوبوسرانی ، معدن گل‌ گهر و هیچ‌کس از او نپرسید از کجا آورده‌ای‌؟

اینها هم در درگیری‌ها نقش داشت.

او در مورد بازداشتش می گوید : در  فلکه شهرداری سیرجان بازداشت شدم . در یک لحظه چند نفر مسلح را دیدم که به من حمله کردند و اسپری به چشم‌هایم زدند و انداختند پشت وانت، من بیهوش شدم و وقتی چشم باز کردم در یک زیر زمین بودم.
من هر روز نزدیک به ۱۵ قرص مختلف مصرف می‌کنم و حداقل چند ساعت باید زیر اکسیژن باشم ، در آنجا با اینکه می دانستند من نفس‌تنگی دارم با اسپری بیهوشم کردند.

در حالی که دست‌هایم با دستبند بسته بود ، گفتند پابند هم بزنید، به محض اینکه آقای «الف» آمد به من حمله کرد و با لگد زد توی سینه‌ام. خوردم زمین و او خیلی لگد زد ، آنقدر که گونه‌ام شکست. تمام بدنم کبود شد و پروتز چشم مصنوعی‌ام شکست.

حدود ۱۲ تا ۱۳ نفر آنجا بودند؛ دو تا از سرباز‌های اهل بندرعباس پاهایم را گرفتند، خود آقای «الف» و با اینکه می‌دانست پای راست من  ۶ بار عمل شده ، ترکش داخلش است ، ۹۰ بخیه دارد و در حالی‌که به او می‌گفتم کار شما غیرقانونی است با این حال با تعلیمی بر کف پاهایم می‌زد، در حال این اعمال شنیع از هوش رفتم؛ یکی از آنها به نام «ح» آب سرد روی صورتم ریخت و این از هوش رفتن و به هوش آمدن نزدیک به هفت بار تکرار شد.

ظاهرا همان روز مادرم سکته کرده بود. از صبح چیزی نخورده بودم با یک سرنگ به زور غذا را در حلق من می‌ریختند.

شب با همان دستبند و پابندها مرا گذاشتند صندوق عقب یک ماشین و بردند حومه شهر باران می‌آمد و من را زیر پل آب بستند، چون چشم‌ها و دهانم بسته بود فقط صدای رد شدن اتومبیل‌ها از روی پل را می‌‌شنیدم.

نزدیک صبح کاملا بی‌هوش شده بودم، دکتر گفته بود نباید یک نسیم سرد به شما بخورد اما من را داخل آب انداخته بودند. گرگ و میش هوا چند نفر آمدند و من را دوباره داخل صندوق عقب انداختند

 

و بردند داخل یک اتاق در همان زیرزمین.

آقای «الف» همانجا هم آمد و بعد از فحاشی چند مشت و لگد زد و رفت . خانواده‌ام پس از ۳۳ ساعت جست‌ و‌ جو و دلهره فهمیده بودند من کجا هستم. برادرم کپسول اکسیژن من را آورده بود اما آنجا به من ندادند . بعدا که قرار شد برای مسائل پزشکی ما را ببرند درمانگاه، رئیس دادگستری گفته بود قرار بازداشت موقت صادر کنند و بفرستند بندرعباس.

در بندرعباس قاضی پرونده بعد از اینکه کلی به ماموران همراه من بدو بیراه گفته بود، دستور داد سریعا در بیمارستان بستری بشوم.

در زندان نزدیک به بیست روز با دو مامور مسلح روی تخت بیمارستان بودم. چون در زندان به دلیل دود زیاد سیگار و آلودگی هوا حالم بد شد و پزشک معتقد بود

قرار گرفتن من در فضای بسته احتمال مرگ وجود دارد.

این جانباز در مورد اینکه چرا کسی در مورد زمین خواران کاری نمی کند می گوید :

برخی مسئولان خود با زمین‌خواران هم‌ کاسه شده‌اند، یکی از مسئولان سیرجان که اوایل ریاست جمهوری  احمدی‌ نژاد فعالیت می کرد  در یک مورد یک کارخانه ساده را با قیمت نزدیک به ۴ میلیارد تومان فروخت، بروید بررسی کنید . که آیا بیشترین سهام کارخانه سیمان برای دو عضو شورای شهر سیرجان هست یا نیست؟!

آقای «الف» که شما را شکنجه کرد، کجا است؟

دو ماه بعد از عید  قرار بود بازنشسته شود ولی بعدا یک سال ابقاء شد و الان منتظر خدمت است تا بازنشستگی‌اش بیاید.
.

طلبه سیرجانی همچنان در بازداشت

همچنین گزارش دیگری از سیرجان حاکیست علیرضا جهانشاهی که در حین راهپیمایی اعتراضی خود به سمت تهران در اعتراض به زمین‌خواری‌ در سیرجان بازداشت شده بود، همچنان در زندان به سر می‌برد.
یکی از دانشجویان عضو جنبش عدالتخواه دانشجویی در گفتگو با ما ضمن اعلام این خبر گفت: علیرضا جهانشاهی طلبه سیرجانی که در اعتراض به برخی‌ زمین‌خواری‌های صورت گرفته در سیرجان با پای پیاده به سمت تهران حرکت کرده و در حین راهپیمایی بازداشت شده بود، روز چهارشنبه از زندان با خانواده خود تماس گرفت.

وی افزود: جهانشاهی در این تماس تلفنی درباره درخواست از وی برای بازگشت به سیرجان گفت “جواب من این بود که در صورت آزادی، از همان محلی که دستگیر شده‌ام، به مسیر ادامه خواهم داد و اگر سال‌ها در زندان بمانم و سپس آزاد شوم، مجدداً به این راهپمایی خود ادامه خواهم داد”.

این دانشجوی عضو جنبش عدالت‌خواه دانشجویی تصریح کرد: طلبه سیرجانی به مسئولان زندان شرط عدم ادامه راهش را حضور یکی از مسئولین قوه قضاییه جهت مذاکره در همان مسجد محل دستگیری‌ اش در آباده اعلام کرده است.

وی خاطرنشان کرد: جهانشاهی که هم اکنون در زندان شیراز به سر می‌برد، اعلام کرده است تا آخر در مسیری که آغاز کرده در مبارزه با مفاسد اقتصادی و زمین خواری و دفاع از حق مردم  ادامه خواهد داد.

به گفته‌ این دانشجوی عضو جنبش عدالت‌خواه دانشجویی، در روزهای آتی طلاب اصفهانی در اعتراض به عملکرد قوه قضاییه در مبارزه با مفاسد اقتصادی به صورت دسته جمعی و با پای پیاده به قصد ادامه‌ دادن راه طلبه سیرجانی، به سمت تهران حرکت خواهند کرد.
.
پیش از این فیلم ی در مورد زمین خواری  توسط مسئولان دانشگاه آزاد به دستور جاسبی  و ضرب و شتم خانواده صاحب زمین در سایت قرار گرفته بود ، که می توانید به لینک  اشاره شده مراجعه کنید  .
.
زمین خواری در سیرجان - حکومت اسلامی - شکنجه در زندان - شکنجه جانباز - سیرجان - سیرجانی - طلبه سیرجانی - علیرضا جهانشاهی

تیر ۱۲

احمدی نژاد : خامنه ای تصور می کند من رئیس جمهور او هستم . من رئیس جمهور امام زمانم

اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, داغ, مذهبي, مقالات سياسي ۲۴۷ نظر »

http://www.hasanpix.com/weblog/images/xhs101aaa.jpgعکس محمود احمدی نژاد شیطان پرستی - امام زمان
هفت تیر ۷tir.com به قلم رسول منتجب‌ نیا قائم مقام کروبی در حزب اعتماد ملی :
یکی از عقاید شیعه که می‌توانست وسیله سوءاستفاده شیادان واقع شود اعتقاد به اصل مهدویت و اندیشه مترقی و حرکت‌ساز انتظار فرج است که همه طرفداران ادیان آسمانی به نحوی این عقیده را داشته و در انتظار منجی عالم بشریت می‌باشند. در روایات رسیده از ائمه طاهرین علیهم السلا‌م، ضمن تاکید فراوان بر اصل مهدویت و بشارت قطعی به ظهور حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، به منظور پیشگیری از هرگونه انحراف و سوءاستفاده افراد از این عقیده ریشه‌دار، توصیه‌های اکیدی به عمل آمده است، از جمله: ‌

۱- نهی از تعیین زمان ظهور آن حضرت و بیان اینکه این امر از اسرار الهی است و کسی جز خداوند نسبت به آن آگاهی ندارد با این عبارت که <ما اهل بیت هرگز زمان ظهور را تعیین نخواهیم کرد> یا <دروغ می‌گویند تعیین‌کنندگان زمان برای ظهور حضرت ! دروغ می‌گویند…! دروغ می‌گویند…>! ‌

۲- توصیه به تکذیب هر کسی که ادعای مشاهده و زیارت حضرت مهدی را بکند و او را کاذب و افترازننده معرفی کردن. ما در یادداشت قبلی برخی از روایات فوق را به‌طور مستند از کتاب‌های معتبر روایی نقل کردیم. نقل قول‌ها و شایعات: از زمان روی کار آمدن آقای احمدی ‌نژاد و دولت ایشان، در میان خواص و اخیرا عامه مردم، یعنی مردم کوچه و بازار مطالبی به نقل از رئیس‌جمهور و برخی معاونین و نزدیکان ایشان، روی زبان ‌ها جاری است و بسیاری از آن مطالب به صورت مستند و با ذکر زمان و مکان و گوینده‌های آنها نقل می‌شود. از باب مثال:

الف: در سال اول ریاست‌جمهوری آقای احمدی‌ نژاد، با دو واسطه نقل شد که ایشان در سفر استانی به سیستان و بلوچستان و در پاسخ به اعتراض یکی از معاونین که اعتبارات کشور محدود است و چرا این همه وعده‌های ده‌ها میلیارد تومانی به هر شهر داده می‌شود، گفته است: «نگران نباشید دو سال دیگر امام زمان (عج) ظهور می‌کند و همه مشکلا‌ت را حل می‌کند». ‌

ب: نماینده‌ای از شورای اسلا‌می، نقل می‌کرد روزی در ملا‌قات رئیس‌جمهور با مقام معظم رهبری ایشان نسبت به اظهاراتش و وعده ظهور حضرت در دو سال دیگر مورد اعتراض شدید رهبری واقع شد و در جواب گفت: «کسانی که با ایشان در تماس هستند، گفته‌اند» و پس از خروج از دفتر رهبری، اظهار کرده است: «ایشان تصور می‌کند من رئیس‌جمهور او هستم، من رئیس‌جمهور امام زمان (عج) می‌باشم!!» ‌

ج: پس از سفر به نیویورک و شرکت در اجلا‌س سازمان ملل، در ملا‌قات با آیت‌الله جوادی ‌آملی، اظهار کرده است: «هنگام سخنرانی ‌هاله‌ای از نور اطراف سر و صورت خود مشاهده کردم و همه مخاطبان میخکوب شده و مجذوب من گردیدند» که مورد انتقاد و بی ‌اعتنایی آیت‌ الله جوادی ‌آملی قرار گرفت و سی‌دی این ملا‌قات در سطح وسیع در میان مردم پخش شده است. ‌

د: بین خواص شایع است که گاهی سر سفره خوراک، یک بشقاب و قاشق و چنگال را در جای خالی کنار گذاشته و اظهار می‌کنند این برای آقا امام زمان است.

هـ : شخصی نقل کرده است، روزی یکی از نزدیکان رئیس‌جمهور من را دعوت به شرکت در نماز جماعت آقا کرد و من به تصور اینکه امام جماعت، مقام رهبری است با او به محلی رفتیم. وقت نماز مشاهده کردم صف نماز تشکیل شد در حالی که امام جماعت حضور ندارد و فقط سجاده‌ ای پهن است، وقتی سوال کردم که رهبری کی تشریف می‌آورند؟ گفتند: هیس ! امام جماعت، حضرت ولی عصر(عج) است .

و: اخیراً بارها در اظهارات رئیس‌جمهور، معاونین، مشاورین و… این جمله فراوان به کار می‌رود که این دولت را امام زمان (عج) مدیریت یا اداره می‌فرماید. و موارد فراوان دیگر.

ز: در روزهای گذشته آقای رئیس‌جمهور کسانی را که ‌هاله نور را انکار می‌کنند به مخدوش بودن عقیده متهم کرده است و مشاور رئیس‌جمهور در امور روحانیت طی مصاحبه‌ای، از تقدیر و تشکر مراجع عظام و علما و روحانیون از رئیس‌جمهور در خصوص مورد عنایت ولی عصر(عج) بودن و استقبال فضلا‌ از سخنان رئیس‌جمهوری، حکایت کرده و منتقدان را به «مشکل داشتن در اصل مهدویت» و «تردید در اعتقاد به ولی عصر (عج>» متهم کرده و دستور داده است که «باید در اعتقادات خود تجدیدنظر کنند».‌

چند سوال از رئیس‌جمهور‌
صرف‌نظر از اینکه چنین شایعاتی چگونه اعتقادات مردم و نسل جوان را تضعیف می‌کند و مورد استهزا و تمسخر دستگاه‌های تبلیغاتی بیگانه و دشمنان اسلا‌م و تشیع قرار گرفته است و قطع نظر از اینکه نتیجه این سخنان، انتساب همه ضعف‌ها، کاستی‌ها، سوءمدیریت‌ها، افزایش تورم و گرانی و… به حضرت ولی‌عصر(عج) می‌باشد و این بزرگ‌ترین ظلم و جفا و توهین به ساحت آن حضرت است.

۱- آیا این نقل قول‌ها و شایعات در محافل خصوصی و عمومی راست است یا دروغ؟ خواهش می‌کنیم خیلی صریح و شفاف پاسخ دهید و از کلی‌گویی یا فرافکنی یا متهم کردن دیگران پرهیز کنید. ‌

۲- اگر حتی یک مورد آن راست و صادق است شما این عقیده را که برخلا‌ف نظریه همه علمای شیعه از صدر تاکنون است، از کجا آورده‌اید و در برابر آن همه روایت معتبر و فرمایشات بزرگان شیعه چه پاسخی دارید؟ ‌

۳- اگر راست است، مقصود شما از بیان این مطالب غیرواقعی چیست؟ آیا تصور می‌کنید این سخنان، می‌تواند نارضایتی و اعتراضات مردم را نسبت به گرانی، تورم و سوءمدیریت دولت توجیه کند؟ ‌

۴- اگر راست است، پس از گذشت ۳ سال و کذب بودن این وعده‌ها، مسوول مخدوش شدن عقاید مردم و جوانان چه افرادی خواهند بود؟! ‌

چند سوال از مراجع تقلید و فضلا‌ ‌
۱- آیا دستور فرموده‌اید درباره این نقل‌قول‌های شایع و رایج بررسی کنند؟! ‌

۲- آیا به نظر مبارک آقایان تمامی این نقل‌ها دروغ و کذب است؟! ‌

۳- اگر حتی یک مورد از این ادعاها، صحت نقل داشته باشد، آیا جای آن نیست که در برابر آن با شدت و قاطعیت ایستادگی کنید و از حریم عقاید اسلا‌می و شیعی ناب پاسداری فرمایید؟ ‌

۴- آیا نقل قول مشاور رئیس ‌جمهور، مبنی بر «استقبال فضلا‌ از سخنان رئیس‌ جمهوری و تقدیر مراجع عظام، علما و روحانیون از رئیس‌جمهور در خصوص مورد عنایت حضرت ولی‌عصر(عج) بودن» صحیح است یا دروغ؟ ‌

۵- اگر صحیح است چرا؟ و اگر دروغ و تهمت است چرا تکذیب نمی‌ فرمایید؟!
.

قبلی : .تایید سخنان احمدی نژاد توسط امام جمعه مشهد در مورد مدیریت جهان توسط امام زمان

خرداد ۳۰

وزیر علوم :دانشجویان کار غیر شرعی کرده اند . جرم دکتر مددی ثابت نشده است

اخبار داغ, اخبار دانشگاه, اخبار سياسي, داغ, مذهبي, مصاحبه ۱۶۶ نظر »

زاهدی وزیر علوم
هفت تیر ۷tir.com
: سرانجام وزیر علوم روز گذشته در حاشیه جلسه هیات دولت به اظهارنظر درباره وقایع این هفته دانشگاه زنجان پرداخت. محمدمهدی زاهدی، که ترجیح داده بود طی روزهای گذشته در این باره سکوت کند، با ایراد شبهاتی که طی روزهای پیش از جانب برخی جریان های تندرو اصولگرا مطرح شده بود، در جمع خبرنگاران گفت؛ «… عده یی با اطلاع قبلی از حادثه یی که در شرف وقوع است، به اتاق یکی از معاونان دانشگاه می روند و متاسفانه انعکاس آن را به شیوه غیراخلاقی، در سطح بین المللی مطرح می کنند. من در اینجا قاطعانه عرض می کنم، اگر تخلفی صورت بگیرد، یا گرفته باشد، وزارت علوم بسیار محکم با متخلفان برخورد می کند، به ویژه کسانی که بخواهند در حیطه اخلاقی خلافی انجام دهند.» زاهدی با اعلام اینکه موضوع تخلف معاون دانشجویی دانشگاه زنجان توسط هیات بررسی استادان دانشگاه در دست بررسی است، تاکید کرد؛ «هنوز اتهام مطرح شده ثابت نشده است.» وزیر علوم در حالی از قطعی نبودن مورد اتهامی معاون دانشگاه زنجان سخن گفت که پیشتر با انتقاد از فیلمبرداری و پخش فیلم، آن را غیراخلاقی و غیرشرعی عنوان کرده بود. با این حال وی توضیح بیشتری در این باره نداد که حالا که با وجود فیلم صریح از وقایع دانشگاه زنجان، اتهام مطرح شده را قطعی نمی داند، در صورت موجود نبودن فیلم و صرف مشاهدات دانشجویان، وزارت علوم حاضر به پذیرفتن مسوولیت این رسوایی می شد؟ زاهدی در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه با وجود فیلم این وقایع چگونه جرم معاون دانشگاه اثبات نشده است فقط به ذکر این نکته بسنده کرد؛ «همان طور که گفتم فیلمبرداری از این موضوع کاری غیرشرعی و خلاف اخلاق بوده، ضمن آنکه آنچه در فیلم نشان داده شد، فقط دختری بود که به دفتر مراجعه کرده و در آنجا روسری به سر نداشت، اما اینکه متاسفانه عده یی بخواهند با اهداف سیاسی از این تصاویر سوءاستفاده کنند کاری غیرصحیح است.» با این حال زاهدی بدون اشاره به مصادیق سوءاستفاده سیاسی از این قضایا و بدون آنکه بخواهد به سوءاستفاده کنندگان مورد نظر خود اشاره داشته باشد، به انتقاد کلی از برخی جریان هایی پرداخت که با اهداف سیاسی به ناآرامی در دانشگاه های کشور دامن می زنند. وی ادامه داد؛ «من از دانشجویان متعهد و آگاه دانشگاه زنجان تشکر می کنم که به رغم برخی تاخیرات نه تنها اقدام خلاف اخلاق را محکوم کردند، بلکه نسبت به مسائل سیاسی این قبیل مباحث نیز کاملاً هوشیارند. اینها نشان می دهد جوانان ما باید بحث امر به معروف و نهی از منکر در دانشگاه ها را جدی بگیرند.» در حالی که صحبت های روزهای گذشته مقامات وزارت علوم و برخی جریان های تندرو بیشتر به فرافکنی برای فرار از رسوایی دانشگاه زنجان می ماند، جریان های مختلف دانشجویی و جامعه استادان دانشگاه زنجان نیز درباره این ماجرا بیانیه صادر کردند و موضع گرفتند. در بیانیه جمعی از استادان دانشگاه زنجان، با تاکید بر لزوم قضاوت اصولی پس از اثبات اتهام، آمده است؛ «نگرانیم در مسیر امواج هیجانات دانشجویی و گسترش شبهه ها و شایعات، احترام، عزت و روابط سالم علمی، اخلاقی حاکم بر فضای دانشگاه و مابین استاد و دانشجو تهدید یا تحقیر شود.»
بسیج اساتید دانشگاه زنجان نیز، ضمن تشکر از مدافعان ارزش های اخلاقی، از آمیخته شدن ارزش ها با جریانات مبهم سیاسی انتقاد کرده است. از سوی دیگر بسیاری از تشکل ها و گروه های دانشجویی، از جمله نشریات دانشگاه علم و صنعت، انجمن اسلامی علوم پزشکی ایران، شورای صنفی دانشگاه صنعتی امیرکبیر و… بدون اشاره به شبهات فرافکنانه درباره انحراف سیاسی اعتراض ها به هتک حرمت یک دانشجو توسط یکی از مسوولان و مدیران ارشد دانشگاه، به محکوم کردن اصل ماجرا پرداختند. در همین حال دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) نیز روز گذشته با انتشار بیانیه یی به موضع گیری صریح در این باره پرداخت. در بخش هایی از این بیانیه آمده است؛ «رئیس دولت ادعا کرده بود براساس میثاقی مدیران انتخاب می شوند و وزیر علوم مدعی پاسخگو بودن نسبت به اعمال مدیران انتصابی خود بود. آیا به راستی این اقدامات شنیع، مورد تایید آنها است که چنین در برابر آن سکوت کرده اند؟ چگونه است زمانی که یک استاد دانشگاه در کلا س درس به موی دختری اشاره می کند سیاه پوش شدن دانشگاه از سوی حامیان دولت تبلیغ می شود اما اکنون که این منصوب وزیر علوم با سوء استفاده از قدرت و عدم پاسخگویی خود، به دختری تعرض نموده است آقایان سکوت کرده اند ؟

.
قبلی : شرح دقیق اقدامات دکتر مددی برای تحت فشار قرار دادن دختر دانشجو

  • فیلم دستگیری معاون دانشگاه زنجان توسط دانشجویان
  • التهاب در دانشگاه زنجان در پی اقدام به هتک حرمت یک دختر دانشجو توسط معاونت دانشگاه


اردیبهشت ۲۱

تاییدسخنان احمدی نژاد توسط امام جمعه مشهد در مورد مدیریت جهان توسط امام زمان

اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, داغ, مذهبي ۱۶۰ نظر »

محمود احمدی نژاد مدیریت جهان
هفت تیر ۷tir.com
: محمود احمدی نژاد چندی پیش در مورد مدیریت جهان توسط امام زمان سخنانی گفته بود که بازتاب گسترده ای داشت . احمدی نژاد در آن سخنان که در جمع طلاب مشهدی بیان می شد گفت که باید زودتر داخل کشور را جمع چور کنیم و وارد عرصه مدیریت جهان بشویم . احمدی نژاد در این سخنان گفته بود : «امام زمان دارد جهان را مدیریت می‌کند و ما داریم می‌بینیم دست هدایت آقا امام زمان در همه امور کشور نمایان است. ” که این بخش سخنان او مورد اعتراض تعدادی از نمایندگان مجلس قرار گرفت که معتقد بودند امام زمان مسئول گرانی و ضعف عملکرد دولت فعلی نیست .

عکس علم الهدی
امام جمعه مشهد ، دیروز بخش عمده ای از خطبه نماز جمعه را به همین سخنان احمدی نژاد اختصاص داد .
امام جمعه مشهد مقدس با اظهار تأسف از افرادی که به بهانه مخالفت با دولت و بعضاً به نام اصولگرایی، مبانی اعتقادی را نیز زیر پا می گذارند، سخنان رئیس جمهور در جمع طلاب و روحانیون مشهد مقدس را جزء مبانی اعتقادی شیعه خواند.
آیت الله علم الهدی در گفتگو با رجانیوز، با طرح این سؤال که اگر وجود مقدس امام زمان(عج) جهان را مدیریت نمی کند، پس چه امامتی بر ما دارد؟، افزود: اگر اینطور باشد که دست امام زمان بسته و او گوشه گیر است.

وی با اشاره به این عقاید انحرافی ادامه داد: این افراد امام زمانی را معرفی می کنند که هیچ کاری به کار دنیا ندارد و فقط در پس پرده غیبت نشسته است. داستانی هم درست کرده اند که حضرت در جزیره “خضراء” که جزیره ای خوش آب و هوایی است، به همراه خانواده مشغول زندگی هستند و دیگر کاری به کار مردم ندارند که چه بلایا و کشتارهایی بر سرشان می آید. همانجا نشسته و منتظر است تا یکباره خداوند بخواهد و ظهور کند و با قدرت غیبی، همه دستگاه های کفر را از کار بیاندازد و بر جهان مسلط شود.
امام جمعه مشهد با رد این عقاید خاطرنشان کرد: اگر امام زمان(ع) اینگونه بود، طبیعتاً باید همان روز اول پس از غیبت، ظهور می کرد، چراکه امام زمانی که می خواهد یک مرتبه و با یک امداد غیبی، همه دنیا را به هم بزند و بر همه جا مسلط شود، روز اول هم می توانست این کار را انجام دهد. پس چرا همان هنگام این کار را نکرد؟
وی اضافه کرد: در حمله مغول این همه سفاکی ها صورت گرفت، در جنگ جهانی اول و دوم این همه انسان کشته شدند، در حال حاضر حجم وسیعی از کشتار در دنیا صورت می گیرد، در حالیکه اگر امام زمان همان روز اول پس از غیبت ظهور می کردند، هیچ یک از این جنایات اتفاق نمی افتاد.
علم الهدی با طرح این سؤال که “اگر بنا بود امام زمان در آینده تشریف بیاورند و اکنون هیچ نیازی به ایشان نیست، اساساً چرا ما امام ۱۲۰۰ ساله باید داشته باشیم؟”، ادامه داد: اگر امام زمان(ع) امروز جهان را مدیریت نمی کنند و در تحولات جهانی و در مدیریت نظام ما نقش ندارند، چه احتیاجی به ایشان هست؟ با این نگاه خداوند می توانست همان روزی که روز ظهور است، امامی خلق کند تا دنیا را اصلاح نماید. چرا پسر امام حسن عسکری(ع) این قدر باید در پس پرده غیبت بماند؟

وی با تأکید بر اینکه ولایت کلیه امام عصر(ع) بر تمام شئون عالم جزء مبانی اعتقادی ماست، اظهار داشت: اساساً زمینه ظهور را خود حضرت مهیا می کنند و حوادث جهان را جهت می دهند.
امام جمعه مشهد با اشاره به الطاف امام زمان بر انقلاب اسلامی از روز اول پیروزی گفت: رجعت امام(ره) از پاریس به ایران با عنایت امام زمان(ع) بود. شهید مطهری نقل می کردند که جمعه شبی به امام زنگ زدم و عرض کردم که تمام فرودگاه ها را بسته اند، پدافندها مجهزند و در صورتی که به ایران بیایید، هواپیما را می زنند. شورای انقلاب هم تصمیم قطعی گرفته است که شما نیایید و این سفر را به تعویق بیاندازید. امام جواب دادند امروز صبح جمعه به آقا امام زمان متوسل شده ام و بعد تصمیم خود را گرفته ام و به هر نحو ممکن روز یکشنبه (۱۲ بهمن) می آیم.
وی با ذکر نمونه دیگری از الطاف امام زمان ادامه داد: ۲۱ بهمن درحالیکه انقلابیون از هر نوع تصمیمی مستأصل شده بودند، امام فرمودند مردم از خانه ها بیرون بریزند و حکومت نظامی را بشکنند. مشهور است این دستور را امام(ره) در نتیجه توسل به آقا امام زمان(عج) صادر کردند. البته نمی گوییم که امام(ره) با امام زمان(ع) رابطه داشته اند بلکه حضرت عنایت فرمودند و القا کردند.
این استاد اخلاق با تأکید بر نقش و دخالت امام زمان(عج) در این نظام، افزود: ما در همه مسایل و وقایع نقش امام زمان(ع) را می بینیم. به عنوان نمونه دانشمندان هسته ای که سال گذشته به مشهد آمدند، برای من نقل کردند که برای پیشبرد برنامه هسته ای دستگاهی خریده بودند که در آن حفره های نامرئی زده شده بود که با دستگاه های الکترونیکی هم دیده نمی شد و این سبب شده بود که این دستگاه کار نکند و اهداف مورد نظر ما را محقق نکند. کار به بن بست خورده بود که در آنجا متوسل به وجود مقدس امام زمان (عج) شده بودند و بعد از آن متوجه علت عیب دستگاهها شده بودند.

وی با تأکید بر اینکه “اگر بگوییم سخنان آقای احمدی نژاد درست نیست، معتقد به امام زمان بیکاره ای شده ایم که باید در جزیره خضرا و بحر ابیض پیدایش کرد”، گفت: در این شرایط، نادانی هم پیدا می شود و می گوید که جزیره خضراء و بحر ابیض همان مثلث برموداست و بعد هم آمریکاییها مثلث برمودا را کشف می کنند و می گویند اینجا امام زمانی نیست.
امام جمعه مشهد همچنین تصریح کرد: سخنانی که آقای احمدی نژاد در جلسه طلاب مشهد بیان کرد، اصول مبانی اعتقادی ما درباره حضرت حجت(ع) است و خلاف آن، خلاف مبانی اعتقادی ماست.
وی در واکنش به ادعای یک نماینده بازمانده از ورود به مجلس هشتم مبنی بر اینکه “اگر آقای واعظ طبسی در آن جلسه بود، اجازه بیان چنین اظهاراتی را نمی داد”، ضمن اظهار تأسف از این اظهارات افزود: عده ای که نام خود را اصولگرا گذاشته اند، برای مبارزه با دولت و احمدی نژاد حاضرند مبانی اعتقادی را زیر پا بگذارند. این چه ادعایی است؟ یعنی اگر آقای طبسی در آن جلسه بود، در جواب آقای احمدی نژاد می گفت امام زمان در مدیریت نظام دخالتی ندارند؟ یعنی می خواهید از آقای طبسی یک آدم غیرمعتقد به وجود مقدس امام زمان(ع) بسازید؟

علم الهدی با اشاره به اینکه این افراد گاهی در مسیری می افتند که از روی لجاجت حتی منکر ضروریات دین هم می شوند، گفت: اتفاقاً آقای احمدی نژاد در آن جلسه مطلبی گفتند که دقیقاً این ادعا را نقض می کند. گفتند: «آقایی آمده به من گفته شما مدعی ارتباط با امام زمان شده اید، من در پاسخ گفتم من چه زمانی چنین ادعایی کرده ام؟ ما این سخنان را پای منبرها شنیده ایم و از شما یاد گرفته ایم و نزد شما درس پس می دهیم. یعنی شما یک چیزهایی به ما گفته اید که به آن مطالب اعتقادی ندارید؟» رئیس جمهور کجا ادعا کرده که من هرکاری می کنم، با تأیید امام زمان(ع) است.
وی خاطرنشان کرد: آیا اگر کسی پیشرفتهایی در نظام داشت و گفت بنده در این پیشرفتها نقشی ندارم بلکه این عنایت امام زمان است، منظورش این است، هرکاری که می کند، یعنی امام زمان انجام داده است؟

امام جمعه مشهد با اشاره به تحقیقات و حساسیت دشمنان درخصوص مهدویت و درخصوص بخشی از اظهارات رئیس جمهور که هدف اصلی از لشکرکشی به منطقه را همین مسئله دانسته بود، اظهار داشت: چندی قبل نظامیان امریکایی به مسجد سهله هجوم بردند و این مسجد را که به عنوان خانه امام زمان(عج) است، مورد اهانت قرارداده و افراد درون آن را قتل عام کردند. یک نفر را هم بازداشت کردند و مورد ضرب و شتم قرار دادند و از او پرسیدند که آیا تو مهدی هستی؟!

وی افزود: آیا سربازان امریکایی با پندار خود این کارراکردند یا فرماندهان به آنها دستور داده بودند؟ فرمانده نظامی امریکایی چگونه از این قضایا خبر دارد که این مسجد منسوب به امام زمان (عج) است؟ قطعا این مسئله توسط اسلام شناسانی که امریکایی ها دارند، به آنها گفته شده است. امریکا در ضمن اهداف شیطانی که برای اشغال منطقه از جمله چپاول منابع طبیعی عراق، محاصره ایران و… داشته است، روی این موضوع هم حساسیت ویژه ای دارد و آقای احمدی نژاد هم این موارد را مورد توجه قرار دادند.

علم الهدی با اشاره به اینکه برخی اساساً عقیده ای به امام زمان ندارند، درباره اظهارات یکی از وابستگان به جریان سیاسی دوم خرداد مبنی بر اینکه امام عصر(ع) تا ۵۰۰ سال دیگر هم ظهور نمی کنند، تأکید کرد: لعن الله الوقاتون. خدا کسانی را که وقت تعیین می کنند، چه برای آمدن و چه نیآمدن حضرت، لعنت می کند.

وی با اشاره به اینکه برخی گروههای سیاسی در رقابتهای خود تا شرک به خدا نیز پیش می روند، اظهار داشت: سال گذشته یکی از اینها گفت ما لیبرال دموکرات هستیم. لیبرال دموکراسی به معنای شرک است چراکه اصل اول دموکراسی حاکمیت را حق مردم می داند در حالیکه کسلمان حاکمیت را حق خدا می داند. ان الحکم الا لله.

امام جمعه مشهد در واکنش به انتقاد از رئیس جمهور درباره سخن گفتن از امام زمان(ع) اضافه کرد: این مسائل ناشی از ضدیت با دولت است و چون دولت رقیب سیاسی آنها است، اگر آقای احمدی نژاد نعوذاً بالله به امام زمان بی احترامی می کرد، اینها طرفدار حضرت می شدند و حالا چون از امام زمان(ع) صحبت کرده است، اینها موضع گرفته اند.

وی ادامه داد: این افراد تصور می کنند سخن گفتن از امام زمان مانند ذکر گفتن و دعا خواندن است، در حالیکه مسأله حضرت مسأله روز و زندگی ماست. اگر اعتقاد دارند که جامعه ولایی است، در رأس جامعه ولایی امام زمان(ع) است، آیا این منطق درستی است که رئیس قوه مجریه از امام سخنی نگوید؟

علم الهدی در پایان با اشاره به تأییدات رهبری مبنی بر پرتلاش بودن این دولت خاطرنشان کرد: جامعه، جامعه ولایی است و زیر نظر ولی فقیه اداره می شود و ولی فقیه هم ولایتش را از امام زمان(ع) می گیرد .

اردیبهشت ۱۷

آزادی تعدادی از محکومان قتلهای محفلی کرمان که چند زن و مرد جوان را کشته بودند

اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, حقوقی, داغ, مذهبي ۳۸ نظر »

رئیس کل دادگستری استان کرمان از آزادی تعدادی از محکومان پرونده موسوم به قتل های محفلی کرمان با قید ضمانت خبر داد.

به گزارش هفت تیر ۷tir.com به نقل از بی بی سی : آقای تویسرکانی گفت “تمامی اولیای دم، یعنی خانواده هر پنج مقتول، رضایت داده اند همین مسئله جهت پرونده را کاملا تغییر داده است. البته او تاکید کرد که این مسئله به معنی مجازات نشدن این افراد نیست.

این در حالی است که نعمت احمدی، وکیل خانواده های دو نفر از قربانیان، به بی بی سی گفت اطمینان دارد که دست کم موکلان او رضایت نداده اند و بنابراین گفته آقای تویسرکانی نادرست است.

آقای احمدی در مورد آزادی محکومان نیز گفت “در تاریخ قضایی ایران بی سابقه است که فردی که به جرم قتل محاکمه و به صورت قطعی به بین ۱۰ تا ۱۵ سال زندان محکوم شده و پرونده اش در دیوان عالی کشور مفتوح است، از زندان آزاد شود.”

آقای احمدی همچنین درباره گفته های آقای تویسرکانی مبنی بر این که مجازات اعدام برای این افراد منتفی است، گفت: “آقای تویسرکانی حرف دلشان را گفته اند. وگرنه آنچه در پرونده مطرح است چیز دیگری است. پرونده در حال حاضر از دیوان عالی کشور به کرمان برگشته و باید دوباره بررسی شود.”

قتل های محفلی

بیش از پنج سال پیش تعدادی از اعضای بسیج یکی از مساجد کرمان به اتهام قتل پنج نفر دستگیر شده و در دادگاه به اعدام محکوم شدند. البته حکم اعدام افراد بعد از چندین بار رفت و برگشت بین دیوان عالی کشور و دادگاه های کرمان هنوز تایید نشده است، اما احکام زندان بین ۱۰ تا ۱۵ سال برای متهمان صادر شد.

نکته جنجالی در این پرونده به به “قتل های محفلی کرمان” مشهور شد، انگیزه قاتلان از کشتن قربانیانشان بوده است.

این افراد در بازجویی ها و در دادگاه اعلام کردند که شنیدن سخنرانی محمد تقی مصباح یزدی، روحانی تندرو ایرانی، در یکی از مساجد کرمان آن ها را به این نتیجه رسانده که از نظر شرعی وظیفه دارند افراد مهدورالدم را بکشند.

آنها گفته اند آقای مصباح یزدی در سخنرانی خود، که نوار آن نیز به دادگاه ارائه شده، گفته است اگر کسی خلاف شرعی مرتکب شود مومنان وظیفه دارند به او تذکر دهند، در مرحله بعد وظیفه دارند که به پلیس معرفی اش کنند، و اگر بعد از چند بار به