هفت تیر

اخبار هفت تیر

عضویت در هفت تیر

نوشته‌های تازه

  • آغاز به کار مجدد سایت هفت تیر از اول مهر
  • دادستان زنجان رسما اعلام کرد : مددی و دختر مورد تعرض ، صیغه بوده اند
  • آیا قطبی بخاطر همسرش پرسپولیس را در گرمای ۵۰ درجه به امارات برد ؟
  • تجارت پرسود خرافات در تهران : پیلم بده تا فالت بگیرم
  • گروگان گیری ۱۶ نظامی ایران و قتل ۶ نفر از گروگان ها توسط جندالله
  • آیا احمدی نژاد شلوار ش را خیس کرده ؟
  • روزی که خانه ما دزد زد و خاطره من از آگاهی و دادگاه
  • نشستن خانم های مانتویی در ردیف های اول تالار وحدت ممنوع شد
  • مددی آزاد شد و دانشجویانی که او را رسوا کردند همچنان در زندان به سر می برند
  • تصویری از یک جراحی عجیب : پیوند دست به پا
  • گران ترین های لیگ برتر
  • وام ۶۵ میلیون دلاری ایران برای توسعه برق رسانی در سری لانکا
  • احمدی نژاد : اطلاع دقیق دارم که همه سربازان و نیروهای نظامی آمریکا با ما هستند.
  • دانلود فرم جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوار برای دریافت نقدی یارانه
  • فیلم شلیک سرباز اسرائیلی به پای یک مبارز دستگیر شده فلسطینی

آخرين مطالب مورد بحث

  • مهدیه....قائمشهر: در sms اس ام اس رایگان ایرانسل
  • نیما: در ۱۶ دختر یک مدرسه در آمریکا از یک جوان خیابان خواب حامله شدند
  • غریبه: در عجیب ترین ساختمان ها و خانه های دنیا
  • غریبه: در عجیب ترین ساختمان ها و خانه های دنیا
  • Martin- ارمنستان: در عکس بوسیدن دست احمدی نژاد
  • کامران ازساری: در فیلم پشت صحنه مصاحبه ساختگی صدا و سیما
  • امید: در آیا احمدی نژاد شلوار ش را خیس کرده ؟
  • i_i: در آغاز به کار مجدد سایت هفت تیر از اول مهر
  • شهرام: در کلیپ اعدام ۵ مرد متجاوز به دختر ایرانی که به اشتباه گفته می شد افغانی هستند
  • اسیه: در عجیب ترین ساختمان ها و خانه های دنیا
  • سونیا: در sms اس ام اس رایگان ایرانسل
  • jalal: در عکسی متفاوت از رضا عطاران و خاطره حاتمی
  • علیرضا شه منظری - در آیا احمدی نژاد شلوار ش را خیس کرده ؟
  • hantel: در به رسمیت شناختن اسرائیل در سایت هواپیمایی جمهوری اسلامی “هما”
  • خ ر ک ی ر: در آغاز به کار مجدد سایت هفت تیر از اول مهر


  • خانه
  • ابر برچسبها
  • آیین نامه نظرات
  • << سفارش تبلیغات >>
  • درباره ما
مرداد ۰۷

تجارت پرسود خرافات در تهران : پیلم بده تا فالت بگیرم

اخبار داغ, جامعه, داغ, روانشناسي, مذهبي, گزارش ۲۸۸ نظر »

فال طالع بینی
هفت تیر  ۷tir.com 
   تهیه گزارش از شیرین حوازاده :  وقتی به شوق دانستن از آینده نامعلوم و با باور درونی، سراغ مرجعی مثل یک فالگیر می روید، مسلم است که میزان قابل توجهی از حس «تلقین پذیری» را با خود حمل می کنید. پس «احتمالات» و «پیش بینی» های عوامانه، کلیشه یی و خام دستانه فالگیران را جدی می گیرید و کم کم، خیلی آرام و خاموش و گاه حتی ناخواسته، تبدیل می شوید به مشتری ثابت بساط رنگارنگ «خرافات». تجربه نشان داده که اگر «زن» باشید- به هزار و یک دلیل و از جمله به دلیل فرودستی تاریخی یا فرصت های نابرابر آموزشی - استعداد بیشتری از خودتان برای پذیرش خرافات و رفتن از پای بساط یک فالگیر به بساط فالگیر دیگر بروز خواهید داد. رمال ها و دعانویس ها هم اغلب خوب می دانند چگونه با مقتضیات زمان پیش بروند تا اعتماد شما را از دست ندهند. برای اثبات ادعاهای خود تفسیرهای علمی می تراشند و مثلاً مدعی می شوند که برخورد دهان انسان با فنجان قهوه DNA او را به فنجان منتقل می کند، اما واقعیت جایی بیرون از فنجان قهوه و تصاویر روی ورق هاست و شاید به همین دلیل است که جامعه شناسان از رشد تمایل مردم و به خصوص زنان به «خرافات» و « فالگیری » می هراسند. شاید به همین دلیل است که در قوانین جاری کشور هم سابقه جرم انگاری رمالی و فالگیری وجود دارد. در سال ۱۳۵۲ با تغییرات و اصلاحاتی در ماده سوم آیین نامه امور خلافی برای آنها که مبادرت به رمالی و فالگیری و امور مشابه می کنند جریمه نقدی تعیین شد. علاوه براین از آنجا که خرافه پروری و رمالی مصداق کلاهبرداری است، بنابر ماده ۱ قانون تشدید مجازات جرم محسوب شده و مرتکب به آن به حبس از دو تا ۱۰ سال و انفصال ابد از خدمات دولتی و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده، محکوم می شود. اما حتی با وجود این تصریح قانونی هم هنوز شهر پر است از خریداران «خدمات خرافی»؛ خریدارانی که حاضرند به قیمت های گزاف «خرافه» بخرند؛ خریدارانی که فراموش کرده اند که «از زندگی نباید ترسید، از دروغ باید ترسید.»
.

دوست دختر دوست پسر

اپیزود اول؛ دست های تو با من آشناست

- آی خانم خوشگل پیشانی بلند، دستت بده من ببینم.

دختر صدای بم فالگیر دوره گرد را می سپارد به همهمه شهر. میان چنارهای بلند خیابان ایتالیا قدم تند می کند که یعنی حوصله مزاحم ندارد. زن فالگیر اما چادرش را در قوس کمرش گره زده و ول کن نیست. عادت دارد به بی اعتنایی. پشت سر دختر راه افتاده و با لهجه یی که نمی شود به راحتی فهمید مال کجاست «دست» او را می خواهد.

- دستت بده. من فالت ببینم؛ نخواستی اصلاً هیچی بهم نده. من که می دونم بختت هم مثل پیشانی ات بلنده. می دونم دلخوری… بیا دستت بده. «خوشگ کارًتٍ بîسیٍاسٍ» (خواهرم کارت بسته است). دستت بده، گره از کارت باز کنم .

دختر اما رسیده به تقاطع بلوار کشاورز و خیلی زودتر از آنکه زن فالگیر به خودش بجنبد، بر صندلی جلو یک پراید مسافرکش نشسته است. ماشین گاز می دهد و می رود. فالگیر هم راه «پارک لاله» را پیش می گیرد. توی پارک شاید موردهای بهتری پیدا کند. می روم جلو.

- سلام خانم.

با تمام صورتش می خندد؛

- خانم شمایی. سلام. دستت بده ببینم پیشانی بلند.

- به شرطی که به سوال هایم جواب بدهی.

- هرچه می خوای بپرس که بختت بلنده. امروز می ری تا دو زمان بعد. بعد دو زمان مشکلت حل می شه.

- دو زمان یعنی کی؟ من که نگفتم مشکلی دارم.

- دو زمان می تونه دو روز باشه، دو هفته باشه، دو ماه باشه…

- دو سال باشه، دو قرن باشه،

هوشمندانه از این کنایه می گذرد .

- رازت پیش خودت بمانه. خیلی ساده یی. به همه حرف می زنی. به کسی نگو اگه برات خواستگار آمد.

- از کجا فهمیدی برام خواستگار میاد؟

- چرا نیاد خب؟ دختر به این خوبی؟ تا دو زمان دیگه میاد. دستت هم خیلی شلوغه. پر بار و بر می شی ان شاء الله.

خطوط کف دستم را با انگشت نشان می دهد؛ «ها، ببین. خط عمرت هم طولانیه.»

- روزی چقدر درمیاری؟

- زیاد نیست به خدا. چیزی نمی شه.

- حالا مثلاً؟

- یک روز ده تومن، یک روز شش تومن…چیزی نمی شه با پنج تا بچه.

- توی خیابان اذیت نمی شی؟ کسی کاری به کارت ندارد؟

- نه، مگر چه کار می کنم؟ خلاف که نکردم. دست مردم می خوانم.

- چرا همیشه سراغ زن ها می روی؟ دست مردها را نمی خوانی؟

- مردا را هم می خوانم. تو دست آنها هم نوشته. فرقی نمی کنه. یک بار دست یک آقایی را خواندم ۱۰ هزار تومان بهم داد.

- مگه چی بهش گفتی؟

- همه بود و نبودش را گفتم. گفتم داری با زنت می ری کانادا. زنت داره امتحان تافل می ده. خیلی هم موفق می شوید. مرده دهانش باز مانده بود. گفت خدا از دهانت بشنود. بعد هم دو تا ۵ هزار تومانی داد بهم.

- تو می دانی تافل چیست؟

- چرا ندانم؟ مگر خرم؟ زبان خارجی است دیگه.

- سواد داری؟

- تا کلاس پنجم خواندم.

- از کجا آمدی تهران؟

- اهواز.مادرم دعا می نوشت اما زود خدا خواستش.

- شوهر هم داری؟

- فکر کردی چی؟ پس پنج تا بچه را از تو تخم مرغ آوردم؟

- منظورم این است که الان شوهرت کجاست؟

- مرده. رفته گور مرگش را پیدا کنه… شما هم خانم ستاره اقبالت بلنده. تا دو زمان دیگه ثروتمند می شی. روزای یکشنبه و سه شنبه هم برات اومد نداره.

- این حرف ها را همین طوری می گویی دیگر. واقعاً مردم هم باورشان می شود؟

- همین طوری نمی گویم. تو دستت نوشته، رو پیشانی ات نوشته. می خوانم و می گم.

هوا عوض شده. رسیده ایم به پارک لاله. چشم های قهوه یی سوخته اش خیره شده به دختر و پسری که نشسته اند زیر سایه کوچک یک بید مجنون.

- درخت آن پسر بید است. بید یعنی مالیخولیا. دختر باید حواسش باشد. پولم بده بروم به دختر بگویم. دختره درخت ممرز است.

- من چه درختی هستم؟

- تو که خانم، زبان گنجشکی. خیلی هم کینه یی هستی. خدا نکنه با کسی بد بشی.

- اینها را هم توی سر و صورت آدم ها نوشته.

- آره دیگه. تو مال ماه فروردینی گمانم. فروردین هم زبان گنجشکه.

- دیدی اشتباه کردی؟ من متولد اسفندم.

- اتفاقاً اسفند و فروردین که پشت هم اند. اشتباه نیست.

- حالا چقدر باید بدهم؟

- هر قدر کرمت هست. خانم دکتر خوشگل خوب پول می ده.

- ۱۰۰۰ تومان خوبه؟

- ۱۰۰۰ تومن؟، ۱۰۰۰ تومن چیه؟ نیم ساعته دارم طالعت می گم. ۵ هزار تومن بده.

- ۵ هزار تومان؟ این طوری که درآمدت خیلی بیشتر از روزی ۱۰ تومان می شود؟

.
فال طالع بینی اخبار فال طالع بینی دعا نویسی
.
اپیزود دوم؛ ویزیت های ۶۵۰ هزار تومانی

در بسیاری از شهرهای ایران هنوز هم «دعانویسی» در میان مردم طرفداران و معتقدان بی شمار دارد. هنوز هم عده یی هستند که کتاب «جامع الدٌîعîواتٍ» را گذاشته اند جایی در گوشه و کنار اتاق نمور و نیمه تاریکشان و با دعانویسی و طلب شفا یا گشایش برای دیگران گذران زندگی می کنند. دعانویسان ایران را حدود ۱۰ هزار خانوار دانسته اند که در سراسر کشور پراکنده اند. بیشتر دعانویسان بی سوادند و عده کمی از آنها خواندن و نوشتن می دانند. گروه بزرگی از دعانویسان در حوالی شیراز یا گود عرب های تهران ساکن اند. در بعضی شهرها حتی خاندان هایی هستند که نسل اندر نسل به دعا نویسی شهره اند و پسر و پدر و پدر پدر را مردم به شفابخشی و مستجاب الدعوگی می شناسند. خاندان «قافله باشی» در قزوین یکی از نمونه های مشهور این قبیل خانواده ها هستند. اگر دردی داشته باشید و از پزشکی ناامید شده باشید، دعانویسان برایتان روی تکه کاغذی می نویسند؛

اخبار فال طالع بینی دعا نویسی« وî نïنîزًٌلï مًنî القïرآنٍ ما هïو شîفاءً و رîحمهï لًلٍمïومًنًینٍ و لا یîزیدï الظالمین الا خساراً برîحٍمتًکî یا اîرحم الراحًمینٍ» و از خداوند می خواهند تا به حق ۱۴ معصوم شما را شفا عنایت فرماید. دعایشان را با گلاب یا آب پاک درمیان ظرفی می شویند و آب یا گلاب را به شما می خورانند یا به سر و رویتان می پاشند. کاغذ دعانویسی ساده و بی خط است و باریک و دراز و اغلب در پارچه سبز رنگی پیچیده و به دست «دعا گیرنده» داده می شود.دعاباوران هم که اغلب از توده مردم هستند برای حل مشکلات کوچک و بزرگی مثل بسته شدن کار، محبت زن به شوهر، محبت شوهر به زن، محبت عاشق و معشوق به یکدیگر، سیاه بخت کردن زن نزد شوهر و شوهر نزد زن، ایجاد مهر و محبت میان زن و شوهری که از هم جدا شده اند، جن زدگی، دیوانگی، نازایی، بچه دار شدن و بسیاری دیگر از مسائل اینچنینی هیچ مرجعی را امن تر و مطمئن تر از دعانویسان نمی دانند. این طوری است که خانه دعانویسان همیشه شلوغ است و مشتاقان دیدارشان بی شمار و بی تاب. زنان زیادی از سراسر کشور آمده اند و در نوبت انتظار دیدار با دعانویس مشهور به گپ زدن با هم مشغول اند. زن کرد از دخترش می گوید که تا به حال دو بار خودکشی ناموفق داشته و آمده تا از دعانویس بخواهد طلسم بدبختی او را بشکند، می پرسم؛ «دخترتان را پیش روانپزشک برده اید؟»

- نه.

- چرا؟

- خب، دعانویس هم همان کار را می کند دیگر.

- چه کاری؟

- دعا می نویسد، می دهد تا طلسم این بچه شکسته شود و دست از این کارها بردارد.

- اما روانپزشک چنین کاری نمی کند. تازه از کجا مطمئنید که با دعا دخترتان خوب شود؟

- مطمئنم. همسایه هایمان قبلاً آمدند پیش حاج آقا. جواب گرفته اند.

- چقدر پول داده اند؟

- پول که نمی گیرد آقا.

- یعنی این همه آدم را روزانه مجانی می بیند؟

- نه. اما اسمش «پول » نیست.«نیاز » است.«نیاز » را هم قبل از نوشتن دعا می گیرند، وگرنه دعا تاثیر نمی کند،

زن دیگری به حرف می آید که؛ «خانم بگذار من بگویم بهت. زن برادرم با من دشمنی داشت و زندگی ام را طلسم کرده بود. بخت دخترم را بسته بود. اصلاً از اولش حسودی می کرد به اینکه اخلاق شوهر من خوب است. از چشم هاش که دیگر نگو. چشم زخمش زبانزد فامیل است. من آمدم پیش حاج آقا و او سحر این زن را برایم باطل کرد. من را از افسون زن برادرم خلاص کرد.»

- چطوری؟ اصلاً از کجا فهمید که چه کسی شما را افسون کرده؟

- این را که خودم می دانستم و بهش گفتم. او هم دعا نوشت، داد دستم. دعا را بردم گذاشتم زیر فرش آشپزخانه شان. یک قفل هم داد گذاشتم بالای سر دخترم. روی قفل عددهای باطل السحر نوشته بود. چند وقت بعد هم کلیدش را داد و یکی دو ماه بعد یک خواستگار خوب برای دخترم پیدا شد.

- دخترتان چند سال دارد؟

- ۲۰ سال. الان شش ماه است که عقد کرده.

- خب، سن زیادی نداشته و آمدن خواستگار در این سن هم اتفاق عجیبی نیست.

- شما حالیت نیست. ایمان نداری. می گویم دخترم را قفل کرده بود.

- خب پس حالا چرا دوباره اینجایی؟

- به خاطر شوهرم. من یک دعایی هم برای محبت بیشتر گرفته بودم که حاج آقا گفته بود بگذارم توی لباس شوهرم. چیزی نبود. دعا بود فقط. برای رفع چشم زخم و اینکه محبت مان بیشتر شود. اما وقتی که دید خیلی عصبانی شد. او هم مثل خودت ایمان درست و حسابی ندارد. حالا همه اش می گوید می ترسم چیزخورم کنی و به من بی اعتماد شده. آمدم تا حاج آقا کمکم کند.

- برای قفل و دعاهای قبلی چقدر پول دادید؟

- برای قفل ۶۵۰ هزار تومان. اما می ارزید، برای دعاها هم هر بار ۲۰ هزار تومان « نیاز » می دهم.
.

اخبار فال طالع بینی دعا نویسی

اپیزود سوم؛ تجارت تاروت با وقت قبلی

فرز و بامهارت «تاروت صغیر» و «تاروت کبیر» را روی میز می چیند. قبل از آن چند دقیقه یی هم به «برزدن » ورق ها گذشته. همین طور بی اعتنا به حضور جمع، کارت های مصورش را با حرکات موزون از این دست به آن دست می کند، درباره کارش هم توضیح می دهد؛ «این کار را اصلاً با رمالی و این حرف ها یکی نگیرید. تاروت یک هنر است. یک جور پیشگویی الهام بخش است…»

- یعنی شما تاروت را فال نمی دانید؟

- من؟ من که کاری با این حرف ها ندارم. به شما می گویم چون دارید می پرسید.

- می خواهم بدانم شما فالگیر هستید یا نه؟

- به چه دردت می خورد این سوال ها؟ سوال اصلی زندگی ات را از تاروت بپرس… اجداد من از کولی های اروپایی بودند که تاروت را از مصری ها یاد گرفتند. من هم دارم کار آنها را ادامه می دهم.

- یعنی شما از اروپا به ایران آمده اید؟

- بالاخره از یک جایی آمده ام دیگر. حالا اصلاً سوالی داری یا فقط آمده یی وقت تاروت را بگیری؟

- نه. اما خب برایم جالب است. این کارت ها، این فضا …

- این کارت ها را که می بینی با کلی بدبختی از اروپا آورده ام. کارت های ایرانی که به درد نمی خورد. یک مشت کارت به اسم کارت ایتالیایی می دهند توی بازار که همه شان هم سانسور شده. قطع اصلی تاروت را هم ندارد. اصلاً «آرکانای بزرگ» و «کوچکش» را که ببینی، نمی شناسی بس که بی کیفیت است…اگر رفتید جایی و دیدید طرف دارد با کارت های ایرانی تاروت می خواند، بدانید که هنوز خیلی تازه کار است و احترام تاروت سرش نمی شود… خب سوالت؟

- راستش دوستم سوال دارد…

موهای صاف رنگ شده اش را با دست کنار می زند؛

- ببین تو دیگر حتی اگر صد میلیون هم بدهی چون ایمان نداری، صمیمیت نداری برایت کارت نمی چینم. فهمیدی؟ می دانی چرا؟ برای اینکه جرات نداری از مشکلاتت حرف بزنی. جرات نداری از مشکلاتت سوال کنی. برای همین سوال های بی ربط می پرسی. من هم سرم خیلی شلوغ است. وقت برای این کارها ندارم.از پشت میز بلند می شود. دست هایش بزرگ و مردانه اند و به سیگار زنانه یی که با فندک اژدها نشان طلایی روشنش می کند، نمی آیند. بلند که می شود سر و صدای به هم خوردن زیورآلاتش می پاشد توی تاریکی اتاق زیرشیروانی . در و دیوار پر از طرح های نمادین و نقش های اسطوره یی است. با اشاره چشم و ابروی سیاهش از دوستم می خواهد که جای من، پشت میزگرد تاروت بنشیند. می پرسد؛ «چای یا قهوه؟» اینجا از مشتری هایش که پیش از آمدن باید تلفنی وقت بگیرند، پذیرایی مختصری هم می کند.

- خب سوالت را از تاروت بپرس. گفتی قبلاً هم آمده بودی؟

- بله. این سومین بار است که می آیم.

- هنوز هم نگران تمام شدن آن رابطه یی؟

- چه جالب،، یادتان است شما؟

برای اولین بار می خندد؛ «معلوم است که یادم هست.»

این بار یکی دو مرتبه که بر می زند به شیوه یی متفاوت کارت ها را روی میز می چیند. بعد شروع می کند به خواندن کارت ها. چند کارت را جابه جا می کند. تاکید می کند که کارت های سمت چپ مربوط به دوستم و کارت های سمت راست مربوط به طرف مورد نظر اوست. خطی به پیشانی «بوتاکس شده اش» می اندازد و می گوید؛ ای بابا….انگار نباید منتظر حل شدن سریع این موضوع باشی. کار بیخ پیدا کرده. طرفت کاملاً در فکر قطع رابطه است….اما شاید بشود یک کارهایی هم کرد…

سرعت و اعتماد به نفس و مهارت در چینش کارت ها مهم ترین ویژگی کار کسانی است که فال تاروت می گیرند. نزدیک ۵۰ سال باید داشته باشد اما جوان تر از سنش نشان می دهد. برای هر مشتری بیش از ۲۰ دقیقه وقت نمی گذارد. به هر حال همیشه دیگرانی هم هستند که از قبل وقت گرفته و روی صندلی های لهستانی کنار در به انتظار نشسته اند و بوی قهوه از فنجان شان می پیچد توی سکوت مرموز اتاق که با وجود پس زمینه موسیقی کولی های اروپا همچنان بر همه چیز غلبه دارد.

- همان قیمت دفعه پیش.

دوستم هفت اسکناس دوهزار تومانی از لای کتابش بیرون می آورد و می گذارد روی میز. زن سیگار دیگری آتش می کند؛

- به زودی سایت اینترنتی مان هم راه می افتد و راحت تر می توانید وقت بگیرید.

- چه خوب.

- راه که افتاد آدرسش را برای مشتری های ثابتم می فرستم. ضمناً اگر تا ماه دیگر وقت می خواهید همین الان به ماندانا بگویید. چون تا ۴۵ روز دیگر می روم تبت و مدتی نیستم.

دوستم می رود سراغ ماندانا تا وقت بعدی اش را بگیرد. ساعت ۶ بعدازظهر است و هر هشت صندلی لهستانی کنار در ورودی پر.

- تو بالاخره سوالت یادت نیامد؟ اگر خواستی دفعه بعد با دوستت بیا،

دارم به این فکر می کنم که حتی بدون سوال من هم درآمد همین چند ساعت اخیر کولی اروپایی، تنها در یک روز چیزی نزدیک به ۱۳۰ هزار تومان است؛ یعنی حدود یک سوم حقوق ۳۱ روز من،
.
فنجان قهوه فال قهوه اخبار فال طالع بینی دعا نویسی

اپیزود چهارم؛ زندگی یعنی قهوه کف فنجان

جمع شده ایم در اتاق پذیرایی. کلاغ های گرمازده در قاب بلند پنجره ها قارقار می کنند. «مادام» هنوز نیامده. قبلاً شرط کرده بود که نمی تواند وقتش را تلف کند. گفته بود اگر زیر ۱۰ نفر باشیم، نمی آید. یعنی برایش صرف نمی کند این همه راه بیاید چهار تا فال بگیرد و برود. مامان نازنین هم قول داده بود که ۱۰ نفر را حتماً جور کند. حالا ما ده نفریم؛ نشسته ایم توی اتاق پذیرایی روشن و دلباز مامان نازنین و کیک خانگی و چای تازه دم می خوریم که صدای زنگ در می پیچد توی سرمان. مادام به آژانس گفته برای دو ساعت دم در بایستد. خانم ها را یکی یکی به اتاق خواب نازنین دعوت می کند. به حریم خصوصی پایبند است و فال هر کس را فقط به خودش می گوید. تذکر می دهد که با خودمان قلم و کاغذ داشته باشیم تا پیشگویی ها و رهنمودهایش را یادداشت کنیم. نازنین نفر اول است. یک ربع بعد با کاغذی که ریزریز روی آن نوشته بیرون می آید. همه کنجکاوند که بدانند چه گفته و چه شنیده.

- خوب بود؟

- فوق العاده بود. گفت بچه ام پسر است. گفت ۶۵ تا ۹۵ درصد جنسیت بچه را درست می گوید.

- ۶۵ تا ۹۵ که خیلی فاصله دارد؟

- به هر حال درصدش یک اطمینانی بود. چند سال چین بوده. از روی یک جدول چینی جنس بچه را می گفت. ستاره دار یعنی پسر، بی ستاره یعنی دختر.

- فنجانت چی؟

- گفت زیادی ازش خوردم و ته مانده اش کافی نیست اما نعلبکی را روی فنجان گذاشتم و ۵ دقیقه بعد گفت در جهت عقربه های ساعت بچرخم و بعد فنجان و نعلبکی ام را خواند. گفت مسعود برایم می میرد. گفت بعد از زایمانم سفر می رویم؛ جایی که من دوست دارم. احتمالاً منظورش ترکیه بوده. یک چیز جالب هم گفت که دیگر کف کردم. گفت مسعود امنیت شغلی ندارد. راست می گفت. مسعود می خواهد کارش را عوض کند… خیلی وارد است بچه ها. این همه چیز می گوید فقط نفری ۱۵ تومان می گیرد.

صدای مادام می آید؛ «نفر بعد. زود باشین. معطلم نکنید دخترا.»

نازنین فوق لیسانس معماری است و مادرش معلم دبیرستان. مامانش می گوید؛ «ای بابا…اینها فقط جنبه تفریح دارند. می خواهیم دور هم جمع شویم. حالا چهار تا کلمه هم از یک فالگیر بشنویم،به اینکه نمی گویند خرافات.»

- یک ساعت گذشته و آژانس هنوز دم در است. مادام همه را ویزیت کرده. به نوشین گفته در فالت یک زن بانمک می بینم که به زندگی ات نظر دارد…»

- قبل از اینکه شال بلند قرمز رنگش را سر کند، اعلام می کند؛ «شماره موبایلم را که دارید. سه شنبه ها هم در آرایشگاه قهوه و ورق می گیرم. اگر مشکلی داشتید، بیایید. (می خندد) زندگی همین است دیگر…قهوه کف فنجان… بیایید. تازه قرار است آموزش «فنگ شویی» هم بگذارم.

فال ورق
اپیزود پنجم؛ تجارت پرسود خرافات

لازم نیست راه دور بروید. فال و «دعا» در خیابان های همین شهری که در آن زندگی می کنیم از ۲ هزار ریال تا دو میلیون تومان به فروش می رسد. از فال های حافظ در پاکت های کاهی گرفته تا کف بینی و چهره خوانی و آینه بینی و دعاهای گشایش طلسم. در این میان بعضی خدمات خرافی مثل «تسخیر جن» و «فروش موکل جن» هم مشتری های خاص خودش را دارد. مشتری هایی که اغلب پولدار و حتی تحصیلکرده اند و طیف متنوعی از زنان خانه دار تا خانم های استاد دانشگاه را دربرمی گیرند. عده یی از فالگیرهای تهرانی حتی با دریافت هزینه مکالمات تلفنی شان - البته به دلار- به مشتری های خارج از کشور هم خدمات خرافی می دهند. درآمد متوسط این گروه از فالگیرها گاه تا روزی یک میلیون تومان هم می رسد، این طوری است که خیلی از آنها در برج های شیک و مدرن پایتخت، دفتر کار و اغلب تنها به صورت سفارشی و با تعیین وقت قبلی، مشتاقان را می پذیرند. برخی از فالگیران برای گرفتن فال قهوه تا ۱۵۰ هزار تومان دستمزد می گیرند و زنانی هستند که تا ۵۰ هزار تومان هم برای احضار ارواح، فال ورق، یی چینگ، تعبیر خواب و فال شمع و تفاله چای پرداخته اند. از طرفی رمالی اینترنتی هم در سال های اخیر رشد عجیبی را به نمایش گذاشته است. براساس آخرین اطلاعات به دست آمده از موتورهای جست وجوگر اینترتی، در حال حاضر بیش از دو میلیون و ۱۷۰هزار صفحه وب در بخش فارسی خدمات فالگیری وجود دارد که اطلاعاتی درباره انواع فال در اختیار کاربران خود قرارمی دهند یا برای آنها به صورت اینترنتی فال می گیرند. بسیاری از این سایت ها کتاب های طالع بینی هندی، چینی و ژاپنی و انواع محصولات خرافی را معرفی کرده و با قیمت هایی بیش از قیمت پشت جلد کتاب می فروشند. فال های اینترنتی هم اغلب از دو،سه هزار تا ۳۰۰هزار تومان قیمت دارند که از طریق اعلام حساب های بانکی به دست فالگیرهای دنیای مجازی می رسد تا واقعیت هر روز بیش از دیروز در فنجان ها ته نشین شود.
.

فال - طالع بینی - گزاش اجتماعی - هفت تیر - www.7tir.biz - دعا نویسی - طالع بینی - فال ورق - کف بینی - زن فالگیر - دختر فالگیر - دعا نویس - تلفن دعا نویس

مرداد ۰۵

احمدی نژاد : اطلاع دقیق دارم که همه سربازان و نیروهای نظامی آمریکا با ما هستند.

اخبار داغ, اخبار ايران, اخبار سياسي, داغ, روانشناسي ۳۳۰ نظر »

محمود احمدی نژاد
سرباز آمریکایی در عراق در حال پنچرگیری پنچر گیری
هفت تیر ۷tir.com   :   احمدی نژاد روز پنجشنبه در دیدار با روحانیون و علمای استان کهگیلویه و بویر احمد، از شواهدی خبر داد که بنا بر آنها دنیا عوض شده است . او در این سخنرانی به سه نکته بسیار مهم اشاره می کند . از همان نکته هایی که هیچوقت اسم سوژه در آن برده نمی شود و همیشه چند ماه بعد از ماجرا توسط رئیس جمهور روایت می شود . اولین نکته این بود آقای احمدی نژاد اطلاع دقیق یافته اند که سربازان آمریکایی با جمهوری اسلامی هستند و به همین دلیل آمریکا جرات حمله به ایران را ندارد . دوم اینکه ایشان ادعا کردند که با یکی از نامزد های انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مذاکره کرده اند و نامزد ریاست جمهوری آمریکا به احمدی نژاد گفته است که او قصد دارد نظریات  و حرفها احمدی نژاد را در آمریکا جلو ببرد و جالب است که خبر به این مهمی را بعد از ماها اعلام کردند و نام شخصی که نامزد ریاست جمهوری آمریکاست و احمدی نژاد با او مذاکره کرده را نیز نیاورده اند . سومین نکته که گویا این هم خیلی اهمیت دارد این است که راننده هیات آمریکایی با اشاره انگشت به سبک صمد آقا به هیات ایرانی فهمانده که او هم با جمهوری اسلامی است و گویا دیگر در آمریکا کسی که طرفدار جمهوری اسلامی نباشد باقی نمانده است .

به گزارش رسیده از  یاسوج، در این دیدار دکتر محمود احمدی نژاد با بیان رسالتهای حساسی که امروزه به عهده روحانیون گذاشته شده، گفت: نقش علما باید بیشتر شود و حوزه های علمیه هم بحمدالله روز به روز در حال پیشرفت و ترقی هستند.

احمدی نژاد ادامه داد: در حال حاضر گرایش انسانها به سمت عدالت و ارزشهاست و این همان دورانی است که ما چشم انتظار ان هستیم. بگذارید چند تا از نشانه هایش را برای شما بگویم :

بیرون از ایران در همه جای دنیا حتی در خود امریکا ما نشانه های این بازگشت را می بینیم
سال گذشته که به نیویورک رفته بودم یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری امریکا گفت : فلانی ! همین حرفهایی را که تو می زنی ، من می خواهم اینها را در اینجا جلو ببرم . گفتم: چرا اینجور میگی ؟  گفت مردم اینجا این حرفها را می پسندند. این حرفها در اینجا خریدار دارد و مردم اینها را می خرند.

امروزقلب همه دنیا با ماست. ایرانی هر کجای دنیا که می رود عزیز است . من در عراق یک پیامی به  آمریکا دادم گفتم شما با چه چیزی ایران را تهدید می کنید؟ من دیده ام و اطلاع دقیق دارم که همین سربازان و نیروهای نظامی آمریکا با ما هستند .
در همین سفری که اخیرا آقای جلیلی، این جوان مومن رفت و در برابر هفت هشت تا از آدمهای مارخورده که هر کدام با هواپیماهای اختصاصی و با متن از پیش نوشته شده و… آمده بودند، نشست، راننده همان طرف مقابل وقتی جلیلی را می بیند، با انگشت به آقای جلیلی اشاره می کند و می گوید: ما با شما هستیم .

و همه جای دنیا همینطور است .
احمدی نژاد
ما به عنوان یک مسلمان در مقابل دین مسیح نیستیم. در مقابل دین یهود نیستیم، به روسای کلیساهای آمریکا گفتم، همین الان اگر حضرت عیسی تشریف بیاورند، هر دستوری به من بدهند، اطاعت می کنم که آنها تعجب کردند . پیامبر ما نقطه کمال را آورد نه نقطه نقابل را. دین فقط یکی است و همه یک چیز می گفتند .اسلام کمال یهودیت و کمال مسیحیت است .

وی با اشاره به شیوه تبلیغ و دعوت به اسلام گفت: همه اینها وقتی نتیجه می دهد که بالاخره یک حرکتی به وجود بیاید. تا یک حرکتی اتفاق نیفتد، کسی به دنبال حقیقت نخواهد رفت .
اگر در عمل دنیا دید ملت ایران پای پاکی و عدالت ایستاده است، دنیا فوج فوج به طرف ما خواهد آمد .امام زمان عصاره همه خوبیها و عدالت است و ما ماموریت داریم جهان را به انسان کامل دعوت کنیم. هرچه قدر هم این دعوت قوی تر باشد، اثرگذاری هم قوی تر است و کسی نمی تواند جبهه گیری کند. نظام ولایی اصلا یعنی فریاد بلند دعوت به امام و همه شان و ماندگاری نظام به خاطر همین است .

رییس جمهور افزود: خدا شاهد است من نامه ای را که برای بوش نوشتم، با وضو نوشتم و وقتی خواستم امضا کنم گفتم: ای خدای بزرگ، در این نامه هدایت قرار بده و اگر لجاجت کرد و مقاومت کرد، حیثیتش را ببر . این وظیفه ماست . خدا خودش می گوید می گوید: «اذهب الی فرعون انه طغی ….» حالا ما می خواهیم جهان را به عصاره همه خوبیها و زیبائیها همه عشقها و واسطه فیض دعوت کنیم این خیلی جاذبه دارد و عامل وحدت است .
قابل توجه است احمدی نژاد چندی پیش در سخنرانی دیگری ادعا کرده بود که یکی فرماندههان نیروهای آمریکایی در عراق با او عکس گرفته است و به او اظهار ارادت کرده است که بعدا مسئولان عراقی افشا کردند شخصی که با احمدی نژاد عکس گرفته نظامی نبوده بلکه مترجم یکی از فرماندهان آمریکایی بود که خود آن مترجم اصلا آمریکایی نبود و عرب بوده است .
.
قبلی : نگاهی به ادعای عجیب احمدی نژاد در مورد قصد آمریکایی ها مبنی بر دزدیدن او
.

برچسبها : عکس - محمود احمدی نژاد -آمریکا - عراق - سربازان آمریکایی در عراق - عکس گرفتن فرمانده آمریکایی با احمدی نژاد - ادعای عجیب احمدی نژاد - مشنگ - 

تیر ۲۷

به مناسبت روز پدر : تو فقط نون دادی بابا

از كتاب خاطرات, جامعه, داغ, روانشناسي, عشق و خیانت ۳۱ نظر »

بابا
هفت تیر ۷tir.com
به قلم مسعود مشهدی از وبلاگ شاتوت : تو فقط به ما نون دادی بابا …. فقط نون دادی ….! ستاره به اسمون بود سوار موتورت مِشُدی مِرَفتی سر کار ! شبا هم با رفیقات مِرَفتی کوسنگی عرق خوری تا نصفه شب ! زیر لحاف صدای گریه های مادرمه مِفَهمیدم تو اتاق عقبی ! دیر کرده بودی بابا … دیر کرده بودی مادر گریه مکرد ! مو که خوابم مُبرد تو میامدی ! یادته بابا یک بار امدی مدرسه مو تو کوچه دکتر شیخ ؟ یادته مدیر ازت پرسیده بود مو کلاس چندُمُم ؟ یادته مُونده بودی چی جواب بدی ؟ بابا تو نِمدِنستی مو کلاس چندُمم ! خبر نداشتی ! تو چیجور بابایی بودی ؟ ارزو به دلم موند بابا یکبار ماچُم کنی ! ارزو به دلم موند بهم بگی پسرُم ! ارزو به دلم موند یکبار از سر کار بیای برام یک چیزی خریده بشی ! ازی ارزوها خیلی به دلم مونده بابا … باخام بُگم شب مِره ! خیلی دلم سوخته تا حالا ! همسایه بغل دستی یادته بابا … اسم بچه اش افشین بود ؟ هم سن و سال مو بود ! همیشه حسودیم مِرَفت بهش … بس که باباش دوستش داشت ! یک روز ظهر دیدم باباش از عقب ماشینش یک دوچرخه دراورد … ازی قِشنگا… اهنیا ! بره افشین خریده بود … تو که نفهمیدی مو چقدر گریه کردم ! چقدر حسودی کِردُم ! بابا یادته یکبار با بیل زده بودم به پای سعید ( داداش بزرگه ) ؟ یادته ظهر که امدی از سر کار از ترس پشت در اتاق قایم شده بودم ؟ یادته پیدام کردی بابا … یادته همچی زدی تو گوشم که به خودم شاشیدم بابا … لامصب سی و چند سال گذشته مو هنوز یادم نِرفته ! تو چیکار کردی بره ما بابا … فقط نون دادی … فقط نون دادی … ای مرده شوره ای نون ره بُبُره ! پس کو محبتت بابا…کو نوازشت … چرا مثه سگ ازت مترسیدم …. چرا رفیق نبودی … چرا دست به سرم نِکشیدی … چرا بهم نگفتی ( بابا جان ) ؟ باباهایی که فقط نون بدن باباهای خوبی نیستن ! هی ماخام بگم تو بابای خوبی نبودی … هی ماخام بگم تو بابای خوبی نبودی … نِمتِنُم بابا جان … ولی کاش بابای بهتری بودی ! کاش دستت نون بود و تو چشمات محبت ! کاش بجای عرق خوری با رفیقا ماره مُبُردی سینما … ولش کن اصن … ولش کن …. روزت مبارک باباجان … روزت مبارک !
.
آدرس جدید سایت هفت تیر :
www.7tir.biz

تیر ۱۶

شکایت از همسر سابق به خاطر حضور در کابوس های شبانه

اخبار داغ, اخبار ايران, حقوقی, داغ, روانشناسي, مطالب جالب ۲۳ نظر »

شکایت کابوس وحشت ترس زن جادوگر

هفت تیر ۷tir.com : مردی به خاطر حضور همسر سابقش در کابوس های شبانه از او شکایت کرد.به گزارش خبرنگار ما چندی قبل مردی با مراجعه به دادسرای ولیعصر از همسر سابقش شکایت کرد و گفت وی شب ها به خوابش می آید و او را آزار می دهد. در پی اظهارات عجیب این مرد پرونده به شعبه ۲ دادیاری ارجاع شد و دادیار معصومه فرقانی ها تحقیقات خود را در این باره آغاز کرد. شاکی که جمشید نام دارد ماجرای کابوس های شبانه اش را برای دادیار پرونده اینطور شرح داد؛ من و همسرم نسرین ۶ سال بود که با هم ازدواج کرده بودیم و زندگی خوبی داشتیم اما در یکی دو سال اخیر او با کارهای عجیبش باعث رنجش من شده بود. نسرین مدام به دنبال کارهای غیرطبیعی مثل جادو، خواندن ورد و کارهایی از این دست بود. من هم با انجام این کارها در خانه ام مخالف بودم. همین عامل باعث اختلاف بین ما شد و در نهایت پس از مدتی کشمکش و درگیری روزی به دادگاه خانواده رفتیم و از هم جدا شدیم. جمشید ادامه داد؛ پایان زندگی مشترک من و همسرم با آغاز کابوس های شبانه همراه بود. از روزی که از نسرین جدا شدم، او شب ها به خوابم می آید و مرا آزار می دهد. در این شش ماه حتی یک شب هم نتوانستم آسوده بخوابم. این مرد همچنین مدعی شد برای اثبات گفته هایش حاضر است شاهد معرفی کند. او در این باره گفت؛ در کابوس هایم به جز من و نسرین افراد دیگری هم حضور دارند که اگر لازم باشد من حاضرم آنها را به دادسرا بیاورم تا شهادت بدهند نسرین شب ها مرا آزار می دهد. او همچنین گفت؛ این رفتارهای همسر سابقم به خاطر انجام کارهای غیرطبیعی او است. وی نیروی عجیبی دارد که می تواند به خواب هر کس برود. طبق اطلاعاتی که من دارم او به جز من به خواب افراد دیگری نیز می رود. اما من که دیگر تحمل این کابوس ها را ندارم تصمیم گرفتم از را ه های قانونی این موضوع را پیگیری کنم.پس از اظهارات این مرد دادیار پرونده از آنجایی که هیچ راهی برای اثبات ادعاهای این مرد وجود ندارد و پیگیری این موارد در دادسرا امکان پذیر نیست، پرونده را مختومه اعلام کرد.
.

شکایت - همسر سابق - کابوس - شبانه - حقوقی - خانواده - خواب وحشتناک

تیر ۰۳

نگاهی به ادعای عجیب احمدی نژاد در مورد قصد آمریکایی ها مبنی بر دزدیدن او

اخبار داغ, اخبار سياسي, داغ, روانشناسي, مقالات سياسي ۳۶۵ نظر »

آقای احمدی نژاد چند روز پیش در اجلاسی در حوزه علمیه قم شرکت کردند و در آنجا سخنان عجیبی را مطرح کردند که به یکی از مهمترین جنچالهای رسانه ای روزها اخیر بدل شده است . آقای احمدی نژاد در این اجلاس اعلام کردند که آمریکایی ها هنگام حضور او در عراق قصد دزدیدن او را داشتند که با جا خالی دادن ایشان و سپس فرار سریع تر به سوی ایران موفق نشدند . این ادعا مورد تکذیب مقامات عراقی قرار گرفته است و مقامات آمریکایی هم در این مورد سکوت کرده و لازم ندیده اند چیزی بگویند . آقای غلامحسن کرباسچی در این مورد امروز مقاله ای نوشته است که در سایت قرار می گیرد :

احمدی نژاد عبدالحکیم عزیز عراق
هفت تیر ۷tir.com به قلم غلامحسین کرباسچی : هنگامی که ادعای اخیر آقای احمدی نژاد مبنی بر برنامه‌ریزی و توطئه آمریکایی‌ ها برای ربودن و یا ترور ایشان در ‏عراق را شنیدم، به لحاظ بزرگی و اهمیت این ادعا جهت دستیابی به ماهیت مسئله و این که طرف مقابل در این مورد ‏چه موضعی خواهد گرفت، کنجکاو شدم.‏‏ ده‌ها بار سایت‌های گوناگون خبری، اخبار رادیو و کانال های مختلف تلویزیونی را از زمان انتشار خبر تا این لحظه که ‏چهار روز می‌گذرد، جست‌ وجو کردم تا شاید اطلاعاتی تازه و نیز واکنش‌هایی از سوی رسانه‌های جهانی به‌ویژه ‏آمریکایی را شاهد باشم که تنها امروز یکی از مقامات رده چندم دولت عراق آن را تکذیب و روزنامه شرق‌الاوسط از ‏قول یک مقام دون رتبه آمریکایی ادعای بی‌خبری از موضوع را کرده است‎. ‎

نزد خود محاسبه کردم یا ادعای جدید رئیس‌ جمهور ایران را نشنیده‌اند که در دنیای امروز امری محال است یا از لو ‏رفتن و برملا کردن طرحشان توسط رئیس‌ جمهور ایران آنقدر شوکه شده‌اند که هنوز خود را جمع و جور نکرده و قادر ‏به موضع‌گیری نیستند! یا وحشت دارند که مبادا ایران به بهانه این توطئه عمل متقابلی انجام دهد! یا از ترس آبروریزی ‏بین‌المللی و تروریست قلمداد شدن آمریکا (که خود بزرگ‌ترین مدعی مبارزه با تروریسم است) یا…‏

از سوی دیگر فکر کردم به لحاظ عرف بین‌المللی لااقل در کمترین اقدام دولت ایران می‌بایستی در قبال این مسئله ‏اعتراض رسمی خود را به دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران، به سازمان ملل و شورای امنیت و یا حتی به دولت عراق ‏اعلام می‌کرد؛ چرا که هرگونه بی‌تفاوتی نسبت به این ادعای بزرگ معقول و منطقی به نظر نمی‌رسد و قطعا سیاست ‏خارجی و دیپلماسی ایران را در آینده به ویژه در ارتباط با کشورهای گوناگون تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.اگر چنین ‏توطئه‌ای در کار بوده است، مسئله باید از جانب ایران و عراق با توجه به نقض حاکمیت دولت عراق و توطئه علیه ‏ایران در سازمان‌های بین‌المللی مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین چرا تاکنون و پس از گذشت بیش از سه ماه هیچ ‏شکایتی به‌صورت رسمی به مراجع بین‌المللی تقدیم نشده است؟ نشان ندادن هیچ واکنشی چگونه توجیه‌پذیر است؟ آیا این ‏وهن کشور و ملتی با این همه سابقه و عظمت نیست؟ و آیا این‌گونه عبور کردن از چنین ادعای مهمی وهن انقلاب و ‏نظام و… نیست؟

‏ اگر این مسئله برای رئیس‌جمهور آمریکا یا هر کشور دیگری پیش می‌آمد آنها چه می‌کردند؟ در طول این مدت تا به ‏حال چقدر روی این مسئله جو می‌ساختند؟ تا مرز صدور چه قطعنامه‌هایی پیش می‌رفتند؟ آیا فقط به این دلخوش ‏می‌کردند که با مهارت حفاظتی و تغییر برنامه‌ها از مهلکه جستیم و آنها ناگهان ما را در هواپیما و در راه برگشت دیدند؟ ‏آیا صحنه سیاست بین‌المللی و روابط خارجی و عمل و عکس‌العمل‌های در این زمینه صحنه اینگونه ‏داستان‌سرایی‌هاست: «آنها دنبال کردند، ما جای خالی دیدیم و ناگهان فرار کردیم»؟ ‏

این گزارش‌ها که به آقای رئیس‌جمهور داده شده است اگر خودشان باور کردند چرا نخواستند وزارت خارجه و ‏مسوولان کشور برخورد و اعتراض کنند و اگر خود ایشان نیز این را باور نکرده‌اند، چطور چنین مسئله سستی را در ‏چنین جمع مهمی که از تمام رسانه‌های کشور و در صحنه تبلیغات بین‌المللی عنوان می‌شود، مطرح کرده‌اند؟

‏ اجلاس حوزه علمیه قم که جمعی از بزرگ‌ترین شخصیت‌ های مذهبی و سیاسی کشور در آن حضور داشتند و در مکان ‏مورد توجه و مهمی مثل قم که یک جمع دورافتاده در یک شهر کوچک نبود تا رئیس‌جمهور در جمع هواداران خود به ‏سخنرانی احساساتی بپردازد، جایی که این همه دانشمند و عالم دینی نشسته‌اند تا برای امور مهم کشور بر مبنای ‏مطالعات عمیق و بدیع دینی خود چاره‌جویی کنند؛ طرح چنین سخنانی که در خوشبینانه‌ترین حالت باید گزارش‌های ‏احتمالی خوانده شود، چه نتیجه‌ای خواهد داشت و عجیب‌ تر از آن عدم بروز هرگونه عکس‌العملی از سوی حاضران در ‏اجلاس است که موضوع را شگفت ‌آورتر می‌نماید
‎.

قبل از برگزاری اجلاس مذکور گفته می‌شد که قرار است در آنجا سوالاتی از آقای رئیس‌ جمهور در رابطه با مسائل ‏جاری کشور، مسائل اقتصادی به ویژه گرانی‌ های اخیر و همچنین فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی به خصوص فضاهای ‏ایجاد شده از سوی برخی محافل به ظاهر علاقه‌مند به ایشان علیه برخی شخصیت‌ها عنوان شود و طبعا طرح چنین ‏ادعای بزرگی می‌توانست پرسش‌های چهره‌های بانفوذ سیاسی و مذهبی حاضر در اجلاس در مورد مسائل جاری کشور ‏و اتفاقات اخیر را تحت ‌الشعاع قرار دهد ولی آیا رئیس‌ جمهور توجه داشتند که واقعا به چه بها و چه قیمتی؟! به هر حال ‏امیدواریم دستگاه‌های ذی‌ربط پیگیری ادعای اخیر آقای رئیس‌جمهور را در اولویت کاری خود قرار داده و در صورت ‏وجود مدارک و مستندات مطمئن بر صحت چنین توطئه‌ای مسئله را از طریق سازمان‌های بین‌المللی و… دنبال کنند و ‏چنانچه گزارش رسیده مورد تایید قرار نگرفت، توجه آقای رئیس‌جمهور را به عواقب استفاده از چنین ابزارهای ‏تبلیغاتی و لطمات ناشی از آن بر روی منافع درازمدت کشور و نظام جلب نمایند.
.
کروبی به احمدی نژاد: نمی‌خواهد که جهان را مدیریت کنید . به فکر گوجه ‌فرنگی مردم باشید
. اولین نامه رئیس جمهور آمریکا به ایران بعد از انقلاب
.
ادعا - عجیب - احمدی نژاد آمریکایی ها - آمریکا - دزدیدن - آمریکا - رئیس جمهور ربایش

اسفند ۰۱

از علاقه‌مندی به هنر تا گرفتن امضا از هنرمندان

داغ, روانشناسي, مطالب ادبي و تاريخي, مقالات ۱۲ نظر »

امضا خجسته
هفت تیر ۷tir.com مقاله به قلم ع . زارعی :
داستان علاقه‌مندی به هنر در نوجوانان و جوانان ما، متأسفانه گاهی در این حد است که بیش از آن که به اصل هنر و هنرمند بپردازند، به جمع کردن امضای این و آن و عکس گرفتن و سؤال کردن‌های بی دلیل و بی جا و حتی گاهی مضحک می پردازند.

 

هر چند تمام این گزینه ها از روی علاقه شدید و در موارد زیادی متعصبانه اتفاق می افتد، به هر حال نیازمند بحث و بررسی است. حال اگر این عمل از سوی یک نوجوان ‌١۴-۱۳ ساله انجام شود، تا حدودی توجیه پذیر است، اما وقتی همین حرکت از سوی یک انسان ‌۴٠-۳۰ ساله اتفاق می افتد، چه باید گفت؟

 

متأسفانه در خیلی از برنامه های هنری و به خصوص موسیقی،‌ امکان ارتباط مستقیم هنرمند با مخاطب اش خیلی وجود ندارد؛ چرا که تعداد علاقه مندان آن قدر زیاد است که باعث آزردگی جسمی و روحی وی می شود. از سوی دیگر خیل مشتاقان این انتظار و توقع را از هنرمند محبوب شان دارند.

 

تلاش برای گرفتن امضا و عکس یادگاری به تنهایی افتخار به حساب نمی آید، هر چند در مجموع هم به عنوان نشان قهرمانی نیست، ‌اما برای آن دسته از افراد که جز علاقه مندی، دخالت دیگری در هنر ندارند، گرفتن عکس و امضا از هنرمند مورد علاقه شان، حتی اگر او با قیافه ی عبوس در کنار آن‌ها قرار گرفته باشد، معادل چنین نشانی است که به زعم آن‌ها، به سادگی به دست نمی آید!

 

دیدگاه سطحی نگر،‌ یکی از مهم ترین عوامل اصرار بر گرفتن امضا و عکس - البته از نوع اجباری و بی دلیل آن!- و طرح پرسش های فاقد وجاهت عقلانی از سوی گروهی است که با وجود علاقه‌مندی، به چند دلیل امکان حضور حقیقی و جدی آن‌ها در عرصه ی هنر فراهم نشده است: دیدگاه و شرایط خانواده، سستی و کاهلی در انجام تکالیف موسیقی و پی گیری نکردن آن با حضور یکی دو جلسه ای،‌ چشم و هم چشمی های دوستانه و خانوادگی. شاید در نگاه نخست بررسی روان‌شناسی این مسأله، استهزا آمیز به نظر بیاید، اما حقیقت آن است که توجه به همین اصول و امور بدیهی است که راه را برای رسیدن به موفقیت های جامع و امور کلی باز می کند.

 

ذهن وسیع گرا و ایده آل خواه به کوچک ترین جزییات توجه می کند تا در راه رسیدن به پیروزی‌های فردی و عمومی، از وجود آن‌ها استفاده نماید. ذهن خردگرا آن قدر توانایی نخواهد داشت که راه پر پیچ و خم موفقیت را به پایان برساند.

 

بنابراین از همین مسأله ی به ظاهر کوچک عکس و امضای نامناسب -نامناسب از آن لحاظ که وقتی با یکی عکس می گیری، حداقل طرف مقابل باید راضی باشد و بخندد!- و پرسش های نا به جا، دیدگاه افراد را می توان دریافت، چرا که آن عکس و امضا یا بعد از مدتی، فراموش می شود، یا دور ریخته می شود یا اصلاً به خاطر آن که بایستی به عنوان مدال افتخار به همه نشان داده شود، گم می شود، آن هم امضاهایی که روی اسکناس و دفترچه ی تلفن و جزوه ی دانشجویی درج شده است!!!

 

حال آن که آدم ‍ژرف اندیش، نگرش عمیق اش را در همین جا هم نشان می دهد که هم خوب تلاش می کند، هم ذهن اش برای دنبال کردن پرسش های منطقی و پر محتوی پویا است و اگر هم عکس بگیرد، می داند که هنرمندش راضی است و می خندد، و امضا هم که به طور کلی به درد او نمی خورد، نه به درد این دنیای ‌اش و نه آن دنیا
.

امضا بازیگران - امضا هنرمندان - امضا - عکس هنرمندان

بهمن ۲۶

روانشناس زندان در توالت با یک زندانی روانی آمیزش کرد وحامله شد

اخبار داغ, اخبار جهان, داغ, روانشناسي, عشق و خیانت ۸۱ نظر »

یک روانشناس زن شوهردار در زندان با یک زندانی شیزوفرن آمیزش کرد و از او حامله شد!

هفت تیر ۷tir.com : در انگلستان صحبت از این عشق عجیب است. استفانی ریوس زن روانشناس ۳۰ ساله در زندان Ashworth به عنوان روانشناس برای مجرمان دارای مشکلات روحی کار می کرد. هنگامی که این زن ۳۰ ساله با یک مجرم زندانی مبتلا به شیزوفرن پارانوییدی عشق را تجربه کردند ، و در توالت زندان مخفیانه آمیزش کردند آنچه نباید می شد سرانجام اتفاق افتاد .

رابطه جنسی روانشناس زندان با زندانی
استفانی شوهردار با این بیمار بیست ساله مجرم که به جرم دزدی مدت زندانش را می گذراند آمیزش کرد و از او حامله شد!

بعد از حاملگی هم شوهرش او را طلاق داد هم از کارش اخراج شد ۰.

وی که در دادگاه به جرم س.ک.س در محل کار محاکمه می شد به جرم ارتکابی اعتراف کرد. استفانی در دادگاه گفت: با او رابطه داشتم. فقط یک بار با وی در توالت زندان آمیزش کردم. از او با یک آمیزش حامله شدم اما نوزادم را هم می خواهم. عاشق شدم و جرمم را قبول دارم!

روانشناس زن با این اعتراف همه را شگفتزده کرد. وی با اعتراف به جرم بمدت ۱۲ ماه از کارش تعلیق شد. استفانی که منتظر تولد جنین داخل شکمش است علاوه بر این گفته است می خواهد با پدر فرزندش یک زندگی تشکیل دهد و منتظر آزاد شدن وی است!!


آمیزش جنسی - زن - زندانی روانی - روانشناس -
شیزوفرن

بهمن ۲۰

پلیس فارس در تعقیب زن روانی که سر دختر و گوش پسرش را برید

اخبار ايران, حوادث, داغ, روانشناسي ۲۴ نظر »

تحقیقات پلیس استان فارس برای دستگیری یک زن روانی که دختر سه ساله اش را به قتل رسانده و پسرش را به شدت زخمی کرده است، آغاز شد.

به گزارش هفت تیر ۷tir.com :  راز قتل دردناک فاطمه سه ساله در ۱۶ بهمن ماه سال جاری و زمانی که برادر مجروحش علی از پدر تقاضای کمک کرد، فاش شد. پدر علی که با تلفن پسرش از ماجرا باخبر شده بود بلافاصله با پلیس تماس گرفت و خود نیز به سمت منزلش حرکت کرد و زمانی به محل حادثه رسید که ماموران پلیس جسم غرق در خون و بی جان دختر سه ساله را داخل آمبولانس می گذاشتند. این در حالی بود که تکنسین های اورژانس جسم نیمه جان علی را هم بیهوش گوشه یکی از اتاق های خانه پیدا کردند و تلاش برای احیای وی را آغاز و سپس او را به بیمارستان منتقل کردند و در ادامه پدر علی برای انجام تحقیقات به اداره آگاهی انتقال یافت و به پلیس گفت؛ من سر کار بودم که پسرم علی با من تماس گرفت و با وحشت گفت مامان سر فاطمه را برید و من را هم با چاقو مجروح کرد و از خانه بیرون رفت. من که غافلگیر شده بودم فقط به ذهنم رسید که به پلیس خبر بدهم تا شاید ماموران زودتر از من به محل برسند و به پسرم کمک کنند. این مرد افزود؛ من و همسرم مریم سال ها پیش با هم ازدواج کردیم. بعد از ازدواج فهمیدم همسرم از بیماری شدید روانی رنج می برد و تولد فرزندان مان هم بیماری او را تشدید کرد. من و همسرم بارها با هم اختلاف پیدا کردیم. او نمی توانست خودش را کنترل کند و چندین بار به حالت قهر خانه را ترک کرده بود اما برادرانش او را وادار می کردند برگردد. من هم به خاطر اینکه فرزندانم بی مادر نباشند هر بار با مریم آشتی می کردم. وی ادامه داد؛ همسرم از زمانی که مجرد بود از یک نوع بیماری روانی رنج می برد که پس از به دنیا آمدن بچه ها بیماری او تشدید شد. متاسفانه من در جریان بیماری او نبودم و بعد از ازدواج متوجه موضوع شدم. در چند ماه گذشته مریم داروهایش را استفاده نمی کرد و حالش بسیار بدتر شده بود. در ادامه پلیس علی هشت ساله را که پس از عمل جراحی وضعیت بهتری پیدا کرده بود مورد بازجویی قرار داد. این کودک مجروح گفت؛ من و خواهرم فاطمه بازی می کردیم که ناگهان نمی دانم چه شد مادرمان یکدفعه عصبانی شد و صورتش حالتی خاص پیدا کرد. ما از ترس خشک شده بودیم، او اول با چاقو فاطمه را زد و من فرار کردم اما مامان مرا هم در اتاق پیدا کرد، با چاقو گوشم را برید و چند ضربه هم به گردنم زد. بعد لباسش را پوشید و بیرون رفت، تنها کاری که توانستم بکنم این بود که به پدرم اطلاع دهم. پلیس در ادامه متوجه شد مریم بعد از قتل دختر و مجروح کردن پسرش از خانه فرار کرده و به سراغ صاحبخانه قبلی اش رفته اما بعد از چند دقیقه آنجا را هم ترک کرده است. بنابر این گزارش تحقیقات گسترده پلیس شیراز برای دستگیری این زن همچنان ادامه دارد.

شیراز - زن روانی - استان فارس - سر دختر ۳ ساله - گوش پسر - قتل دختر توسط مادر

آذر ۲۸

دانشجویان زندانی پس از ۹ ماه بازداشت تبرئه شدند

اخبار داغ, اخبار سياسي, داغ, روانشناسي بدون نظر »

هفت تیر : احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی سه دانشجوی دانشگاه صنعتی امیرکبیر از شش مورد اتهامی در دادگاه عمومی تبرئه شده و شنبه آزاد می شوند. محمد علی دادخواه در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این مطلب افزود: دادگاه عمومی احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی را از ۶ مورد اتهامی توهین به مقدسات، توهین به حرم اهل بیت، توهین به مراجع تقلید، توهین به مردم شهر قم، توهین به عموم جوانان متشرع و بانوان محجبه، توهین به مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران اعم از ریاست جمهوری و وزیر علوم و رئیس دانشگاه امیرکبیر تبرئه کرد. وی افزود : دادگاه با وجود اینکه معتقد است هر چند موارد اتهامی کار دانشجویان مذکور نبوده است اما به دلیل منسوب کردن مطالب منتشر شده به بسیج دانشجویی، دچار نشر اکاذیب شده اند. بر همین اساس دادگاه حکم ۴ ماه زندان برای آن صادر کرده است که با توجه به اینکه دانشجویان بیش از ۴ ماه است در زندان به سر می برند، لزومی برای گذراندن این مدت در زندان ندارند. وکیل دانشجویان با بیان اینکه دادگاه بازداشت این سه دانشجو را ادامه نمی دهد، ادامه داد : این سه دانشجو در دادگاه انقلاب پرونده دیگری دارند و باید وثیقه بگذارند و آزاد شوند. به گفته وی پنج شنبه دادگستری تهران تعطیل است و شنبه دانشجویان آزاد می شوند.

Powered by web abzar . ابزار بلاگ & Icons by N.Design Studio , columnized by MangoOrange & phpkar.com

پیوندها

  • اکبر گنجی
  • دو هزار کتاب فارسی 5 هزار تومان
  • دوربین مخفی
  • پرفروش ترین کارتون ها
  • تبدیل عکس افراد به کاریکاتور
  • پرفروش ترین فیلم های سینما ایران
  • صد فیلم ترسناک تاریخ سینما
  • تالار گفتگو
  • جك جک
  • بانک مقالات فارسی

دسته‌ها

  • آموزش متفرقه
  • اخبار داغ
  • اخبار اقتصادی
  • اخبار ايران
  • اخبار بازار و قيمت ها
  • اخبار تكنولوژي و فناوري
  • اخبار جهان
  • اخبار دانشگاه
  • اخبار سياسي
  • اخبار سينماي ايران
  • اخبار هاليوود
  • اخبار وبلاگستان web
  • اخبار ورزشي
  • اخبار ویژه افراد مشهور
  • از كتاب خاطرات
  • برنامه نويسي و كد ها
  • ترفندهاي اينترنت و وبگردي
  • ترفندهاي ويندوز و كامپيوتر
  • ثروت و موفقیت
  • جامعه
  • حقوقی
  • حوادث
  • داغ
  • دانستني ها
  • دانلود كتاب pdf
  • دانلود موزيك های مجاز
  • دانلود نرم افزار
  • روانشناسي
  • زنان، دختران و خانواده
  • سرمقاله
  • سيم كارت و گوشي موبايل
  • شادابي پوست
  • شعر نو
  • طنز و سرگرمی
  • عشق و خیانت
  • عکسهای جالب
  • فيلم ها و كليپ هاي ديدني
  • كدهاي جاوا اسكريپت
  • مذهبي
  • مصاحبه
  • مطالب ادبي و تاريخي
  • مطالب جالب
  • مقالات
  • مقالات ديني
  • مقالات سياسي
  • مقالات علمی
  • نرم افزار موبايل
  • يك عكس يك خبر
  • پزشكي و سلامت
  • گالري عكس هنرمندان
  • گزارش
  • گزارش تصويري

  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
  • اردیبهشت ۱۳۸۷
  • فروردین ۱۳۸۷
  • اسفند ۱۳۸۶
  • بهمن ۱۳۸۶
  • دی ۱۳۸۶
  • آذر ۱۳۸۶
  • آبان ۱۳۸۶
  • مهر ۱۳۸۶
  • شهریور ۱۳۸۶

Meta

  • Entries (RSS)
  • Comments (RSS)
  • WordPress
  • ورود

فروشگاه

  • نرم افزار های حرفه ای مونتاژ عکس و پیش بینی و زیباسازی چهره

  • ویندوز ایکس پی xp بدون نیاز به نصب

  • صد فیلم ترسناک تاریخ سینما

  • DVD ۱۲ موسیقی سنتی تصویری ، فوق‌العاده جذاب و دیدنی

  • مجموعه کامل پت و مت

  • مجموعه کامل کارتون های تام و جری از ابتدا تا کنون بدون سانسور

  • سیصد فیلم برتر تاریخ سینمای ایران از ۱۳۵۳ تا ۱۳۸۷

  • برنامه تبديل عكس به كاريكاتور

  • همه کارتون های ۲۰۰۷- ۲۰۰۸ بهترین هدیه به کودکان

  • آموزش زبان در خواب

  • دو هزار کتاب در ۲ سی دی : معادل یک میلیون تومان کتاب
  • اکبر گنجی