هفت تیر

اخبار هفت تیر

عضویت در هفت تیر

نوشته‌های تازه

  • آغاز به کار مجدد سایت هفت تیر از اول مهر
  • دادستان زنجان رسما اعلام کرد : مددی و دختر مورد تعرض ، صیغه بوده اند
  • آیا قطبی بخاطر همسرش پرسپولیس را در گرمای 50 درجه به امارات برد ؟
  • تجارت پرسود خرافات در تهران : پیلم بده تا فالت بگیرم
  • گروگان گیری 16 نظامی ایران و قتل 6 نفر از گروگان ها توسط جندالله
  • آیا احمدی نژاد شلوار ش را خیس کرده ؟
  • روزی که خانه ما دزد زد و خاطره من از آگاهی و دادگاه
  • نشستن خانم های مانتویی در ردیف های اول تالار وحدت ممنوع شد
  • مددی آزاد شد و دانشجویانی که او را رسوا کردند همچنان در زندان به سر می برند
  • تصویری از یک جراحی عجیب : پیوند دست به پا
  • گران ترین های لیگ برتر
  • وام 65 ميليون دلاري ايران براي توسعه برق رساني در سري لانكا
  • احمدی نژاد : اطلاع دقیق دارم که همه سربازان و نیروهای نظامی آمریکا با ما هستند.
  • دانلود فرم جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوار برای دریافت نقدی یارانه
  • فیلم شلیک سرباز اسرائیلی به پای یک مبارز دستگیر شده فلسطینی

آخرين مطالب مورد بحث

  • great: در درگیری عزاداران حسینی در اصفهان با ماموران نیروی انتظامی
  • great: در درگیری عزاداران حسینی در اصفهان با ماموران نیروی انتظامی
  • حسن زاده: در نامه آیت الله منتظری به آیت الله خمینی تاییدی بر تجاوز به دخترهای باکره در زندان ها
  • خ ر ک ی ر: در از دفترچه خاطرات يك رئيس جمهور : شخصا مسكن را ارزان مي كنم
  • نیکو نام: در از دفترچه خاطرات يك رئيس جمهور : شخصا مسكن را ارزان مي كنم
  • طاهرزهي - در گروگان گیری 16 نظامی ایران و قتل 6 نفر از گروگان ها توسط جندالله
  • babak: در اختراع یک سوئدی برای جلوگیری از تجاوز به زنان
  • اصفهانی سگ زاد هوس باز: در ارائه فیلتر شکن رایگان هر روز در هفت تیر
  • یکی: در نیروی انتظامی با کمک خبرگزاری دولت ناموس مردم را به معرض نمایش گذاشت
  • یکی: در فیلم شلیک سرباز اسرائیلی به پای یک مبارز دستگیر شده فلسطینی
  • یکی: در عکس محمود احمدی نژاد با کارمندان زن سازمان ملل
  • farzad: در در قزوین یک قاضی دادگستری پس از تجاوز به یک پسر بچه در زندان خودکشی کرد
  • د: در آغاز به کار مجدد سایت هفت تیر از اول مهر
  • masood: در مردی که از دست دوست پسر همسرش مرتب خانه عوض می کرد ، محاکمه شد
  • masood: در مردی که از دست دوست پسر همسرش مرتب خانه عوض می کرد ، محاکمه شد


  • خانه
  • ابر برچسبها
  • آیین نامه نظرات
  • << سفارش تبلیغات >>
  • درباره ما
Jul 27

مددی آزاد شد و دانشجویانی که او را رسوا کردند همچنان در زندان به سر می برند

اخبار داغ, اخبار دانشگاه, اخبار سياسي, داغ, مقالات سياسي 362 نظر »

عکس دکتر مددی دانشگاه زنجان
هفت تیر 7tir.com  به قلم علی افشاری :  مددي ، معاون خطاکار دانشجويي زنجان از زندان آزاد شد و بدينگونه مقامات قضايي مهر خاتمت بر رسوايي حادثه زنجان زدند. اما از سرنوشت دختر مظلوم و بي پناه خبري نيست و سه دانشجوي دانشگاه زنجان نيز مدتي است در حبس به سر مي برند و وضعيت نامعلوم آنها باعث نگراني جامعه دانشجويي کشور شده است . اگر رفتار هوسبازانه مددي در کشور هاي آزاد و مدرن دنيا که داعيه رسالت اخلاقي و انسان سازانه هم ندارند، رخ داده بود، نامبرده از هستي اجتماعي ساقط شده بود. بلافاصله پس از محرز شدن جرم از دانشگاه اخراج مي شد و تا پايان عمر امکان کار در موسسات عمومي را پيدا نمي کرد واز همه مهمتر در زير آوار برخورد طرد کننده افکار عمومي خرد مي شد.

ولي در جمهوري اسلامي ابتدا شاکي تخطئه مي شود، پرونده با جابجايي شاکي و متشاکي وارونه مي گردد و سپس سوء استفاده فردي ضعيف النفس از موقعيت اداري خودش براي تحميل خواست نامشروعش از دختري بي پناه، به توطئه اي از سوي بيگانگان تعبير مي گردد که با همکاري دانشجويان دامي اخلاقي براي وي پهن کرده اند تا فضاهاي دانشگاهي را بحراني نمايند! و در نهايت نيز دانشجويان متهم مي شوند که با گرفتن مچ مجرم و دفاع از حريم نظام اخلاقي آکادميک، اشاعه فحشا کرده اند!!!

آخر از اين کاراگاه هاي نابغه بايد پرسيد، واقعا بحران سازي نياز به چنين حربه هايي دارد؟ سوء تدبير ها وبي لياقتي مديران انتصابي وزارت علوم به اندازه کافي بحران ساز هست که نيازي به تحريک هواي نفس برخي از مدعيان اصول گرايي نيست.

يا سردار رادان مرد روزهاي وحشت پاسخ دهد که وقتي چنين تخلفات آشکاري با سهل انگاري مواجه مي شود، چه جاي لشگر کشي به خيابان ها و اماکن عمومي در پوشش حراست از امنيت اخلاقي جامعه و تعرض به جوانان به دليل گناه نکرده است؟

اين ظلم و اجحاف آشکار همراه با سرهم بندي کردن پرونده سردار زارعي بار ديگر تاييد کننده برخورد ابزاري با مقوله اخلاق از سوي حکومت است. از يک طرف زنان ايراني بر اساس تفاسير غير منطقي، مطلق انگارانه و يکسويه از پاکدامني و عفاف با ده ها محدوديت نابجا دست و پنجه نرم مي کنند. از آزادي برخوردار نيستند تا نوع پوشش و سبک فرهنگي دلخواه خود را انتخاب کنند و به بهانه طرح هاي امنيت اخلاقي واجتماعي، در خيابان ها مورد اذيت و آزار قرار گرفته و کرامت انساني آنها پايمال مي گردد، اما از طرف ديگر به سادگي از تخلفات بارز و آلودگي وابستگان حکومت به فساد اخلاقي با اغماض و چشم پوشي عبور مي شود!

اين تناقضات سئوال جدي را به اذهان متبادر مي کند که چرا تريبون هاي حکومتي که هر اتهام ناروا و تهمت آشکاري را نثار زنان و مرداني مي کنندکه سليقه فرهنگي و نظام اخلاقي متفاوتي از آنها دارند ا جايي که به خلاف هاي آشکار خودي ها مي رسند، ناگهان گاردي خطاپوشانه مي گيرند و مانند وزير علوم حضور دختري بي حجاب در اطاقي در بسته با معاون دانشجويي دانشگاه زنجان را بي اشکال مي پندارند؟!. حال اگر مورد مشابهي براي يک فرد مستقل و يا متعلق به جريان مخالف اتفاق بيفتد، فرياد واسلاماي حضرات گوش فلک را کر مي کند، ده ها تجمع زنجيره اي برگزار مي شود و از هيچ اقدامي براي ريختن آبروي آن فرد فروگذار نمي گردد.

به عنوان نمونه امام جمعه مشهد که علي القاعده بايد پاسدار حقوق افراد و آبروي مومنان باشد، بي پروا زناني که به دنبال احقاق حقوق انساني تضييع شده خودشان و رفع قوانين تبعيض آميز جنسيتي هستند را ” هرزه” مي خواند.  اقدام هتاکانه وي ضمن آنکه بنا به موازين فقهي مستلزم جاري شدن حد است، خود مصداق بارزي از “هرزگي کلامي” را نشان مي دهد.

تجربه حوادث پس از انقلاب به خوبي بطلان ادعاي نادرست حکومت در مساوي قرار دادن بي حجابي با بي بند وباري اخلاقي را نشان مي دهد. به عبارت ديگر حجاب اجباري نقشي بازدارنده در اعمال منافي عفت ندارد. بلکه بر عکس اعمال نقش قيم مآبي در عرصه فرهنگ واخلاق وتحميل الگوهاي فرهنگي وسبک هاي پوشش دستوري، وضعيت نابهنجاري را در جامعه پديد آورده است. بررسي آمار بزهکاري هاي اجتماعي نشان مي دهد که متاسفانه تخلفات اخلاقي در شهر هاي مذهبي که سخت گيري هاي ببشتري اعمال شده وفضاي اجتماعي بسته تري وجود دارد به طور نسبي بيشتر است.

البته باور ها و احکام مذهبي اگر با رضايت قلبي و اعتقاد دروني و بدور از خرافه گرايي از سوي افراد پذيرفته و اجرا شوند، تاثيراتي مثبت در تعالي اخلاقي و رفتاري افراد دارند. منتها در نگرش اخلاقي، ارزش وفضيلتي براي يک نظام اخلاقي خاص وجود ندارد. نظام هاي اخلاقي عرفي نيز به همين ميزان کارآمد هستند. يعني چون انسان ها با هم تفاوت دارند و به نظام هاي ارزشي مختلف پايبند هستند، لذا ناگزير از الگوهاي اخلاقي متفاوتي تبعيت مي کنند که در عين تکثر مسيري متفاوت را براي تحقق آرمان هاي اخلاقي و اصول انساني طي مي نمايند. معيار ها و ملاک هاي اعلام شده و رسمي براي نوع پوشش و رفتار اخلاقي مجاز ضمن آنکه ناقض حقوق شهروندي وسلب کننده آزادي هاي اجتماعي هستند، فقط يک سليقه خاص فرهنگي را نشان مي دهند و تخطي از آنها لزوما به معناي جرم و فعل غير اخلاقي نيست.

اما اتفاقات اخير نشان داد که انگيزه اصلي اولياي امور در چنين تفاسير مضيق و يکسويه از اخلاق و عفاف زنان، اهداف سياسي و معادلات قدرت است. اگرچه در ظاهر بر تلقي اسلام فقاهتي از اخلاق و ارزش هاي انساني تکيه دارد.

در اصل محدوديت ها و سختگيري ها، وسيله اي براي تثبيت سرمشق هاي مورد نظر حکومت در جامعه است. رواج بي حجابي و الگوهاي دگر خواهانه سبک زندگي در اجتماع، تزلزل و سستي پايگاه اجتماعي و مشروعيت نظام سياسي را نمايش مي دهد و همانگونه که اخيرا يکي از روحانيون گفته است : بد حجابي عملي برخلاف نظام و انقلاب است!
تحميل مناسبات فرهنگي مورد نظر حکومت، فضاي مشارکت و تحرک سياسي و اجتماعي براي افرادي که نگرش اخلاقي و ارزشي متفاوت با سنت گرايي دارند، را تنگ مي کند. خيل وسيعي از نيروهاي مدرن و بخصوص زنان بي حجاب به راحتي با توسل به اين ملاک هاي غير منطقي و مغاير با حقوق بشر از ورود به نمايندگي مجلس، پست هاي ارشد اداري و مديريت هاي بالا در سطوح مختلف جامعه محروم مي شوند.
به لحاظ تاريخي هم حجاب اجباري در مراکز عمومي، مقدمه محروميت اقشار مدرن از مشارکت در حيات سياسي جامعه در سال هاي نخستين پس از انقلاب بود.

بنابراين آگاهي نسبت به اين برخورد ابزار انگارانه از مقوله اخلاق، دليل بي اعتنايي برخي از دست اندرکاران امور به نسبت به حفظ سلامت اخلاقي و پارسايي اجتماعي است.

همچنين بي پروايي و جسارت برخي از کارگزاران حکومتي و آلودگي جمعي از آنان به نمونه هاي حاد و نادر فساد اخلاقي نفوذ اين معضل در ساختار نظام را آشکار مي سازد که، باعث مي شود آنها جرات ارتکاب اين اعمال شنيع را پيدا کنند وترسي از مجازات هم نداشته باشند.

از سويي ديگر نظام بسته، نبود سازو کار هاي موثر نظارت عمومي و وجود حس عدم پاسخگويي وفعال مطلق بودن در عناصر حکومتي و بخصوص نيروهاي امنيتي، مستعد رشد چنين ناهنجاري هايي است.

در اين ميان، گرايش هاي افراطي تر که بيشتر بر برخورد هاي اقتدار گرايانه در حوزه اخلاق تاکيد مي کنند و مي خواهند همه را به شکل ارزشي مورد نظر خودشان در بياورند، به طور نسبي از آلودگي بيشتري نيز برخوردار هستند. مشاهده آمار تخلفات منصوبين دولت اصول گراي احمدي نژاد بخصوص در دانشگاه ها، کارنامه بد تري را در قياس با دولت ها ي قبلي منعکس مي سازد.

البته لازم به ذکر است که نيروهاي سالم و پاکدامن نيز در نظام سياسي وجود دارند و دامان اکثريت بدنه نظام از اين اتهامات پاک است به عبارت ديگر نمي توان لزوما قبول مسئوليت در جمهوري اسلامي را به منزله آلودگي اخلاقي در نظر گرفت. ولي شرايط و مناسبات بگونه اي است که آنها توان بازدارندگي ندارند.

تجربه پرونده هاي اخير که در گزارش هيئت تحقيق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضائيه نيز به تفصيل ذکر شده بود، نشان مي دهد که دستگاه قضايي در مجازات خاطيان و جلوگيري از اين مفاسد ناتوان است و حتي بخشي از آن نيز آلوده به اين معضل است.

تاثيرات متقابل فساد اقتصادي، فرهنگ نوکيسه گي و غارت اموال عمومي نيز به نوبه خود نقش عمده اي در گسترش ناهنجاري هاي اخلاقي در برخي مسئولين دارد که خود بحث جداگانه مفصلي را مي طلبد.

بنابراين با توجه به مباحث فوق، استفاده ابزاري از مفاهيم اخلاقي و مقدسات و سيطره مناسبات اخلاق –قدرت در حکومت همراه با رياکاري و تروير بخشي از نيروها و هوادران آن، عامل عمده بيماري کنوني جامعه در ابتلا به ناهنجاري ها و نابساماني هاي اخلاقي و اجتماعي است و همچنين با لوث کردن اصل” ارزشمداري اخلاقي”، بي هنجاري ونهيليسم اخلاقي را ترويج مي کند.

در شرايطي که دوران گذار اجتماعي در ايران بواسطه هژمونيک نشدن ارزش هاي جديد پس از فروپاشي نظام کهن اخلاقي، طولاني شده است، بهره برداري سياسي از فضيلت هاي انساني و اخلاقي و وجود دوگانگي در عمل و ادعا، جامعه را به لحاظ ابتلا به ناهنجاري ها، آسيب پذير تر مي کند.

رها کردن امثال مددي و باز گذاشتن دست آنها در تعرض به نواميس مردم، اسباب جري تر شدن متجاوزين به حريم باور هاي اخلاقي را فراهم مي کند و با تضييع حقوق مردم و ارزش هاي انساني، بيش از پيش اعتماد عمومي نسبت به نفس اصول اخلاقي را متزلزل مي کند.

اين بي عدالتي ها علاوه بر آنکه کارنامه اخلاقي جمهوري اسلامي را سياه تر مي کند، هزينه سنگيني را نيز نثار جامعه متلاطم کنوني ايران مي کند که تابو ها و خطوط قرمز در محدوده “اخلاق اجتماعي و جنسي” در معرض طوفان هاي ويرانگر شک و ترديد قرار گرفته اند.
.
قبلی  : دختر دانشجو زنجانی که حاضر به رابطه نامشروع با معاون دانشگاه نشده بود ، بازداشت شد
. شرح دقیق اقدامات دکتر مددی برای تحت فشار قرار دادن دختر دانشجو
. فیلم دستگیری دکتر مددی

.
دکتر مددی - دانشگاه زنجان - عکس دکتر مددی - عکس مددی -عکس مددي - رسوایی اخلاقی دانشگاه زنجان - معاون دانشگاه زنجان

Jul 22

نامه فرزاد کمانگر ، معلمی که در زندان سنندج و زندان اوین به شدت شکنجه شد

اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, داغ, سرمقاله, مقالات سياسي 347 نظر »

http://www.rojhelat.nu/files/data/upimages/a-farzad-kamangar.jpg
http://www.psk2006.org/Members/psk/shaknje.jpg
هفت تیر 7tir.com
: چندی پیش خبر حکم اعدام یک معلم سنندجی را در سایت منتشر کردیم . متنی که در ادامه می خوانید نامه ایست که فرزاد کمانگر از زندان رجایی شهر کرج ارسال کرده است و در آن نوشته است که چگونه در طول ما ها شکنجه شدید و حیوانی از او ده ها صفحه اعتراف گرفته اند . فرزاد کمانگر یکی از معلمان شهر کامیاران و از فعالین حقوق بشر در ایران بود که به دلیل فعالیت های سیاسیش بازداشت شد و سپس با وجود تاکید قانون اساسی مبنی بر اینکه محاکمه فعالین سیاسی باید در دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه مردمی باشد ، در یک دادگاه غیر علنی و بدون هیات منصفه محاکمه و به اعدام محکوم شد . فرزاد کمانگر پس از ماهها حضور در سلول انفرادی ، سرانجام پس از انتقال به زندان رجایی شهر کرج فرصتی می یابد تا شرح حال خود را بنویسد و به خارج از زندان منتقل کند .

با کپی این مطلب در سایت و وبلاگ های دیگر سعی کنیم مانع از اعدام او شویم :
عکس فرزاد کمانگر
متن نامه فرزاد کمانگر خطاب به ملت ایران : اينجانب فرزاد كمانگر معروف به سيامند معلم آموزش وپرورش شهرستان كامياران با 12 سال سابقه تدريس كه يكسال قبل از دستگيري در هنرستان كارودانش مشغول به تدريس بودم و عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان شهرستان كامياران شاخه كردستان بودم و تا زمان فعاليت اين انجمن و قبل از اعلام ممنوعيت فعاليتهاي آن مسئول روابط عمومي اين انجمن بودم . همچنين عضو شوراي نويسندگان ماهنامه فرهنگي - آموزشي رويان (نشريه آموزش و پرورش كامياران) بودم كه بعدها بوسيله حراست آموزش و پرورش اين نشريه نيز تعطيل شد . مدتي نيز عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي كامياران (ئاسك) بوده ام و از سال 1384 نيز با آغاز فعاليت مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران به عضويت آن درآمدم . در مرداد 1385 براي پيگيري مسئله درمان بيماري برادرم كه از فعالين سياسي كردستان مي باشد به تهران آمدم و دستگير شدم . در همان روز به مكان نامعلومي انتقال داده شدم. زيرزميني بدون هواكش ، تنگ و تاريك بردند ، سلولها خالي بود نه زيرانداز نه پتو و نه هيچ شي ديگري آنجا نبود . آنجا بسيار تاريك بود مرا به اتاق ديگري بردند . هنگامي كه مشخصات مرا مي نوشتند از قوميتم مي پرسيدند و تا مي گفتم <كرد> هستم بوسيله شلاق شلنگ مانندي تمام بدنم را شلاق ميزدند . به خاطر مذهب نيز مورد فحاشي ، توهين و كتك كاري قرار ميدادند . بخاطر موسيقي كردي كه روي گوشيم موبايلم بود تا مي توانستند شلاقم ميزدند . دست هايم را مي بستند و روي صندلي مينشاندند و به جاهاي حساس بدنم … فشار وارد مي كردند و لباسهايم را از تنم به طور كامل خارج مي كردند و با تهديد به تجاوز جنسي با چوب و باتوم آزارم مي دادند .

پاي چپ من در اين مكان بشدت آسيب ديد و بعلت ضربه هاي همزمان به سرم و شوك الكتريكي بيهوش شدم و از هنگامي كه به هوش آمدم . تاكنون تعادل بدنم را از دست داده ام و بي اختيار مي لرزم ، پاهايم را زنجير مي كردند و بوسيله شوك الكتريكي كه دستگاهي كوچك و كمري بود به جاهاي مختلف و حساس بدنم شوك مي زدند كه درد بسيار زياد و وحشتناكي داشت بعدها به بازداشتگاه 209 در زندان اوين منتقل شدم . از لحظه ورود به چشمانم چشم بند زدند و در همان راهروي ورودي (همكف - دست چپ بالاتر از اتاق اجراي احكام) مرا به اتاق كوچكي بردند كه در آنجا نيز مرا مورد ضرب و شتم (مشت و لگد) قرار دادند . روز بعد به سنندج منتقل شدم تا برادرم را دستگير كنند . در آنجا از لحظه ي ورود به بازداشتگاه با توهين و فحاشي كردن و كتك كاري روبه رو شدم . مرا به صندلي بستند و در اتاق بهداري از ساعت 7 صبح تا روز بعد همانگونه گذاشتند . حتي اجازه ي دستشوئي رفتن نيز نداشتم . به گونه اي كه مجبور شدم خودم را خيس كنم . بعد از آزار و اذيت بسيار دوباره مرا به بازداشتگاه 209 منتقل كردند . در اتاقهاي طبقه اي اول (اطاقهاي سبز بازجويي) مورد بازجويي و كتك و آزار و اذيت قرار دادند .

در 5 شهريور ماه 1385 بعلت شكنجه هاي بسيار ناچاراً مرا به پزشك بردند كه در طبقه اول و در مجاورت اتاق هاي بازجويي قرارداشت كه پزشك آثار كبودي و شكنجه و شلاق زدن ها را ثبت كرد كه آثار آن در كمر ، گردن ، سر ، پشت ، ران ، پاها كاملاً مشهود بود . مدت دوماه شهريور و مهرماه در سلول انفرادي شماره 43 بودم . كه چون شدت شكنجه ها واذيت و آزار خارج از تصور و بسيار زياد بود مجبور شدم 33 روز اعتصاب غذانمايم و هنگامي كه خانواده ام را تهديد و احضار مي كردند براي رهايي از شكنجه و اعتراض به اذيت و فشار بر خانواده ام خودم را از پله هاي طبقه ي اول پرت كردم تا خودكشي نمايم . مدت نزديك به يكماه نيز در سلول انفرادي كوچك و بدبويي در انتهاي طبقه اول (113) حبس بودم . كه در اين مدت اجازه ي ملاقات و تلفن با خانواده را نداشتم . در مدت 3 ماه انفرادي اجازه هواخوري را هم نداشتم و سپس به سلول چند نفره شماره 10 (راهرو) منتقل شدم و 2 ماه نيز در آنجا بودم . اجازه ملاقات با وكيل يا خانواده را نيز نداشتم . در اواسط ديماه از 209 تهران به بازداشتگاه اطلاعات كرمانشاه واقع در ميدان نفت انتقال داده شدم در حاليكه نه اتهامي داشتم و نه تفهيم اتهام شدم . بازداشتگاهي تنگ و تاريك كه هرگونه جنايتي در آن ميشد .
همه لباسهايم را در اتاق بيرون آوردند و بعد از ضرب و شتم لباسي كثيف و بدبو به من دادند و با ضرب و شتم مرا از راهرو و بازداشتگاه به اتاق افسر نگهباني و از آنجا به راهرو ديگري كه از در كوچكي وارد مي شد بردند . سلول بسيار كوچكي كه در واقع از همه كس مخفي بود و صدايم به جايي نمي رسيد . سلول تقريباً يك متر و شصت سانتيمتر در نيم متر بود . دو لامپ كوچك از سقف آويزان بود . هواكش نداشت . آن سلول قبلاً دستشوئي بود و بسيار بدبو و سرد . يكعدد پتوي كثيف در سلول بود . هنگام بيدارشدن بي اختيار سرت به ديوار مي خورد . اتاق سرد بود . براي نفس كشيدن مجبور بودم صورتم را روي زمين بگذارم و دهانم را به زير در نزديك بكنم تا نفس بكشم . و هنگام خواب يا استراحت هر ساعت چند بار با صداي بلند در را مي زدند تا از استراحت جلوگيري كنند و يا لامپ هاي كوچك را خاموش مي كردند . دو روز بعد از ورود مرا به اتاق بازجويي بردند و بدون هيچ سئوالي مرا زير ضربات مشت و لگد گرفتند و توهين و فحاشي كردند . دوباره مرا به سلول بردند صداي راديويي را تا آخر باز مي گذاشتند تا قدرت استراحت و تفكر را از من بگيرند در 24 ساعت 2 بار اجازه دستشويي رفتن داشتم . ماهي بكبار نيز اجازه استحمام چند دقيقه اي داشتم . شكنجه هايي كه در آنجا مي شدم مثل :

1-بازي فوتبال : اين اصطلاحي بود كه بازجوها به كار مي بردند ، لباسهايم را از تنم در مي آوردند و چهار -پنج نفر مرا دوره مي كردند و با ضربات مشت و لگد به همديگر پاس ميدادند . هنگام افتادن من روي زمين مي خنديدند و با فحاشي كتكم مي زدند.
2-
ساعتها روي يك پا مرا نگه مي داشتند و دستهايم را مجبور بودم بالا نگه دارم هرگاه خسته مي شدم دوباره كتكم مي زدند . چون مي دانستند كه پاي چپم آسيب ديده بيشتر روي پاي چپم فشار مي آوردند . صداي قرآن را از ضبط صوت پخش مي كردند تا كسي صدايم را نشنود .
3-
در هنگام بازجويي صورتم را زير مشت و سيلي مي گرفتند ،
4-
زير زمين بازداشتگاه كه از راهروي اصلي به طرف در هواخوري پله هاي آن با زباله و ريزه هاي نان پوشانده مي شد براي اينكه كسي متوجه آن نشود ، اتاق شكنجه ديگري بود كه شبها مرا به آنجا مي بردند ، دستها و پاهايم را به تختي مي بستند و بوسيله ي شلاقي كه آنرآ “ذوالفقار” مي ناميدند به زير پاهايم ، ساق پا ، ران و كمرم مي زدند . درد بسيار زيادي داشت و تا روزها نمي توانستم حتي راه بروم .
5-چون هوا سرد بود و فصل زمستان ، اتاق سردي داشتند كه معمولاً به بهانه بازجويي از صبح تا غروب مرا در آن حبس مي كردند و بازجويي هم در كار نبود.
6-در كرمانشاه نيز از شوكهاي الكتريكي استفاده ميكردند و به جاهاي حساس بدنم شوك وارد ميكردند.

7-اجازه استفاده از خميردندان و مسواك را هم نداشتم ، غذاي مانده و كم و بدبويي به من ميدادند كه قابل خوردن نبود.


در اينجا نيز براي فشار وارد كردن به من اجازه ملاقات ندادند و حتي دختر مورد علاقه ام را نيز دستگير كردند . براي برادرهايم مشكل ايجاد ميكردند و آنها را بازداشت مي كردند . بعلت سلول و پتو و لباسهاي غير بهداشتي كثيف و بدبو . دچار ناراحتي پوستي (قارچ) شدم و حتي اجازه ديدن پزشك را هم نداشتم . بعلت فشار شكنجه ها مجبور شدم . كه 12 روز اعتصاب غذا نمايم . 15 روز آخر بازداشتم سلولم را عوض كردند و به سلول بدبوتر و كثيف تري كه هيچگونه وسيله گرمايي نداشت انتقال دادند . هر روز مورد فحاشي و هتاكي قرار مي گرفتم حتي يكبار بعلت ضربه هايي كه به بيضه هايم زدند بيهوش شدم . شبي نيز لباسهايم را در همان شكنجه گاه (زيرزمين) در آوردند و به تجاوز جنسي تهديدم نمودند و.. براي رهايي از شكنجه چند بار مجبور شدم . كه سرم را به ديوار بكوبم . مرا وادار به اعتراف به مسائل عاطفي و روابط و.. وادار ميكردند . صداي آه و ناله سلول هاي ديگر مرتب شنيده ميشد وحتي گاهاً بعضي اقدام به خودكشي مينمودند .
28 اسفندماه به تهران بازداشتگاه 209 منتقل شدم و هر چند به سلول جمعي 121 منتقل شدم ولي باز اجازه‌ي ملاقات نداشتم.
هنوز فشارهاي روحي - رواني مانند بازداشت خانواده و جلوگيري از ارتباط با آنها فحاشي ، هتاكي و… بر من وارد ميكردند.

پرونده ام بعد از ماهها بلاتكليفي خردادماه 86 به دادگاه انقلاب شعبه 30 فرستاده شد . بازجوها تهديد ميكردند كه نهايت سعي آنها گرفتن حكم اعدام يا زنداني درازمدت مي باشد . و در صورت اثبات بي گناهيم در دادگاه و آزادي در بيرون از زندان تلافي !؟ مي كنند . نفرت عجيبي كه از من به عنوان يك كرد ، ژورناليست و فعال حقوق بشر داشتند . با وجود همه ي فشارها از شكنجه دست بردار نبودند .

دادگاه عدم صلاحيت رسيدگي به پرونده را در تهران اعلام نمود . و رسيدگي پرونده را به سنندج واگذار نمود . با هر بار حمايت مردمي و سازمانهاي حقوق بشراز من و اعتراض به بازداشت و شكنجه هاي قانوني آنها عصباني تر ميشدند و فشارها را بيشتر مي كردند . در شهريور ماه 86 به بازداشتگاه سنندج منتقل شدم جايي كه برايم <كابوس وحشتناكي> شده كه هيچگاه از ذهنم و زندگيم خارج نخواهد شد . در حاليكه طبق قانون خودشان من اتهام جديدي نداشتم . از همان لحظه ورود كتك كاري و آزار و اذيت جسمي و رواني ام آغاز شد .

بازداشتگاه ستاد خبري سنندج يك راهرو اصلي و 5 راهرو مجزا داشت كه در آخرين راهرو و آخرين سلول مرا جاي دادند . جايم را مرتب عوض ميكردند تا روزي رئيس بازداشتگاه همراه چند نفر ديگر مرا بدون دليل ضرب و شتم نمودند و از سلول خارج نمودند روي پله هايي كه 18 پله بود به زيرزمين و اتاقهاي بازجويي منتهي ميشد با ضربه اي كه بر بالاي پله ها از پشت به سرم وارد نمودند به زمين افتادم و چشمانم سياهي رفت با همان حالت مرا از پله ها به پائين كشيده بودند ، نمي دانم چگونه 18 پله مرا به پائين آورده بودند . چشمانم را باز كردم . درد شديدي در سر وصورت ، پهلويم احساس ميكردم با بهوش آمدنم دوباره مرا زير ضربات مشت و لگد گرفتند و بعد از يك ساعت كتك كاري دوباره مرا كشان كشان از پله ها بالا كشيدند و به راهروي دوم و سلول كوچكي بردند و به داخل آن پرت كردند . و 2 نفر باز هم مرا زدند تا مجدداً بيهوش شدم . هنگامي كه به هوش آمدم كه صداي اذان عصر را مي شنيدم . صورت و لباسهايم خوني بود . صورتم متورم شده بود . تمام بدنم سياه و كبود شده بود . قدرت حركت كردن نداشتم بعد از چند ساعت بزور مرا به حمامي انداختند تا صورت خونين و لباسهايم را تميز كنم .
لباسهاي خيسم را تنم كردند و به علت وخامت جسميم ساعت 12 شب چند نفر از روساي اطلاعات در حاليكه چشمانم را بسته بودند وضيعت وخيم جسمي ام را ديدند .و فرداي آن روز مجبور شدند مرا به پزشكي خارج از بازداشتگاه و مستقر در زندان مركزي نشان دهند . بعلت آسيب ديدگي دندان ها و فكم تا چند روز قدرت غذا خوردن هم نداشتم . شبها پنجره سلول را باز ميكردند تا سرما اذيتم كند . به من پتو نميدادند بناچار مجبور بودم موكت را دور خود بپيچم . اجازه هواخوري ، ملاقات و تلفن نداشتم و بارها و بارها در اتاقهاي بازجويي واقع در زيرزمين مورد ضرب و شتم قرار مي گرفتم . مجبور شدم 5 روز اعتصاب غذا نمايم . بارها سرم را به ديوارهاي زيرزمين مي كوبيدند . و از زير زمين تا سلول با ضربات مشت و لگد مي بردند . هيچ اتهامي نداشتم نه دركرمانشاه و نه در سنندج
شكنجه مشهور <جوجه كباب> اصطلاحي بود كه رئيس بازداشتگاه اطلاعات سنندج به كار ميبرد و اكثر شبهايي كه خودش آنجا بود انجام ميداد . دست و پا را مي بست و كف زمين مي انداخت و شلاق ميزد .
صداي گريه ها و ناله هاي زندانيان ديگر كه اكثراً دختر بودند شنيده ميشد و روح هر انساني را آزار ميداد . شبها پنجره ها را باز ميگذاشتند ، لباسهايم را در دستشويي كه در زيرزمين بود بعد از كتك كاري خيس ميكردند و به همان صورت مرا به سلول ميبردند ، بعلت سردي هوا مجبور بودم خودم را لاي پتوي كثيف سلول بپيچانم.
نزديك به 2 ماه نيز در انفرادي هاي سنندج بودم ، پرونده ام در سنندج نيز عدم صلاحيت رسيدگي گرفت و دوباره به تهران منتقل شدم . نزديك به 8 ماه انفرادي آزارهاي جسمي و روحي در اين مدت . وي جسم و اعصاب و روانم تاثير بسيار بدي گذاشته . بعد از يك شب بازداشت در 209 به اندرزگاه 7 زندان اوين در جايي كه مواد مخدر سرگرمي زندانيان محسوب ميشود منتقل شدم و از 27 آابان به زندان رجايي شهر زنداني كه در طبقه بندي سازمان زندانها متعلق به زندانيان خطرناكي چون قتل ، آدم ربايي و سرقت مسلحانه و… منتقل شده ام .
.
گزارش تصویری از تجمع مردم کردستان در حمایت از فرزاد کمانگر و اعتراض به حکم اعدام او :

عکس تجمع مردم سنندج در حمایت از فرزاد کامنگر

معلم زندانی کرد

معلم زندانی کرد عکس تجمع مردم سنندج در حمایت از فرزاد کامنگر

شکنجه فرزاد کمانگر رنجنامه

رنجنامه فرزاد کمانگر از زندان سنندج
.


رنجنامه فرزاد کانگر - نامه - زندان رجایی شهر - زندان اوین - 209 - زندان سنندج - بازداشتگاه وزارت اطلاعات - اطلاعات سنندج- شرح شکنجه فرزاد کمانگر - معلم زندانی محکوم به اعدام - کانونصنفی معلمان - شهرستان کامیاران

Jul 20

سمیر قنطار کیست ؟

اخبار داغ, اخبار جهان, داغ, دانستني ها, مقالات سياسي, يك عكس يك خبر 134 نظر »

سمير قنطار آزاده در جشن آزادي اسراي لبناني سلام نازی
هفت تیر 7tir.com  :  چند روز پیش 4 اسیر حزب الله  لبنان که در زندان های اسرائیل بودند آزاد شدند . رئیس السرا و گل سر سبد این اسرا سمیر قنطار قدیمی ترین لبنانی در بند اسرائیل بود . سمیر قنطار همان آقایی است که در بالا عکسش را می بنید که بعد از آزادی سلام نظامی به سبک آلمانی می دهد . نفر اول از سمت راست عکس زیر هم سمیر قنطار است . همان که در مراسم استقبال دارد با آن خانم لبنانی دست می دهد .
عکس دست دادن سمیر قنطار با زن لبنانی
سمیر قنطار کیست ؟
“سمیر قنطار” قاتل یک پدر و دختر اسراییلی بود که نزدیک به سی سال در زندان بود. او در شانزده سالگی در نیمه شب پس از درگیری با پلیس به خانه خانواده اسراییلی می رود و پدر 28 ساله و دختر چهار ساله اش را به گروگان می گیرد. در درگیری با پلیس او یک پلیس، سپس پدر خانواده را به قتل می رساند و سرانجام در برابر التماس بچه که شاهد قتل پدرش بود، سر بچه را آنقدر به دیوار می کوبد که بچه می میرد. همسر این پلیس که با کودک دیگرش در گوشه ای مخفی شده بود، برای جلوگیری از سروصدای بچه، در وحشت خود دست خود را جوری روی دهان بچه گذاشته بود که بچه دوم خفه می شود و می میرد .
سمیر قنطار، پس از این اقدامات دستگیر می شود و از سال ۱۹۷۹ تا به چند روز پیش عمر خود را در زندان اسرائیل سپری می کند ، او در زندان با یک زن عرب-اسرائیلی که از فعالان دفاع از زندانیان جنگی بود ازدواج کرد و بعدا او را طلاق داد.
در زمان ازدواج همسر وی از دولت اسرائیل به عنوان زنی که شوهرش زندانی است حقوق دریافت می کرده است. سمیر قنطار در زندان موفق شد از دانشگاه آزاد تل آویو در رشته علوم اجتماعی و سیاسی با مدرک لیسانس فارغ التحصیل شود .
.
قبلی :  مقاله محمد علی ابطحی در مورد کمک ۳ میلیاردی شهرداری تهران به لبنان.
خفن ترین تیتر روزنامه کیهان : اسرائیل در رزمایش ۵ روزه از دشمن فرضی شکست خورد
.
سمیر قنطار - عکس سمیر قنطار - عکس آزادی اسرای حزب الله - تبادل اسرا - اسرائیل - حزب الله لبنان

Jul 02

احمدی نژاد : خامنه ای تصور می کند من رئیس جمهور او هستم . من رئیس جمهور امام زمانم

اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, داغ, مذهبي, مقالات سياسي 247 نظر »

http://www.hasanpix.com/weblog/images/xhs101aaa.jpgعکس محمود احمدی نژاد شیطان پرستی - امام زمان
هفت تیر 7tir.com به قلم رسول منتجب‌ نيا قائم مقام کروبی در حزب اعتماد ملی :
یكی از عقاید شیعه كه می‌توانست وسیله سوءاستفاده شیادان واقع شود اعتقاد به اصل مهدویت و اندیشه مترقی و حركت‌ساز انتظار فرج است كه همه طرفداران ادیان آسمانی به نحوی این عقیده را داشته و در انتظار منجی عالم بشریت می‌باشند. در روایات رسیده از ائمه طاهرین علیهم السلا‌م، ضمن تاكید فراوان بر اصل مهدویت و بشارت قطعی به ظهور حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، به منظور پیشگیری از هرگونه انحراف و سوءاستفاده افراد از این عقیده ریشه‌دار، توصیه‌های اكیدی به عمل آمده است، از جمله: ‌

1- نهی از تعیین زمان ظهور آن حضرت و بیان اینكه این امر از اسرار الهی است و كسی جز خداوند نسبت به آن آگاهی ندارد با این عبارت كه <ما اهل بیت هرگز زمان ظهور را تعیین نخواهیم كرد> یا <دروغ می‌گویند تعیین‌كنندگان زمان برای ظهور حضرت ! دروغ می‌گویند…! دروغ می‌گویند…>! ‌

2- توصیه به تكذیب هر كسی كه ادعای مشاهده و زیارت حضرت مهدی را بكند و او را كاذب و افترازننده معرفی كردن. ما در یادداشت قبلی برخی از روایات فوق را به‌طور مستند از كتاب‌های معتبر روایی نقل كردیم. نقل قول‌ها و شایعات: از زمان روی كار آمدن آقای احمدی ‌نژاد و دولت ایشان، در میان خواص و اخیرا عامه مردم، یعنی مردم كوچه و بازار مطالبی به نقل از رئیس‌جمهور و برخی معاونین و نزدیكان ایشان، روی زبان ‌ها جاری است و بسیاری از آن مطالب به صورت مستند و با ذكر زمان و مكان و گوینده‌های آنها نقل می‌شود. از باب مثال:

الف: در سال اول ریاست‌جمهوری آقای احمدی‌ نژاد، با دو واسطه نقل شد كه ایشان در سفر استانی به سیستان و بلوچستان و در پاسخ به اعتراض یكی از معاونین كه اعتبارات كشور محدود است و چرا این همه وعده‌های ده‌ها میلیارد تومانی به هر شهر داده می‌شود، گفته است: «نگران نباشید دو سال دیگر امام زمان (عج) ظهور می‌كند و همه مشكلا‌ت را حل می‌كند». ‌

ب: نماینده‌ای از شورای اسلا‌می، نقل می‌كرد روزی در ملا‌قات رئیس‌جمهور با مقام معظم رهبری ایشان نسبت به اظهاراتش و وعده ظهور حضرت در دو سال دیگر مورد اعتراض شدید رهبری واقع شد و در جواب گفت: «كسانی كه با ایشان در تماس هستند، گفته‌اند» و پس از خروج از دفتر رهبری، اظهار كرده است: «ایشان تصور می‌كند من رئیس‌جمهور او هستم، من رئیس‌جمهور امام زمان (عج) می‌باشم!!» ‌

ج: پس از سفر به نیویورك و شركت در اجلا‌س سازمان ملل، در ملا‌قات با آیت‌الله جوادی ‌آملی، اظهار كرده است: «هنگام سخنرانی ‌هاله‌ای از نور اطراف سر و صورت خود مشاهده كردم و همه مخاطبان میخكوب شده و مجذوب من گردیدند» كه مورد انتقاد و بی ‌اعتنایی آیت‌ الله جوادی ‌آملی قرار گرفت و سی‌دی این ملا‌قات در سطح وسیع در میان مردم پخش شده است. ‌

د: بین خواص شایع است كه گاهی سر سفره خوراك، یك بشقاب و قاشق و چنگال را در جای خالی كنار گذاشته و اظهار می‌كنند این برای آقا امام زمان است.

هـ : شخصی نقل كرده است، روزی یكی از نزدیكان رئیس‌جمهور من را دعوت به شركت در نماز جماعت آقا كرد و من به تصور اینكه امام جماعت، مقام رهبری است با او به محلی رفتیم. وقت نماز مشاهده كردم صف نماز تشكیل شد در حالی كه امام جماعت حضور ندارد و فقط سجاده‌ ای پهن است، وقتی سوال كردم كه رهبری كی تشریف می‌آورند؟ گفتند: هیس ! امام جماعت، حضرت ولی عصر(عج) است .

و: اخیراً بارها در اظهارات رئیس‌جمهور، معاونین، مشاورین و… این جمله فراوان به كار می‌رود كه این دولت را امام زمان (عج) مدیریت یا اداره می‌فرماید. و موارد فراوان دیگر.

ز: در روزهای گذشته آقای رئیس‌جمهور كسانی را كه ‌هاله نور را انكار می‌كنند به مخدوش بودن عقیده متهم كرده است و مشاور رئیس‌جمهور در امور روحانیت طی مصاحبه‌ای، از تقدیر و تشكر مراجع عظام و علما و روحانیون از رئیس‌جمهور در خصوص مورد عنایت ولی عصر(عج) بودن و استقبال فضلا‌ از سخنان رئیس‌جمهوری، حكایت كرده و منتقدان را به «مشكل داشتن در اصل مهدویت» و «تردید در اعتقاد به ولی عصر (عج>» متهم كرده و دستور داده است كه «باید در اعتقادات خود تجدیدنظر كنند».‌

چند سوال از رئیس‌جمهور‌
صرف‌نظر از اینكه چنین شایعاتی چگونه اعتقادات مردم و نسل جوان را تضعیف می‌كند و مورد استهزا و تمسخر دستگاه‌های تبلیغاتی بیگانه و دشمنان اسلا‌م و تشیع قرار گرفته است و قطع نظر از اینكه نتیجه این سخنان، انتساب همه ضعف‌ها، كاستی‌ها، سوءمدیریت‌ها، افزایش تورم و گرانی و… به حضرت ولی‌عصر(عج) می‌باشد و این بزرگ‌ترین ظلم و جفا و توهین به ساحت آن حضرت است.

1- آیا این نقل قول‌ها و شایعات در محافل خصوصی و عمومی راست است یا دروغ؟ خواهش می‌كنیم خیلی صریح و شفاف پاسخ دهید و از كلی‌گویی یا فرافكنی یا متهم كردن دیگران پرهیز كنید. ‌

2- اگر حتی یك مورد آن راست و صادق است شما این عقیده را كه برخلا‌ف نظریه همه علمای شیعه از صدر تاكنون است، از كجا آورده‌اید و در برابر آن همه روایت معتبر و فرمایشات بزرگان شیعه چه پاسخی دارید؟ ‌

3- اگر راست است، مقصود شما از بیان این مطالب غیرواقعی چیست؟ آیا تصور می‌كنید این سخنان، می‌تواند نارضایتی و اعتراضات مردم را نسبت به گرانی، تورم و سوءمدیریت دولت توجیه كند؟ ‌

4- اگر راست است، پس از گذشت 3 سال و كذب بودن این وعده‌ها، مسوول مخدوش شدن عقاید مردم و جوانان چه افرادی خواهند بود؟! ‌

چند سوال از مراجع تقلید و فضلا‌ ‌
1- آیا دستور فرموده‌اید درباره این نقل‌قول‌های شایع و رایج بررسی كنند؟! ‌

2- آیا به نظر مبارك آقایان تمامی این نقل‌ها دروغ و كذب است؟! ‌

3- اگر حتی یك مورد از این ادعاها، صحت نقل داشته باشد، آیا جای آن نیست كه در برابر آن با شدت و قاطعیت ایستادگی كنید و از حریم عقاید اسلا‌می و شیعی ناب پاسداری فرمایید؟ ‌

4- آیا نقل قول مشاور رئیس ‌جمهور، مبنی بر «استقبال فضلا‌ از سخنان رئیس‌ جمهوری و تقدیر مراجع عظام، علما و روحانیون از رئیس‌جمهور در خصوص مورد عنایت حضرت ولی‌عصر(عج) بودن» صحیح است یا دروغ؟ ‌

5- اگر صحیح است چرا؟ و اگر دروغ و تهمت است چرا تكذیب نمی‌ فرمایید؟!
.

قبلی : .تایید سخنان احمدی نژاد توسط امام جمعه مشهد در مورد مدیریت جهان توسط امام زمان

Jun 23

نگاهی به ادعای عجیب احمدی نژاد در مورد قصد آمریکایی ها مبنی بر دزدیدن او

اخبار داغ, اخبار سياسي, داغ, روانشناسي, مقالات سياسي 365 نظر »

آقای احمدی نژاد چند روز پیش در اجلاسی در حوزه علمیه قم شرکت کردند و در آنجا سخنان عجیبی را مطرح کردند که به یکی از مهمترین جنچالهای رسانه ای روزها اخیر بدل شده است . آقای احمدی نژاد در این اجلاس اعلام کردند که آمریکایی ها هنگام حضور او در عراق قصد دزدیدن او را داشتند که با جا خالی دادن ایشان و سپس فرار سریع تر به سوی ایران موفق نشدند . این ادعا مورد تکذیب مقامات عراقی قرار گرفته است و مقامات آمریکایی هم در این مورد سکوت کرده و لازم ندیده اند چیزی بگویند . آقای غلامحسن کرباسچی در این مورد امروز مقاله ای نوشته است که در سایت قرار می گیرد :

احمدی نژاد عبدالحکیم عزیز عراق
هفت تیر 7tir.com به قلم غلامحسین کرباسچی : هنگامی كه ادعای اخیر آقای احمدی نژاد مبنی بر برنامه‌ریزی و توطئه آمریكایی‌ ها برای ربودن و یا ترور ایشان در ‏عراق را شنیدم، به لحاظ بزرگی و اهمیت این ادعا جهت دستیابی به ماهیت مسئله و این كه طرف مقابل در این مورد ‏چه موضعی خواهد گرفت، كنجكاو شدم.‏‏ ده‌ها بار سایت‌های گوناگون خبری، اخبار رادیو و كانال های مختلف تلویزیونی را از زمان انتشار خبر تا این لحظه كه ‏چهار روز می‌گذرد، جست‌ وجو كردم تا شاید اطلاعاتی تازه و نیز واكنش‌هایی از سوی رسانه‌های جهانی به‌ویژه ‏آمریكایی را شاهد باشم كه تنها امروز یكی از مقامات رده چندم دولت عراق آن را تكذیب و روزنامه شرق‌الاوسط از ‏قول یك مقام دون رتبه آمریكایی ادعای بی‌خبری از موضوع را كرده است‎. ‎

نزد خود محاسبه كردم یا ادعای جدید رئیس‌ جمهور ایران را نشنیده‌اند كه در دنیای امروز امری محال است یا از لو ‏رفتن و برملا كردن طرحشان توسط رئیس‌ جمهور ایران آنقدر شوكه شده‌اند كه هنوز خود را جمع و جور نكرده و قادر ‏به موضع‌گیری نیستند! یا وحشت دارند كه مبادا ایران به بهانه این توطئه عمل متقابلی انجام دهد! یا از ترس آبروریزی ‏بین‌المللی و تروریست قلمداد شدن آمریكا (كه خود بزرگ‌ترین مدعی مبارزه با تروریسم است) یا…‏

از سوی دیگر فكر كردم به لحاظ عرف بین‌المللی لااقل در كمترین اقدام دولت ایران می‌بایستی در قبال این مسئله ‏اعتراض رسمی خود را به دفتر حافظ منافع آمریكا در ایران، به سازمان ملل و شورای امنیت و یا حتی به دولت عراق ‏اعلام می‌كرد؛ چرا كه هرگونه بی‌تفاوتی نسبت به این ادعای بزرگ معقول و منطقی به نظر نمی‌رسد و قطعا سیاست ‏خارجی و دیپلماسی ایران را در آینده به ویژه در ارتباط با كشورهای گوناگون تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.اگر چنین ‏توطئه‌ای در كار بوده است، مسئله باید از جانب ایران و عراق با توجه به نقض حاكمیت دولت عراق و توطئه علیه ‏ایران در سازمان‌های بین‌المللی مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین چرا تاكنون و پس از گذشت بیش از سه ماه هیچ ‏شكایتی به‌صورت رسمی به مراجع بین‌المللی تقدیم نشده است؟ نشان ندادن هیچ واكنشی چگونه توجیه‌پذیر است؟ آیا این ‏وهن كشور و ملتی با این همه سابقه و عظمت نیست؟ و آیا این‌گونه عبور كردن از چنین ادعای مهمی وهن انقلاب و ‏نظام و… نیست؟

‏ اگر این مسئله برای رئیس‌جمهور آمریكا یا هر كشور دیگری پیش می‌آمد آنها چه می‌كردند؟ در طول این مدت تا به ‏حال چقدر روی این مسئله جو می‌ساختند؟ تا مرز صدور چه قطعنامه‌هایی پیش می‌رفتند؟ آیا فقط به این دلخوش ‏می‌كردند كه با مهارت حفاظتی و تغییر برنامه‌ها از مهلكه جستیم و آنها ناگهان ما را در هواپیما و در راه برگشت دیدند؟ ‏آیا صحنه سیاست بین‌المللی و روابط خارجی و عمل و عكس‌العمل‌های در این زمینه صحنه اینگونه ‏داستان‌سرایی‌هاست: «آنها دنبال كردند، ما جای خالی دیدیم و ناگهان فرار كردیم»؟ ‏

این گزارش‌ها كه به آقای رئیس‌جمهور داده شده است اگر خودشان باور كردند چرا نخواستند وزارت خارجه و ‏مسوولان كشور برخورد و اعتراض كنند و اگر خود ایشان نیز این را باور نكرده‌اند، چطور چنین مسئله سستی را در ‏چنین جمع مهمی كه از تمام رسانه‌های كشور و در صحنه تبلیغات بین‌المللی عنوان می‌شود، مطرح كرده‌اند؟

‏ اجلاس حوزه علمیه قم كه جمعی از بزرگ‌ترین شخصیت‌ های مذهبی و سیاسی كشور در آن حضور داشتند و در مكان ‏مورد توجه و مهمی مثل قم كه یك جمع دورافتاده در یك شهر كوچك نبود تا رئیس‌جمهور در جمع هواداران خود به ‏سخنرانی احساساتی بپردازد، جایی كه این همه دانشمند و عالم دینی نشسته‌اند تا برای امور مهم كشور بر مبنای ‏مطالعات عمیق و بدیع دینی خود چاره‌جویی كنند؛ طرح چنین سخنانی كه در خوشبینانه‌ترین حالت باید گزارش‌های ‏احتمالی خوانده شود، چه نتیجه‌ای خواهد داشت و عجیب‌ تر از آن عدم بروز هرگونه عكس‌العملی از سوی حاضران در ‏اجلاس است كه موضوع را شگفت ‌آورتر می‌نماید
‎.

قبل از برگزاری اجلاس مذكور گفته می‌شد كه قرار است در آنجا سوالاتی از آقای رئیس‌ جمهور در رابطه با مسائل ‏جاری كشور، مسائل اقتصادی به ویژه گرانی‌ های اخیر و همچنین فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی به خصوص فضاهای ‏ایجاد شده از سوی برخی محافل به ظاهر علاقه‌مند به ایشان علیه برخی شخصیت‌ها عنوان شود و طبعا طرح چنین ‏ادعای بزرگی می‌توانست پرسش‌های چهره‌های بانفوذ سیاسی و مذهبی حاضر در اجلاس در مورد مسائل جاری كشور ‏و اتفاقات اخیر را تحت ‌الشعاع قرار دهد ولی آیا رئیس‌ جمهور توجه داشتند كه واقعا به چه بها و چه قیمتی؟! به هر حال ‏امیدواریم دستگاه‌های ذی‌ربط پیگیری ادعای اخیر آقای رئیس‌جمهور را در اولویت كاری خود قرار داده و در صورت ‏وجود مدارك و مستندات مطمئن بر صحت چنین توطئه‌ای مسئله را از طریق سازمان‌های بین‌المللی و… دنبال كنند و ‏چنانچه گزارش رسیده مورد تایید قرار نگرفت، توجه آقای رئیس‌جمهور را به عواقب استفاده از چنین ابزارهای ‏تبلیغاتی و لطمات ناشی از آن بر روی منافع درازمدت كشور و نظام جلب نمایند.
.
کروبی به احمدی نژاد: نمی‌خواهد که جهان را مدیریت کنید . به فکر گوجه ‌فرنگی مردم باشید
. اولین نامه رئیس جمهور آمریکا به ایران بعد از انقلاب
.
ادعا - عجیب - احمدی نژاد آمریکایی ها - آمریکا - دزدیدن - آمریکا - رئیس جمهور ربایش

Jun 16

افشاگری عباس پالیزدار چه نتایجی داشت

اخبار داغ, اخبار سياسي, داغ, مقالات سياسي 69 نظر »

عکس عباس عبدی
هفت تیر 7tir.com به قلم عباس عبدی : ظاهراً پس‌ لرزه‌هاي افشاگري اخير هنوز ادامه دارد و قرار نيست به اين زودي‌ها تمام شود، اما در ميان تحليل‌ها و اظهارنظرهاي بسيار متنوعي كه درباره اين رويداد نوشته شده، به نظر بنده جاي يك نكته خالي است. چنين به نظر مي‌رسد كه برخلا‌ف تحليل‌هاي جاري اين افشاگري در جهت سخنراني‌هاي ضد فساد و ضد مافياي مقامات دولتي نبود و خواسته و ناخواسته زمينه را براي ادامه خط تبليغي پيشين ضد فساد و ضد مافياي دولت تضعيف كرده است.

البته اين بدان معنا نيست كه فرد افشا كننده اخير، همسو و همفكر گروه دولت نبوده است، بلكه برعكس وي براساس شواهد قبلي و نيز بر مبناي سياق گفتارش كاملا‌ً همسوي جناح دولت بوده، اما ناخواسته، دولت را در ادامه سياست قبلي ضد فساد خود با مشكل مواجه كرده است.

ابتدا بايد توضيح داد كه خط و سياست قبلي ضد فساد چه بوده است؟ سياست پيشين، صرفاً يك سياست تبليغي بود؛ سياستي كه از يك سو واجد برنامه اجرايي براي شناخت علل و زمينه‌هاي فساد نبود و صرفاً فساد را به موضوع خوب و بد بودن آدم‌ها تقليل مي‌داد و به صورت تلويحي خود را خوب و سالم و ديگران را بد و فاسد معرفي مي‌كرد و چون چنين برنامه‌اجرايي وجود نداشت، طبعاً اقدامي عملي هم براي جلوگيري از حذف فساد صورت نمي‌گرفت.

از سوي ديگر آن مبارزه واجد وجه قضايي هم نبود، زيرا اگر قصد مبارزه حقوقي و قضايي با فساد وجود مي‌داشت، دولت با ابزار در اختيار خود مي‌توانست ده‌ها و صدها مورد از پرونده‌هاي فساد را آماده و براي رسيدگي به دستگاه قضايي ارسال كند. بنابراين سياست مذكور صرفاً واجد وجه تبليغي بود و اين وجه هم محدود به سخنراني‌هاي رئيس دولت براي مردم با عناوين كلي و غيرمعين و مبهم مي‌شد.به عنوان مثال اينكه گفته مي‌شد اسامي افراد در جيبم هست، اما توصيه شده كه بيرون آورده نشود!! نمونه روشني از اين سياست عقيم بود. كاركرد اين سياست تبليغاتي، مبارزه با فساد نبود، كه اگر بود بايد به طور جدي در دو وجه ديگر وارد مي‌شدند و تبليغ به كمك آن دو وجه مي‌آمد، ولي كاركرد آن تبليغات،صرفا خلع سلا‌ح نمودن مخالفان و مشغول كردن ذهنيت مردم بود.

اين كاركرد چندان مورد توجه نيروهاي رده دوم و سوم دولت نبود، آنان صادقانه فكر مي‌كردند كه دولت در مبارزه با فساد جدي است، اما دست‌هاي پيدا و پنهان مانع از افشاي اسامي مي‌شود از اين‌رو فكر كردند كه اكنون نوبت آنان است كه شهامت لا‌زم را از خود نشان دهند و كارهاي نيمه‌تمام دولت را تكميل كنند و من تصور نمي‌كنم كه اين افشاگري موضع برنامه‌ريزي‌شده‌اي از سوي جناح غالب بوده، بلكه بيشتر ناشي از سوءبرداشت نيروهاي رده دوم و سوم اين جناح از سياست ضد فساد آنان است.

اما چرا اين افشاگري موجب اخلا‌ل در ادامه سياست‌هاي قبلي جناح حاكم شده است. دو دليل در اين ميان وجود دارد. اولين دليل به تاثيرات منفي اين رويداد در ميان نيروهاي طرفدار دولت مربوط مي‌شود. با رفتاري كه جناح حاكم در طرد و محكوم كردن فرد افشاگر پيش گرفتند گويي كه اصولا‌ً او را نمي‌شناخته‌اند و به قول شاعر: چنان بي‌رحم زد تيغ جدايي /كه‌گويي خود نبودست آشنايي

حتي ايراد اتهام‌هاي كلا‌ن به وي و از همه مهم‌تر بازداشت وي و رها كردنش در ميان امواج سهمناك سياست جملگي موجب شد كه طرفداران دولت متوجه شوند شعار مبارزه با فساد از سوي دولت بيش از يك شوخي سياسي نيست، و اين نيروها نتيجه خواهند گرفت كه خود را از اين معركه دور كنند. اينجا جايي است كه عقاب هم پر مي‌ريزد، چه رسد به كبوتران تازه از تخم درآمده.

دليل بعدي هم به جامعه و مردم برمي‌گردد. اگر تاكنون سخنان كلي و مبهم عليه مافيا و فساد كاربردي داشت، پس از سخنان افشاگرانه اخير، ديگر چه جذابيتي براي شنوندگان آن كليات مبهم باقي مي‌ماند؟ اصولا‌ً سخنرانان ضد فساد در آينده با چه رويي باز هم مي‌خواهند از مبارزه عليه مفسدان مجهول و ناشناخته حرف بزنند و در عين حال افشاگر اخير را محكوم كنند؟

به نظر من مجموعه اين برخوردها جز اينكه ذهنيت جامعه را نسبت به حكومت و مبارزه با فساد بدتر مي‌كند، هيچ نتيجه‌اي ندارد.

بهترين راه اين است كه راهكار اجرايي و قضايي پيش گرفته شود و براي شروع هم فرد بازداشت شده را با رعايت تمامي جوانب حقوقي و نيز شكايت تمامي كساني كه از جانب او متهم شده‌اند، محاكمه كرد؛ محاكمه‌اي علني و شفاف. اين بهترين فرصت براي نيشتر زدن به غده بدخيم فساد در جامعه ماست. حاشا كه از دست برود!

قبلی : .مصاحبه با پدر عباس پالیزدار پس از بازداشت فرزندش
. عباس پالیزدار ، افشاگری که خیلی زود بازداشت شد
. عباس پاليزدار و بحران فساد
.افشاگری بی سابقه عباس پالیزدار دبیر سابق هیات تحقیق و تفحص از قوه قضاییه

.
سخنان عباس پالیزدار - مقاله عباس پالیزدار - عباس عبدی - فیلم سخنان عباس پالیزدار

Jun 13

عباس پالیزدار ، افشاگری که خیلی زود بازداشت شد

اخبار داغ, اخبار سياسي, داغ, مقالات سياسي 68 نظر »

هفت تیر 7tir.com : همزمان با تاكيد روزنامه كيهان بر “وظيفه مراجع امنيتي و قضائي براي برخورد قانوني لازم با طراحان و عامل ‏پروژه” افشاگري‌هاي اخير، عباس پاليزدار از سوي دادسراي كاركنان دولت كه زير نظر سعيد مرتضوي اداره ‏مي‌شود، بازداشت شد و به زندان رفت. با اين حال جنگ رسانه‌هاي اصولگرا نيز با انتشار اتهامات جديد به ‏پاليزدار و دفاع متقابل يك نماينده مجلس از وي، روز گذشته وارد مرحله جديدي شد. اما عصر ديروز مشخص شد ‏كه اتهام فساد اقتصادي به عباس پاليزدار صحيح نيست و ادعاي بزرگ رسانه‌هاي محافظه‌كار ناشي از يك تشابه ‏اسمي است.‏

علاوه بر اتهام فساد اقتصادي به افشاگر سران نظام، رسانه‌هاي محافظه‌كار درباره زمان و نحوه دستگيري ‏پاليزدار و اتهام وي نيز به تناقض‌گويي پرداختند. خبرگزاري فارس ادعا كرد كه وي صبح ديروز (چهارشنبه) در ‏حالي كه به خاطر شكايت مدعي‌العموم به اتهام “نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي”، به شعبه دوم كاركنان ‏دولت در ميدان ارگ تهران احضار شده بود، با صدور قرار بازداشت شده است؛ اما سايت دولتي برنانيوز از ‏دستگيري وي در سه شنبه شب و به اتهام “اخلال در امنيت ملي” خبر داد.
عباس پالیزدار‏

‎‎تاييد ارتباط پاليزدار با هيئت تحقيق و تفحص مجلس‎‎

در اين حال فاطمه آجرلو نماينده كرج در دوره هفتم و هشتم مجلس نيز كه او را “دخترخاله پاليزدار” ‏معرفي كرده اند ، تاييد كرد كه او پاليزدار را به عنوان كارشناس به هيئت تحقيق و تفحص مجلس دعوت كرده و ‏از عملكرد وي در اين هيئت نيز دفاع كرد.‏

آجرلو همچنين از رسانه‌هايي كه او را از اين دعوت پشيمان خوانده بودند، به شدت انتقاد كرد و اعلام كرد كه از ‏آنها شكايت مي‌كند. اين نماينده اصولگراي مجلس همچنين خواستار آن شد كه دستگاه‌هاي اطلاعاتي و قضايي ‏اظهارات و اسناد و مدارك مورد ادعاي او را بررسي كنند.‏

اين در حالي است كه ديروز اداره اخبار و رسانه‌هاي مجلس بار ديگر از قول حسن كامران، رئيس هيئت تحقيق و ‏تفحص مجلس هفتم از قوه قضاييه، هرگونه ارتباط پاليزدار با اين هيئت را تكذيب كرد. كامران پيش از اين تكذيبيه ‏رسمي، ديروز هم در جمع خبرنگاران هرگونه ارتباط هيئت تحقيق و تفحص با پاليزدار را تكذيب كرده بود؛ حال ‏آنكه سايت‌ها از همكاري وي با اين هيئت به دعوت فاطمه آجرلو خبر داده بودند.‏

‎‎افشاي افشاگر و گاف بزرگ فارس و رجانيوز‎‎

با آنكه تا عصر ديروز سايت‌هاي محافظه‌كار مشغول تكميل افشاگري‌هاي خود درباره تخلفات اقتصادي عباس ‏پاليزدار بودند و خبرگزاري فارس نيز با انتشار تصوير برخي اسناد در اين باره پيشتاز بود، در آخرين ساعات ‏عصر ديروز سايت‌هاي فردا و الف (نزديك به احمد توكلي) فاش كردند كه “اين پاليزدار، آن پاليزدار نيست” و ‏فردي كه به افشاگري عليه سران نظام پرداخته، تنها به خاطر تشابه اسمي با فردي كه سازمان بازرسي كل كشور ‏پيگير تخلفات اقتصادي وي بوده، از سوي رسانه‌هاي اصولگرا به فساد اقتصادي متهم شده است.‏

به نوشته اين سايت‌ها، فردي كه پرونده‌اش به اتهام اختلاس 6 ميليارد توماني در برخي نهادهاي نظارتي در حالي ‏پيگيري است، با كسي كه ديروز به اتهام اخلال در امنيت ملي بازداشت شده، متفاوت است و تنها يك تشابه اسمي ‏بين آنها وجود دارد.‏

در همين حال برنانيوز هم از قول سعيد ابوطالب، نماينده مجلس هفتم و عضو هيئت تحقيق و تفحص از قوه ‏قضاييه، نوشت كه: “ما نيز با سخنان پاليزدار موافق نبوده‌ايم، اما عباس پاليزداري كه ما مي‌شناسيم به نظر نمي‌آيد ‏كه تخلفات و مفاسد اقتصادي داشته باشد.”‏

اشتباه بودن اتهامات رسانه‌هاي اصولگرا به پاليزدار در حالي فاش شد كه اتهام فساد اقصادي به وي در چندين ‏روزنامه و خبرگزاري منتشر شده بود و تا ساعتي قبل از افشاي اين خطا هم خبرگزاري فارس و سايت‌هاي ‏اصولگرا در حال افشاي اين افشاگر و شرح و بسط داستان فساد اقتصادي وي بودند.
‏

‎‎آخرين مصاحبه قبل از دستگيري‎‎

روز گذشته خبرگزاري آريا (منتسب به امير محبيان، روزنامه‌نگار راست‌گرا) به انتشار مصاحبه‌اي با عباس ‏پاليزدار (افشاگر) پرداخت كه در تيتر آن از قول وي آمده بود: “حرف هايم را قبول ندارند، وجودم را تکذيب مي ‏کنند”.‏

در اين مصاحبه كه به نظر مي‌رسد اندكي پيش از دستگيري وي انجام شده، از قول پاليزدار آمده است: “وقتي ‏براي سخنراني در دانشگاه همدان دعوت شدم خودم را دبير کميته تحقيق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضائيه ‏مستقر در سازمان بازرسي کشور معرفي کردم، اما پس از پخش شدن نظرياتم آنهائي که مرا مي شناختند و ‏سازمان هائي که با آنها همکاري کرده بودم شروع به تکذيب من کردند. شنيدم که مرکز پژوهش هاي مجلس ‏اطلاعيه داده و هر گونه ارتباط با من را تکذيب کرده است. سوال من اين است که کي گفتم عضو مرکز پژوهش ‏هاي مجلس هستم که آنها اين اطلاعيه را صادر کرده اند؟ “‏

وي همچنين اضافه كرده كه: “من که نگفته بودم با مرکز پژوهش ها همکاري کرده ام. ولي حالا که آنها تکذيب ‏مي کنند اعلام مي کنم که بيش از يک سال و نيم با اين مرکز کار کرده و حقوق دريافت کرده ام و احکامش را ‏دارم. ضمن اينکه علت جدا شدن من از مرکز پژوهش هاي مجلس اين بود که آقاي توکلي اصرار داشت که من ‏طرح ايشان در مورد گلدکوئيست را تاييد کنم و من گفتم مليجک شما نيستم که هر چه گفتيد تاييد کنم.”‏

پاليزدار در مرکز پژوهشهای مجلس نقش مهمی در تدوین قانون مبارزه با شركت‌هاي هرمي داشت و همه مجلسیان او را به خوبی میشناسند .
‏پاليزار در اين مصاحبه همچنين در واكنش به تكذيب ارتباط با وي از سوي هيئت تحقيق و تفحص، گفت: ” امروز ‏حتي همکاري من با کميته تحقيق و تفحص از قوه قضائيه را هم تکذيب مي کنند. اين در حالي است که من حکم و ‏تقديرنامه اي را که به من دادند، دارم و مي توانم به رسانه ها ارسال کنم. از طرف آقاي دکتر دهقان و خانم آجرلو ‏به سمت دبير کميته تحقيق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضائيه مستقر در سازمان بازرسي کشور منصوب شدم. ‏حکم انتصاب خودم را دارم و حتي يک سال و نيم حقوق گرفته ام که فيش هاي آن را دارم. ضمن اينکه پس از ‏پايان ماموريتم تقديرنامه اي به من دادند که آن را هم دارم.”
.
افشاگری بی سابقه عباس پالیزدار دبیر سابق هیات تحقیق و تفحص از قوه قضاییه

.
فیلم عباس پالیزدار - سخنان عباس پالیزدار - سخنرانی - عکس عباس پالیزدار

Jun 12

عباس پاليزان و بحران فساد

اخبار داغ, اخبار سياسي, داغ, مقالات سياسي 51 نظر »

http://www.mokran.org/panel/_files/newsannounce/zeid.jpg
هفت تیر 7tir.com
به قلم احمدی زید آبادی : بسياري از من مي‌پرسند كه ادعاهاي علي پاليزبان ( عباس پالیزان ) در باره فساد مالي چهره‌هاي سياسي و روحاني برجسته‌اي ‏كه از آنها اسم برده، تا چه اندازه صحت دارد؟

بر مبناي “سنت مبارزه” در ايران، مي‌توان پاسخ داد كه نه فقط همه‌اش درست است كه بخش مهمترش را هم ‏كتمان كرده است، اما از نگاه يك منتقد مسئول كه مي‌كوشد موازين انصاف را در هرگونه داوري خود لحاظ ‏كند، تنها مي‌توان گفت كه: نمي‌دانم.‏

‏”نمي‌دانم” اما پاسخي نيست كه كسي از يك تحليل‌گر سياسي بخصوص از نوع منتقد و مخالف آن بپذيرد، ‏بنابراين چنين پاسخي را معمولا حمل بر محافظه كاري افراطي و يا حتي حركتي در جهت منزه نشان دادن ‏برخي از آقايان مي‌كنند.‏

مسلما كسي نمي‌تواند منكر فساد در دستگاه حاكمه ايران شود، آن هم در حالي كه رئيس جمهور كشور شب و ‏روز از وجود مفسدان و مافيا در سطوح بالاي حكومت سخن مي‌گويد و برخي از محافل نزديك به رئوس ‏قدرت لزوم برخورد با “دانه درشتها” و نه “آفتابه دزدها” را يادآوري مي‌كنند.‏

واقعيت اين است كه از سال‌هاي دور تاكنون، در سطوحي از جامعه، بحث سوء استفاده برخي از همين كساني ‏كه علي پاليزبان آنها را به فساد متهم كرده، مطرح بوده اما صحت و سقم آنها را فقط يك دستگاه قضايي ‏بي‌طرف و مورد اعتماد مي‌تواند تعيين كند.‏

اكنون كه دستگاه قضايي ايران مورد هجوم يك جناح تندرو قرار دارد، بسياري از نيروهاي سياسي در به ‏چالش كشيدن آن احتياط به خرج مي دهند، زيرا تجربه نشان داده كه تغيير و تحولات داخل اين دستگاه بر ‏مبناي نزاع‌هاي سياسي، همواره اوضاع اين نهاد را بدتر از پيش كرده است.‏

در واقع، بيم از آن است كه عده‌اي ضمن متهم كردن دستگاه قضايي به عدم اجراي عدالت، خود بر اين دستگاه ‏مسلط شوند و براي رقيبان سياسي خود اقدام به پرونده سازي آن هم از نوع فساد مالي و اقتصادي كنند. اين در ‏حالي است كه قوه قضائيه در حال حاضر هم نهادي اجماعي و مورد اعتماد تلقي نمي‌شود، اما اين وضعيت ‏قبل از آنكه ناشي از عملكرد خاص اين دستگاه باشد، به مجموعه نظام سياسي بر مي‌گردد.‏

در حقيقت، همه نظام‌هاي سياسي در معرض فسادند، زيرا گويا نهاد بشر آنگونه كه تصور مي‌شود، لزوما به ‏خير گرايش ندارد. اما تجربه بشري براي مهار و محدود كردن فساد راههايي كشف كرده كه بدون توجه به ‏آنها، يك نظام سياسي غرق در فساد مي‌شود و از هم مي‌پاشد.‏

عدم مصونيت رهبران جوامع و پاسخگويي آنها در مقابل نهادهاي اجماعي و يا برآمده از راي مردم، نخستين ‏تدبيري است كه بشر امروز براي مقابله با فساد انديشيده است.‏

در جامعه‌اي كه به هر دليلي افراد صاحب قدرت از تير رس انتقاد عمومي در امان باشند و دستگاههاي ‏اجماعي امكان حسابرسي از دخل و خرج آنان را نداشته باشند، به طور اجتناب ناپذيري فساد رشد مي‌كند و ‏ريشه مي‌دواند.‏

دومين تدبير بشر در اين زمينه، امنيت رسانه‌هاي جمعي براي انتقاد و افشاي مفاسد است. هر چند كه هر چه ‏رسانه‌ها در اين موارد بنويسند، لزوما درست نيست و خود آنها ممكن است به علت ايراد تهمت وافتراء به ‏افراد حقيقي و حقوقي به مجازات برسند، اما فضاي باز رسانه‌اي مهمترين عامل در جهت بازداشتن مسئولان ‏يك كشور از سوء استفاده از موقعيت خود و يا زد وبندهاي پشت پرده به نفع خود است. از اين رو، تا زماني ‏كه يك رهبر سياسي به آزادي رسانه‌ها به صورت معقول و صحيح خود معتقد نباشد، به شعار مبارزه با فساد ‏او نه فقط نمي‌توان وقعي نهاد بلكه بايد به ادعاهاي او مشكوك شد.‏

وجود يك دستگاه قضايي بي‌طرف و غير سياسي كه مورد اعتماد عموم باشد، سومين تدبير بشر براي كنترل ‏فساد است.‏

متاسفانه ساختار نظام سياسي ايران، اجازه شكل گيري يك عدليه بي طرف و غير سياسي را نمي‌دهد. هر چند ‏كه برخي از قضات اين دستگاه، شريف و با انصاف‌اند، اما اغلب كساني را كه امثال من به طور بلاواسطه ‏آنها را تجربه كرده‌ايم، نه فقط تلاشي براي بي‌طرف نشان دادن خود، نشان نمي‌دهند، بلكه از اين كه خود را ‏هر چه بيشتر به دستگاه قدرت سياسي وابسته و مدافع آننشان دهند، به خود مي‌بالند!‏

مسلما در فقدان اين تدابير، فساد به طور طبيعي در سطوح رسمي رشد مي‌كند، اما اينكه كدام شخص به طور ‏خاص فاسد است يا نيست، به ندرت مشخص مي‌شود. به همين علت، مردم همه مسئولان را به فساد متهم ‏مي‌كنند و اگر كسي هر يك از آنان را به فساد خاصي متهم كند، در اظهاراتش ترديد نمي‌كنند.‏

اميدوارم تجربه سخنراني آقاي پاليزبان كه بسياري از مقام‌هاي روحاني و سياسي را در معرض اتهام‌ هاي ‏مشخص قرار داده و خواه ناخواه آنان را در جامعه بد نام كرده است، درسي باشد براي مسئولاني كه تصور ‏مي‌كنند با چشم بستن بر تدابير بشري براي مهار فساد، جامعه از آنان تصوير پاك و سالمي خواهد داشت، حال ‏آنكه چنين رفتاري، تر و خشك را با هم مي‌سوزاند.
.
.
پالیزان - عباس پالیزبان - عباس پاليزان - افشاگری - بحران - مسئولان نظام - فساد - دادگاه - رسانه آزاد - علي پاليزبان - بازداشت - پالیزدار - ‏پاليزدار

Jun 08

افشاگری بی سابقه دبیر سابق هیات تحقیق و تفحص از قوه قضاییه

اخبار داغ, اخبار اقتصادی, اخبار ايران, اخبار سياسي, داغ, مقالات سياسي 243 نظر »

عباس پالیزدار تحقیق و تفحص دانشگاه همدان
به گزارش هفت تیر 7tir.com : عباس پاليزدار که نامزد حزب ستاد مردمی حامیان احمدی نژاد در انتخابات شورای اسلامی تهران بود و در حال حاضر نیز بارها در صدا و سیما در مورد پرونده های مفاسد اقتصادی صحبت کرده است در سخنراني تاریخی خود كه به دعوت يك تشكل دانشجويي وابسته به حاميان احمدي ‏نژاد در دانشگاه همدان صورت گرفته بود، چن